رهایی ۰۱۰

ارسال شده در تاریخ : 24 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947693

▪معابد آغوشت:
آه لیلا
برای عبودیت
در معابد آغوشت
راه ام را
از راه پدرانم کج کردم
من در دین تو
به تمام شریعت ها مشرک شده ام.

▪طلا بانو:
طلاست بانوی من
تنها طلایی
که برای مرد
ضرر ندارد.

▪کوه:
و تو کوهی
بانوی من
ایستاده در بطن زندگانی ام
با شکوه
پر صلابت

▪باران:
بانوی من
باران
مرا عاشقانه
به زندگی پیوند می زند،
در تمام فصل های
دو نفره راه رفتنمان.

▪برکه ی زلال:
برکه ایست زلال
بانوی من
پر از ماهیان سرمست
که برای صید هر کدام
لبهایم را طعمه می کنم.

#چامک
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 2 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 17 نفر 38 بار خواندند
ایمان اسماعیلی (25 /01/ 1398)   | حسن مصطفایی دهنوی (25 /01/ 1398)   | مهدی صادقی مود (25 /01/ 1398)   | سعید فلاحی (01 /02/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :3


نظر 6

ورود به بخش اعضا