تنهایی

ارسال شده در تاریخ : 12 مهر 1398 | شماره ثبت : H948087

یه دریای آبی تو چشمای توست
که هفت دریا رو پس می‌زنه
تو بی من به غم میرسی
قدمات نفس نفس می‌زنه

تو ای همخواب پروانه ها
که از خواب گل رویا تری
میدونی تنهایی چه زجرآوره؟!
تو شهد عاشقی رو چند می‌خری؟!

من بی تو فردام پر مخاطره س
می‌ترسم از جایی نداره تو رو
نزار جهانم بی رنگ بشه
تنهایی بده، تو تنها نرو

و اینجا رنگ خون داره هر غروب
مثه رنگ سرخ رژ رو لبات
همه تن گوشم تا بشنوم
دوست دارم ها از صدات

بغل می کنم تنها عکستو
ی وقتایی که دلتنگ میشم
تو دریایی آرزوهای منی
ساحلت میشم که بیای به پیشم

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 8 نفر 10 بار خواندند
سعید فلاحی (23 /07/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (23 /07/ 1398)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس