دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

وصال

ارسال شده در تاریخ : 22 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947543

صفا کردم
من آن مرغم که عمری در قفس تنها صفا کردم
اگر هم ناله ای کردم به یاد آشنا کردم
درون سیل اشکم سوی دریایی ز غم هایت
ز هجرانت امید زندگی هر شب شنا کردم
امانت دار عشق آتشینی بوده ام عمری
قسم بر تار مویت گر که دست از پا خطا کردم
جفا ها دیده ام عمری اگر از خویش و بیگانه
به طاقت سوزی عشقت که آن ها را دعا کردم
چه شب هایی که خیل اختران مهمان من بودند
تو را از بین آن ها کوکب بختم جدا کردم
بهشتی دارم اکنون با خیالت باقی عمرم
چه غم گر عمر ناقابل به راه تو فنا کردم
"رها"تا عشق تو در دل و سودایت به سر دارد
برای خاکیان، هم عالم و آدم رها کردم
علی میرزائی "رها"

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 12 نفر 15 بار خواندند
علی میرزایی (23 /12/ 1397)   | ویکتوریا اسفندیاری (25 /12/ 1397)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا