آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

در رحمت

ارسال شده در تاریخ : 15 اردیبهشت 1398 | شماره ثبت : H947828

« درِ رحمت »

برای کُشت4 و نابودی ،بیارم غیرت5 زر را

برای زحمت نیکان ، نمایم خدمت خر را

به پاس زحمت نیکان ، بدارم باز هـر در را

برای آنکه بـتوانم ، جلوگیری کنم خر را

بیاید موقع خرمن ، درخت از آورد بـر را

بهار باز گردد ، نـباشد بهره ای خر را

بیا ای مرد روشن دل ، به بالاتـر بـبر سر را

که دایم زیر بار آرند ،چه حیوان و چه هر خر را

خوراک روح تو پندس ، به پند من بنه سر را

علوفه در سر اوخور1 خوراکش می دهن خر را

درخت میوه می دارد ، مُقدم میوه ی تـر را

هزاران شاخ و برگ آن، ندارد قدر یک بـر2 را

گشودم من درِ رحمت ،شکستن ابلهان در را

به هم پیچاندن آن امرم و قانون پیامبر(ص) را

علی را من ولی خواندم،نخواندن صحبت من را

بهم بشکستن آن امرم،شکستن از علی(ع) سر را

نباشد با چنین مردم ،دیگر یک صحبتی من را

شکستن اینچنین مردم ، زِ اول صحبت من را

به هردرشان امیدی هست،رَوَن جوین همان در را

بر آنها در بـبستم من، دیگر نگشایم آن در را

نه این صحبت برآنها شد،بگوئید بنده ی من را

به من حاجت اگر دارن،بجوین صحبت من را

دیار من فراخ3 آمد ، نمی جویند خود من را

بسا پیغمبران بودن ، بگفتن صحبت من را

تو گر غمخوار خود باشی، شنو اینگونه پندم را

نـبینی قدرت دستم ، نظام و طرز کارم را

مرا حجت نمی باید ، دیگر با تو قرارم را

زِ من حجت تمام آمد ، ببین لیل و نهارم4 را

من از تو بی نیاز هستم ، بدادم بر تو پندم را

تو را با من سر وکارس ، تو داری انتظارم را

مگر کافی نمی دانی ، همه آیات و برهان را

دیگر برهان چه می خواهی،نمی بینی کتابم را

اگر روشن دلی باشـی ، بـبینی امر قرآن را

کتابـم را مگر کوری و آن آیات امرم را

تو را گوشی بدادم من ،که یاد آری نکاتم را

به یاد آری نکات من ، بدانـی رمز کارم را

شهیدان وصفشان گفتم، بخوان آیات قرآن را

شهیدان زنده می باشند،دهند بر راه من سر را

حسن را یک قلم دادم ،یکی بنوشت هزارم را

نهانـهایم نمی داند ، نوشت آن آشکارم را

٭٭٭

4- کشتن 5- رشک- حسد- نگهداری عزت و شرف

1- آبخور- جای خوراک دام 2- میوه- ثمره 3-گسترده- باز 4- شب و روز

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 23 نفر 25 بار خواندند
ولی اله بایبوردی (22 /02/ 1398)   | حسین خیراندیش (20 /05/ 1398)   |

رای برای این شعر
حسین خیراندیش (20 /05/ 1398)  
تعداد آرا :1


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس