دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

خون نوع بشر

ارسال شده در تاریخ : 04 آبان 1398 | شماره ثبت : H948171


ز خون نوع بشر سفره ها چه رنگین است
دریغ و درد اگر روزگار ما این است
به هر کجا که نظر می کنم زمستان است
بهار هم که رسد کو، کجا به آیین است؟
گناه این همه کودک چه بود، آن ها را،
به جای دامن مادر به سنگ، بالین است
بریدن سر مردم و بَرده کردنشان
به دست مردم دین دار ِ خارج از دین است
به نام نظم جهانی و هم حقوق بشر
سر بریده ی انسان به روی زوبین است
جوانیم که به تاراج رفت، در پیری
چه مانده است بگویم، مرا که شیرین است؟
چه حای امن در این روزگار وانفسا
"رها"خوش است که سر زیر پر و غمگین است
علی میرزائی"رها"

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 18 نفر 19 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس