رهایی ۰۰۵

ارسال شده در تاریخ : 17 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947657

■ در محاصره بازوانت:
مانند سربازی که
آخرین تیرش را شلیک کرده
تسلیم میشوم
در محاصره بازوانت.


■ نفس های تو:
در کنار نفس های
همیشه بهاری تو
سبز
جوانه می زنم.


■ اخلاق مادرم:
- به تمامی مادران جهان:
هر چقدر نامهربانی میکنم
باز تو مهربانی
شک ندارم به خدایش رفته!
این اخلاق مادرم...


■ مادر:
مادر
آیه از قرآن است
هیچکس مانندش را
نخواهد آورد.


■ آغوشت:
آغوشت
بکر ترین خاک زمین است
برای این مرد.


■ عمر نوح:
می خواهم
زیر سایه ی دستانت
عمر نوح را تکرار کنم و
ملت دلت را
به یکتا پرستی دلم دعوت.


■ گیتار:
می نوازم تو را
مانند گیتاری
که تُن صدایش
پاسخ تمام سوال های عاشقانه است.


■ فصل آخر:
فصل آخر عمرم
زمستان نیست
وقتی است
که تو می روی.


■ اسب سرکش:
اسب سرکش دستانم
در دشت سرسبز سینه ات
پرچین های دکمه ات را
می پرد
و خویش را به مرتع آغوشت می رساند
و شعری می آفریند
به زیبایی یک رویا.


■ شاهزاده:
کاش آرزوی شاهزاده شدن
در سرزمین آغوشت
رویای شبانه های من نبود...


سعید فلاحی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 2 | مجموع امتیاز : 3 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 20 نفر 42 بار خواندند
ایمان اسماعیلی (18 /01/ 1398)   | محسن بیاتیان (19 /01/ 1398)   | سعید فلاحی (20 /01/ 1398)   | حسن مصطفایی دهنوی (23 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :3


نظر 6

  • ایمان اسماعیلی   18 فروردین 1398 15:34

    درودتان جناب فلاحی من ۵دادم نمی دونم چرا این ثبت شد rose rose

    • سعید فلاحی   20 فروردین 1398 04:48

      درودتان

      هرچه از دوست رسد نکوست

      ممنون از اینکه اشعار حقیر رو خواندید

      applause

  • محسن بیاتیان   19 فروردین 1398 23:06

    سلام جناب فلاحی
    کوتاه بود و زیبا
    قلم تان مانا
    rose rose rose rose

    • سعید فلاحی   24 فروردین 1398 10:51

      درود و ادب و احترام

      ممنون از همراهیتان

      پاینده باشید applause

  • حسن مصطفایی دهنوی   23 فروردین 1398 07:12

    درود جناب فلاحی
    زیبا سروده اید rose rose rose rose rose

ورود به بخش اعضا