سه گانی ۴

ارسال شده در تاریخ : 19 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947529

1 ¤ خواب دیدم، دوستم داری!
پرنده ای شدم با دو بال،
و ناگاه پریدم از یک خواب کال.


2 ¤ با تلاشی بی امان!
با آرزوهای ناتمام
مانده ام در کوچه های آب و نان.


3 ¤ چنان بارانم و می بارم؛
بدون چتر یک بار بیا
تا شوی خیس دوستت دارم.


4 ¤ برای امام زمان جانم(عج):
یک جمعه می آیی،
دل در انتظارِ توست؛
می آیی و لبخند تنها کارِ توست.


5 ¤ خورشید خفته در جانت،
در نگاه تو روشنایی هاست
صبح میشود با طلوع چشمانت.


6 ¤ هر بار این را می کنی انکار،
عطر وجود توست اینبار؛
اردیبهشت شده است انگار.


7 ¤ ای وای ز خزان این باغ
گل ها همه پژمردند؛
کاش مادرها نمی مردند.


8 ¤ والله که می چسبد
صبحانه و چایی که تو آری
لیلای شیرین قند پهلویم!


9 ¤ بارها آنها را می خواندم
مابین شش ضمیر جمع و مفرد
تنها "تو" را می پسندم.


10 ¤ برای استاد شجریان:
در ماه مهمانی خدا
با بانگ ربنای تو.
چه شوری میشد با نای تو!

سعید فلاحی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 10 نفر 12 بار خواندند
سعید فلاحی (26 /12/ 1397)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (26 /12/ 1397)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا