آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

علی اکبر (ع)

ارسال شده در تاریخ : 19 شهریور 1398 | شماره ثبت : H947996

« علی اکبر (ع) »
لیلا2 تو بیا ، مادر به بَرَم
بنگـر زِ برت رو در سفرم
لیلا من اگر بهرت پسرم
اما چه کنم، بهر پدرم
اکبر تو بیـا ، بـنشین به برم
ای قوّت دل ، نور بصرم3
ای اکبرم ای نیکو پسرم
از رفتن تو خون شد جگرم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

لیلا تو ببین ، این چشم تَرَم
لشکر زده صف ، دور پدرم
لیلا تو مکن منع سفرم
نـتوان نگرم تنها پدرم
اکبر تو بـبین، این چشم ترم
من دوری تو ، نـتوان نگرم
از دوری تو ، بیچاره ترم
از مرگ تو ، من آواره ترم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

لیلا تو بکن گوش این سخنم
بر گو ، چه کند آخر پدرم
ای مادرم، ای شیرین سخنم
آخر نه مگر آن را پسرم
اکبر تو بُدی، چون تاج سرم
جاری بنگر ، اشکِ بصرم
لیلا تو بـبند بار سفرم
در این سفرس ،من رهگذرم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

اسباب سفر ، آور به برم
خُود4 و زره و تیغ5 و سپرم
اکبر به تو من باشد نظرم
از فرقت6 تو ،خم شد کمرم
اکبر به رهت ،من منتظرم
تا بار دیگر ، آیی به برم
مادر تو مبند بار سفرم
زین مُلک فنا ، من رهگذرم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

از بهر بقاء باشد سفرم
همراه همان ، دانا پدرم
ای اکبرم ، ای نیکو پسرم
از کودکیَـت آمد نظرم
دادم به تو شیر ،از این بدنم
تا گشته سفید ،این موی سرم
من طوطی تو، بـشنو سخنم
پُر خون بشود ، این بال و پَرم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

در خون نگری من غوطه ورم
مادر زِ غمت ، من با خبرم
مادر زِ بقاء باشد خبرم
در ملک بقاء ، آسوده ترم
این مُلک فنا ، آرَد ضررم
بر ملک بقاء ، آماده ترم
همچون پدر زیبا نظرم
از شوق بقاء من مفتخرم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

مادر تو بکن گوش این سخنم
بعد از من ، اگر رفتی وطنم
بر خواهر من ،برگو سخنم
در کربلا ، من شد وطنم
پیغام مـرا می بَـر وطنم
بر اهل وطن ،می گو سخنم
گفت: اکبرم آن شیرین دهنم
بر آب بقاء ، من تشنه ترم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

در زمره ی آن خونین کفنان
من هم یک نفر،خونین کفنم
من دورم از آن ، اول وطنم
در کربلا ، من شد وطنم
سوغات بـبر این پیروهنم
آنها تو مزن حرف از کفنم
در باغ جنان ، باید بـپَرم
نخلش بدهد ، آنجا ثمرم
در دایره ی مُلک وطنم
گل سر زند ، از خاک وطنم

ای مادر نالانم،ای مادر گریانم

٭٭٭
2- مادر علی اکبر(ع) 3- چشم 4- کلاه جنگی 5- شمشیر 6- جدایی – دوری

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 10 نفر 14 بار خواندند
حسن مصطفایی دهنوی (20 /06/ 1398)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس