دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

تابوت

ارسال شده در تاریخ : 21 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947539

شهداء
امروز که دلم هوای نوشتن کرده است
از پس روز های به هم گره خورده، قلم به دست گرفتم ، قلم ناخودآگاه در دستانم می غلتد و جوهر نگارش از کسانی می گوید که بی دریغ در سکوتی حُزن ،در پس کوچه های معرفت درس رشادت به ما یاد می دهند.
از کسانی می گویم که آرام آرام پله های معرفت را طی می کنند و اقیانوس بیکران شهادت را در دستان خویش گرفته اند
از کسانی می گویم که نور عشق را در درون دریا گونه یشان لمس کرده اند وبا همه حرف و حدیث ها به راه عشق ادامه داده اند و در جا نزدند و درخون خویش محو محو شده اند
آری از شهدا می گویم آری از آنان می گویم که عطر ملائک از بوی تن آنها ست.

بر تابُوت خالی یت می گَریم غریبانه
بر نقشینه نامی یت می گریم غریبانه
هستی  تو علم دار این باران ِ خیزانه
جانا محو ساعی یت می گریم غریبانه
مملوِ ز ترانه هایت ،ژاله ی عطرانه
مستانه به ساقی یت می گریم غریبانه
آوازِ غمی نو بر آغوش وطن سر می زد
چشمانِ به ماهی یت می گریم غریبانه
عکسی زدلی بنشسته بر روی دیوار
زین تابشِ باقی یت می گریم غریبانه
#عبداللهی فر _(یأس)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 8 نفر 8 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا