کرم  عرب عامری

کرم عرب عامری

امتیاز اعضا:

دفاتر شعر

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

آه آناستازیا دخترم(35)





آنچه بیشتر بعنوان ساختار شکنی در پست مدرن هدف است دگر گونی در محتوا نیست بلکه در فرم است سردمداران این جریان اینرا بارها بعنوان اصل عنوان کرده اند یعنی ضدیت با آنچه تابحال بوده تا بحال محتوا مهم بوده و بعد فرم ،پست مدرن فرم را اصل می داند چون بزعم خود می خواهد نو آفرینی کند و ساختار را بشکند و چون ساختار خودرا با فرم نشان می دهد باید آنرا شکست غافل از اینکه ساختار را درون می شکند ونه بیرون ، اینان با فرم آن هم اجزا بوجود آورنده ی فرم مانند رنگ در نقاشی ، نت در موسیقی و واژگان در ادبیات ، آجر در معماری... روبرو هستند با قرار دادن اتفاقی این اجزا فرم را می شکنند اگر عنصر اندیشه وارد شود اثر محتوا میابد و این خلاف اصل است گاهی این اتفاقها تصادفا معنی پیدا می کنند این جماعت معتقدند نیازی نیست معنی در وجود هنر مند باشد اما آنچه مورد نظر من است و شاید گروهی با آن همراه باشند این است که ما می توانیم اگر ضرورت درونی اثر پیش بیاید محتوای هنر و ادب گذشته را بشکنیم مثلا صورت تمام شعرهای حافظ بزرگ همچنان زیباست اما ما می توانیم بدون کاستن از ارزش آن با شکستن محتوای شعرهای اوبه معنی جدیدی برسیم نمونه بیت معروف (اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا- بخال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را) آیا ترک شیرازی یار دائمیست یا شاعر یک چشمداشت دائمی به او دارد ، یانه موقتا مورد توجه شاعر واقع شده است این شرط دروغین اما زیبا آیا از منزلت عشق اگر دائمی باشد نمی کاهد اگر موقت است نظر شما به این رابطه چیست ؟از بهم ریختن این اندیشه ی زیبا ما به یک محتوای جدید می رسیم ، رابطه ی عاشق و معشوق تجارت نیست و هیچ شرطی ندارد و امروزه در راه معشوق ، گذشتن از یک دارای بسیار کوچک بسیار با ارزشتر از قولهای بسیار بزرگ نسیه است از این گذشته تعامل بین عاشق و معشوق در زمان ما دوطرفه است که هردو با بخشیدن مال و دارایی واقعی مرتبه بالای عشق و عاطفه را بهم نشان می دهند و توسعه می بخشند ما می توانیم به همینگونه با بهمریختن معرفت و قراردادهای کلاسیک هنر و ادبیات خود و جهان به معناهای جدید دست پیدا کنیم اما پست مدرن این کاررا نمی کند هر فرمی راکه تخریب می کند وبا اجزائ آن بطور اتفاقی اثری پدید می آورد و داوری را به بیننده وا می گذارد بینندگان و خوانندگان با یک پیکر سلاخی شده روبرو می شوند که مجبور می شوند اجزائ بی ربط آنرا بهم وصل کنند وچیزی بگویند ازین اتفاقها بسیار زیباتر در طبیعت و هستی یافته می شود که علاوه بر نو بودنشان ارتباط منطقی در آنها دیده می شود؛ هنر انسانها را بهم نزدیک می کند حتی هنری که مطلب خاصی را برخ می کشد اما نه آن هنر یا شبه هنری که نتنها باعث رابطه ی شما با صاحب اثرنمی شود بلکه شمارا ازو دور می کند وبلکه بیشتر موجب خشم و نفرت هم می شود .
ما هنوز گذشته ی خودررا بررسی یا به اصطلاح نقد نکرده ایم ما هنوز فرصت نداشته ایم که خانه های کلنگی هنر و ادبیات کشورمان را بازسازی کنیم تا بیش ازین ویران نشود اما بسیاری از ما سراسیمه بدنبال آنچه توسط مهندسان شبه هنر مدرن غربی در جهان عرضه کرده اند می شتابیم بگمانم داریم اشتباه می رویم خانه ی پدری،مادری خودرا نوسازی کنیم آنطور که با انسانهای امروز و فردای میهنمان سازگارست نه آنطورکه شبه اندیشه های وارداتی می خواهند یا می گویند یک روش تولید به اصطلاح هنر که بسیار در شعروهنرما بازتاب دارد این است که شاعر و داستانسرایِ مرد معشوق را برای خود می خواهد بدون درنظر داشتن اینکه اوهم انسانست و باید عاشق شود عاشق فرد دلخواه خود ونه هرکسیکه اورا یکجانبه و مصرانه دوست دارد اما اویِ هنرمند هیچ توجهی به خواست معشوق ندارد درست مثل طفلی که عاشق جنسی در پشت ویترین شده واصلا نمی داند آن چیز برای او ساخته شده ویا بزرگتری که با اوست پول خریدنش را دارد؟ بنظر این عاشق که فقط قلم یا ابزار روانی برای نشان دادن احساسش دارد معشوق فقط برای او آفریده شدهو باید در خدمت عاشق باشد او یکه تاز و قهرمان عشق است برخی از ما هنوز در کودکیِ احساس خاک بازی می کنیم اگر شکست بخوریم تا آخر عمر واویلای آن انگیزه ی فعالیت ما خواهد بود و گناهش بگردن او که هیچ حرفی و عملی نداشته فقط مجسمه ای بوده که برای لذت بردن ما آفریده شده است ازینجاست که یک عمر تحقیر او شروع می شود چون عاشق در شکست هم باید پیروز باشد و معشوق در پیروزی هم باید احساس شکست خوردن کند؛ این روش در اینجا ختم نمی شود به موازی آن در حرکتهای اجتماعی هم نمود دارد هرگروهی در این صدو چندساله تاریخ میهنمان خود را عمده ترین و دیگر گروهها را خردترین معرفی کرده است اگر پیروز شده کار خودش بوده و اگر شکست خورده کار همان گروه ناچیز بوده است کنار گذاشتن این روشهای کهنه خود بخود مارا بسوی اندیشه های نو رهنمون می شود .
ادامه دارد

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 37 نفر 38 بار خواندند
یاسر رشیدپور (29 /07/ 1398)   | کرم عرب عامری (17 /08/ 1398)   |

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس