ایهام حافظ، تضاد سعدی - بخش دوم - پژوهشی از آقای علی خوش تراش

شعر سعدی نمونه متعالی غزل فارسی است و حتی می توان گفت شعر حافظ زاده شعر سعدی است.
سعدی در ادبیات تحول شگرفی ایجاد کرد یعنی کلام سعدی باعث شد گونه ای جدید از صنایع بزرگ ادبی پدید آید. (5 )
همچنان که دکتر عبدالحسین زرین کوب نیز در کتاب از کوچه رندان اقتباس های حافظ از سعدی را مورد تاکید قرار داده و آن را مقدمه ی پیدایش غزل هایی با ویژگی غزلیات حافظ دانسته است.
وی معتقد است که در دیوان حافظ بسیار است غزل هایی که در آنها شاعر نظرش به تقلید از سعدی بوده است .
تقلید از وزن و شکل آنها. حتی با آن که از لحاظ فکر و مضمون وی در آنها غالبا استقلال خود را حفظ کرده است، گه گاه هم مضمون سعدی را گرفته است و هم دانسته یا ندانسته آنها را تضمین کرده است.
در این گونه غزلیات، حافظ طبع روان سعدی را با ذوق صنعت و تکلف سلمان و خواجو که حتی اشعار مصنوع هم ساخته اند، به هم تلفیق کرده است و چیز تازه ای پدید آورده است(6)

عبدالعلی دستغیب محقق و نویسنده نیز بر این باور است که شعر سعدی اگر چه ادامه شعرای پیش از خود بود اما تحولی در ادبیات ما به وجود اورد. (7)
او همچنین معتقد است که اروپایی ها شعر سعدی را بهتر از حافظ می شناسند چرا که شعر حافظ بر خلاف شعر سعدی ترجمه پذیر نیست .
به نظر این محقق، بزرگ ترین شاعر ایرانی که بعد از خیام در اروپا مطرح است و شعرای مانند پوشکین و امرسون در روسیه و امریکا از وی تاثیر گرفته اند، سعدی است.(8)

لحن دکتر اسلامی ندوشن در باره ی تاثیر پذیری حافظ از سعدی، قدری صریح تر است:
"اگر سعدی نیامده بود، حافظ واقعا به این صورت نمی آمد. برای این که راه برای او باز نشده بود . "
پایه این طرز بیان فوق العاده روان و شیرین و به کمال رسیده را سعدی گذارد و حافظ دنبال کار را گرفت.
البته بین حافظ و سعدی هم مقدار زیادی مفاهیم مشترک هست که اگر کسی بیرون بیاورد و بیت بیت کنار هم بگذارد، می بیند که همان طرز دید و همان طرز فکر و نگاهی که سعدی نسبت به مسایل داشته، نسبت به طبیعت، نسبت به انسان، نسبت به معشوق که همه آنها بوی شیراز و بوی تاریخ می دهد، حافظ هم داشته [است] منتهی با یک حالت دیگری، با یک غنج و عمق خاصی که مخصوص حافظ است.
حافظ لای این ها پیچیده و چیزهای تازه ای بیرون کشیده و گرنه مفهوم مشترک خیلی زیاد است و نشان می دهد که حافظ خیلی تحت تاثیر سعدی بوده و در واقع او را الگو و معلم خود قرار داده است.
خواجه ی شیراز البته از بسیاری شاعران گذشته نکته آموخته اما رابطه اش با سعدی نوعی دیگر است. زیرا او پیشوای سبکی است و پایه ای گذارده که حافظ دنبال می کند.
بسیار مایه تعجب است که نسبت به سعدی ادای حق شناسی نکرده [است]. (9)

علاوه بر شباهت های زبانی که نزدیکی حافظ و سعدی را به همدیگر مورد تاکید قرار می دهند، خاستگاه مشترک اندیشه ای نیز سر نوشت این دو شاعر را به نحو محسوسی به هم گره می زند.
در واقع نگاه این دو شاعر به جهان خویش و جامعه ای که در آن می زیسته اند و نوع باورهایشان به زندگی، بسیار مشترک به نظر می رسد.
این بسیار طبیعی ست چرا که از یک نظر و در یک دوره ی زمانی صد ساله، جامعه سعدی و حافظ دستخوش چنان تغییری نشده است که بتوان انتظار داشت نگرش این دو و باورهایشان، چیزی دور از هم باشد.

امروزه این نکته مورد تاکید مشترک زبان شناسان و جامعه شناسان ادبیات است که زبان و رشد و نمو آن و تغییراتی که بدان دچار می شود، متاثر از عوامل و پدیده های اجتماعی و ناشی از تغییر نگرش هاست به عبارت دیگر تغییر نگرش ها و تحول اندیشه ها و باورها، دگرگونی در زبان را باعث می شود و اگر امروزه عده ای از منتقدان، به ویژه در حوزه زبان شناسی و جامعه شناسی، توجه و علاقه ی مردم زمانه ما به شاعرانی همانند حافظ و سعدی را مورد نقد قرار می دهند و آن را نشانه ای بر ایستایی اندیشه و تفکر می دانند، معطوف به همین جنبه تاثیر و تاثر زبان و اندیشه بر یکدیگر است.
واقعیت این است که نمی توان حداقل بر بخشی از این ایراد جامعه شناسانه مهر تایید نزد.

کافی است به بخشی از جنبه های انتقادی شعر حافظ و سعدی نگریست و خرده گیری های زیرکانه و ظرافتمندانه ی این دو شاعر را بر ضعف های اجتماعی زمان خویش بررسی کرد و علاقه ی وافر ما به باز تکرار پاره ای از ابیات آنان را در موقعیت های مختلف اجتماعی مثلا در باره ی نقد ریاکاران ، فرصت شناسی ، احتیاط ورزی و نظایر آن مورد واکاوی مجدد قرار داد تا متوجه شد بخشی از مشکلات اجتماعی جامعه ایرانی تا به امروز همچنان حل نشده مانده است.
بهترین نقطه تمرکز اندیشه حافظ و سعدی بویژه پیرامون مسائل اجتماعی در طنز است.
شعر حافظ سر شار از طنز است؛ طنزی که گاه میل به طعن و تمسخر برخی افراد و طبقات نیز دارد.
فرصت آن نیست که نمونه هایی از این طنزها و گزندهای شاعر ارائه دهیم . این نوع طنز تا حد بسیاری در مضمون، شبیه طنزهای سعدی ست نه فقط در غزل بلکه در نثر و نظم .
طنز و ظرافت، جایگاه ویژه ای در شعر سعدی دارد البته خاستگاه این طنز به نوع نگاه و تفکر این شاعر بزرگ بر می گردد.
طنز سعدی سرشار از روح حیات و سرزندگی است. سعدی به یاری لحن طنز، عبوسی و خشکی را از کلام خویش پس می زند و شور و حرکت را بدان باز می گرداند. با همین طنز، تیغ کلامش را تیز و برنده و اثرگذار می کند. سال ها بعد لسان الغیب حافظ شیرازی ابعاد عمیق دیگری به طنز شاعرانه بخشید. (10)
این تاثیر گذاری سعدی بر حافظ در طنز و هم بیان عاشقانه و رندانه تا بدان حد بوده است که حتی بعد از صد سال از مرگ او و در زمانه ی حاکم سخت گیر ریاکاری به نام امیر مبارزالدین که حافظ او را محتسب شهر می نامید، عقوبت های این حاکم ظاهربین ظاهرکار دامان سعدی را نیز می گیرد چنان که به گفته مرحوم زرین کوب حتی وقتی به جهت بعضی از اشعار شیخ سعدی که به گمانش بوی بی اعتقادی می داد، بوی گناه؛ در صدد بر آمد که صندوق گور شیخ را بسوزاند. پسرش شاه شجاع واسطه شد و گفت بر توبه شیخ اطمینان دارم! (11)

به هر حال می توان بر این نکته پای فشرد که مکتب شیراز بر اساس خلاقیت و اندیشه ی سعدی بزرگ پدید آمد و پس از ظهور خواجه حافظ شیرازی و اعتلای آن توسط او، دیگر کسی را یارای آن نبود تا بتواند این مکتب را دنبال کند. (12)

بعد از این مقدمه ی نسبتا طولانی به نگاهی مقایسه ای به غزل این دو شاعر می پردازیم .

ادامه دارد ......
پی نوشت :
5- www.bijanazad.blogfa.com
6- زرین کوب عبدالحسین- از کوچه رندان- انتشارت سخن – چاپ هشتم – تهران 1373ص58
7- www.bijanazad.blogfa.com
8- همان
9- اسلامی ندوشن محمد علی – چهارسخنگوی وجدان ایران- نشر قطره – چاپ اول تهران1381ص114
10- وبلاگ آریانا – www.caspian1.persianblog.ir
11- زرین کوب عبدالحسین- از کوچه رندان- انتشارت سخن – چاپ هشتم – تهران 1373ص51
12- عباس نژاد علی www.hafezpajooh.persianblog.ir

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 287 نفر 419 بار خواندند
فرزانه مظلومی( سبحان) (24 /03/ 1395)   | جعفر فتحی (02 /05/ 1395)   | پرستش مددی (04 /05/ 1395)   | حسین شفیعی بیدگلی (14 /05/ 1395)   |

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا