دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

سراپا مهربانی

ارسال شده در تاریخ : 17 شهریور 1398 | شماره ثبت : H947988

سراپا مهربانی
رفتی و در حسرت تو اشک شب ها مانده است
در فراق تو دلم شیدا و رسوا مانده است
آمدی اما نپاییدی چو باران بهار
شد بهار من خزان درد و غمت جا مانده است
عشق طاقت سوز تو ای اختر شب های تار
کرده ام مجنون، که او بی یار و لیلا مانده است
آمدم چون سایه دنبال تو هر جا در بدر
تو ندیدی در قفایت عاشقی وامانده است
حسرت روی تو را با خود به محشر می برم
از ثری داغ تو در دل تا ثریا مانده است
روزگار عاشقان هرگز نگردد بر مراد
بعد عمری سوختن من را دریغا مانده است
ای سراپا مهربانی،خوب می دانی "رها"
مانده سر در زیر پر تنهای تنها مانده است
علی میرزائی"رها"

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 14 نفر 19 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس