شب

ارسال شده در تاریخ : 13 آبان 1398 | شماره ثبت : H948208

و از جیرجیرک می پرسم
کیست در دلت پنهان؟
ناله هایت با کیست؟
از سرِ تنهایست؟
ناله زد و جهید
با نگاهی از تردید
گفت از سیاهی
از ظلمت
از دل پر سودای شب است
شب به سکوتش زیباست!
شب قشنگ است به همین
وهم تاریکی
و پنهان کاری
رنجش خورشید صبور
پسِ تابیدن
رفتن و گم شدنش
در پس آن پرده شب
شب قشنگ است
به همین تاریکی
با نسیمی که خنک آلود کند
تن گرمای زده ی دشت و دمن
در میان تن صحرای پر از عطر چمن

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 24 نفر 29 بار خواندند
سعید فلاحی (21 /09/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (21 /09/ 1398)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس