دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

دل بیچاره

ارسال شده در تاریخ : 29 مهر 1398 | شماره ثبت : H948153

دل بیچاره
روزگارم که روزگار نبود،دل بیچاره خوب می داند
زآمدن رفتنم بگو که چه سود،دست تا عاقبت تهی ماند
کرده ام من نمایشی بازی،گه اسیر عجم گهی تازی
در جوانی و کودکی،پیری،به سرم کس گلی نیفشاند
ندهم فرق آب را از دوغ،نیست در چنته ام به غیر دروغ
همچنان اشرفم به مخلوقات،زندگی بر مراد من راند
بهر دنیا نه در، نه دروازه،کمتر است ارزشش ز خمیازه
گاه سرهنگی و گهی سرباز،بر مرادش تو را برقصاند
اختیاری "رها"به جلوت نیست،بد تراز کار های خلوت نیست
مشت فردی اگرکه باز شود،شادمان در محاق می خواند
علی میرزائی"رها"

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 17 نفر 24 بار خواندند
علی میرزایی (04 /08/ 1398)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس