حق با چشمان توست...

ارسال شده در تاریخ : 05 آبان 1398 | شماره ثبت : H948172


حق با چشم‌های توست
و لب‌های گس ات
و نگاهت که مزین است به غم
حق با چشم‌های توست
تو با آن مربای لبخندت
و شکوه زیبای تخت جمشیدی ات
در غربتی تلخ
در آغوش مادر
حق با چشم های توست
اما در این شهر سیمانی
رویا، وهم و خیال
به کار نمی آید
زیر برف یادت،
تنی را گرم نمی کند
و دستان مهربانت
چتری خوب برای روزهای بارانی نیست
حق با چشم های توست
اما اینجا حق تقدم با چشم و ابرو نیست
اختیار و انتخاب بر باد شد
و از گلویمان
جز اندوه نمی‌بارد
حق با چشم های توست
اما اکنون
در این زمستانِ لال
حرفی
حقی
چاره ای نمی ماند.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 18 نفر 21 بار خواندند
مهتاب ایزدسرشت (02 /09/ 1398)   | سعید فلاحی (09 /09/ 1398)   |

رای برای این شعر
مهتاب ایزدسرشت (02 /09/ 1398)  سعید فلاحی (09 /09/ 1398)  
تعداد آرا :2


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس