مترسک

ارسال شده در تاریخ : 12 آذر 1398 | شماره ثبت : H948298

مترسکی هستم
در جالیزاری دور و بی ثمر
همه ی کلاغ ها
با لبخند به کنارم می نشینند
گاهى خیره مى‌شوند
به دکمه های پیراهن پر از دلتنگی ام
و گاه می کوبند
منقار بر کلاه پوسیده ام
و من فارغ از چیستی ام!
خوشحالم به این معاشرت.

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 17 نفر 20 بار خواندند
سعید فلاحی (21 /10/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (21 /10/ 1398)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس