آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

تقدیر حق

ارسال شده در تاریخ : 18 دی 1398 | شماره ثبت : H948395

« تقدیر حق »
زُلف یار ما ، در این عالم که بی تعبیر نیست
زلف تکمیلش در این عالم که بی تدبیر نیست
زلف پُـر تدبیر آن ،صد شوخ چشمی می کند
صد کشش دارد،یکی آنها به صد زنجیر نیست
زیر نخجیرش1 ،هزاران صد هزاران شیر هست
یک دَمی بر زیر نخجیر هزاران شیر نیست
اجتماعات بشر را در بَرَش ، امید ها است
نیم امیدی از آن ، بر صد جوان و پیر نیست
آخر ای دانا پسر ، فکری به کار خود بکن
آنکه بر ما رهبر است،کارش برِ ما گیر نیست
آدمی رام محبّت دارد آن ، نی جنگ و جهل
جنگ و جهل آدمی را ، نزد آن تأثیر نیست
کی به توفیری2 نظر بنموده بر شاه و گدا
پادشاهـی و گـدا را ، نزد حق توفیر نیست
ناله ی شب زنده داران را بَرش تأثیر هست
نزد آن زیباتر از این ناله ی شب گیر نیست
عالمی را زلف مشکینش،به خود دلبسته کرد
اینچنین علمی مگر افزونتر از اکسیر3 نیست
زلف پُر پیچ و خمش را هر که دید ،آزاد دید
عاشقان آزاد دارد ، در پی تسخیر نیست
زلف مشکینش چو مخمل نرم می باشد ولی
بُرشی دارد که آن برش به صد شمشیر نیست
زلف پُر پیچ و خمش را هر کسی تفسیر کرد
جز به نیکویی به تفسیرش،دیگر تعبیر4 نیست
کار و کردار نکویی را ، به خلقش یاد داد
لیکن از دست خودش،یک کار را تعمیر نیست
داد از این آدم ، بـپوید کار دنیـا تا به کـی
تا دم مرگ آدمی را ، کار دنیا سیر نیست
کار آدم ، بـی موالاتـی5 بُوَد بر کار حق
در مسیر حق اگر نَـبْود، بر آن تصویر نیست
کار آدم را برِ حق ، خود سری نـتوان گرفت
خود سری برکار حق،بی جرم وبی تقصیر نیست
مرغ روح آدمی را ، هر کجا تیـرش بـزد
آن رهایی اش دیگر از ضربه ی آن تیر نیست
ویلیام از خود سریهایـَش چه سود از دار بُرد
گویم عیسی(ع)را مگر دلبسته بر انجیل1 نیست
هر کسی تقصیر دارد ، زجر2 و تنبیه اش کند
لیکن آن زجرش،که پیش ازپیش آن تقصیرنیست
رزق جمله آدمی را ، ضامن است و می دهد
هرچه طفل آمد به دنیا، مادرش بی شیر نیست
زلف مشکینش هزاران پیچ و خم دارد ولی
در تمام زلف آن ،یک موی از آن تزویر نیست
آدم از تقدیر حق ، نـتوان که سرپیچی کند
هر چه آید بر سر آدم، بجز تقدیر نیست
آدم آن تقدیر حق ، را کی توان تغییر داد
دور دنیا گر بگردد ، تا زِ حق تغییر نیست
آن همه حکمت که حق ،بهر بشر ایجاد کرد
گر بشر نشناسد آن حکمت،بجز خنزیر3 نیست
ای حسن کار بشر را ، نزد حق تفسیر هست
آدم از کار خودش، قایل به یک تفسیر نیست
***
1- شکارگاه – شکار 2- تفاوت 3- تبدیل مس به طلا- کیمیا 4- بیان کردن - تفسیر 5- دوستی- پیاپی
1- کتاب حضرت عیسی(ع) 2- آزار و اذیت 3- خوک

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 15 نفر 24 بار خواندند
حسن مصطفایی دهنوی (19 /10/ 1398)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس