منشور عشق

ارسال شده در تاریخ : 28 اردیبهشت 1397 | شماره ثبت : H946270

بر پنجره ی عشق تب نور بپاشید
بر حادثه ی عشق ، شر و شور بپاشید

بر طاقچه ی خاطره ها یک غزل مست
با خمره ای از باده ی انگور بپاشید

در پرسه ی دلدادگی کوچه ی اغاز
شادی به دل عاشق رنجور بپاشید

هر شب سبدی عشق پر از بوی شقایق
بر دامن معشوقه ی مغرور بپاشید

در ناب ترین لحظه ی بی تابی کوچه
در هر قدمش بوسه ای از دور بپاشید

بر حال خوش مستی و با ساز خوش عشق
تصنیف بنان و نی و سنتور بپاشید

یک قافله آلاله ی سرخ و گل مریم
بر معرکه ی لیلی مشهور بپاشید

گاهی طبقی نور پر از بارقه ی عشق
بر بزم لب دلبر مسرور بپاشید

گاهی سر سجاده ی دل ، عشق بکارید
بر قبله ی عاشق دف و تنبور بپاشید

یک سوره ی نو از تپش عشق بسازید
بر سینه ی آیینه ی مجذور بپاشید

بر پنجره ی باز غزل ، "یاس خیال" و
یک کوزه پر از خنده ی منشور بپاشید

محمد جوکار "یاس خیال" 1397.02.17

https://telegram.me/yasekhial1

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 5 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 139 نفر 268 بار خواندند
محمد جوکار (28 /02/ 1397)   | ایمان کاظمی (متخلص به ایمان) (28 /02/ 1397)   | پرستش مددی (29 /02/ 1397)   | اله یار خادمیان (30 /02/ 1397)   | طارق خراسانی (30 /02/ 1397)   | مهدی صادقی مود (31 /02/ 1397)   | حبیب اله نبی اللهی (01 /03/ 1397)   | حمید(کوروش) رفیعی راد (01 /03/ 1397)   | مجید شفق (07 /03/ 1397)   | فاطمه اکرمی (14 /03/ 1397)   | pegah adibi (21 /03/ 1397)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :7


نظر 15

  • ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)   28 اردیبهشت 1397 23:01

    درود بر شما
    بسیار عالی و ارزشمند

    پاینده باشید انشاءالله
    rose rose rose

    • محمد جوکار   30 اردیبهشت 1397 23:34

      درود و مهر و ادب
      سپاس بر حضور ارزشمندتان
      مانا مانید به مهر تا مهر

      rose rose rose rose rose

  • اله یار خادمیان   30 اردیبهشت 1397 05:08

    درود بر شما

    نوشیم از شراب شور افرین شما سربلند باشی
    rose rose rose rose rose rose rose
    applause applause applause applause applause applause applause

    • طارق خراسانی   30 اردیبهشت 1397 11:35


      سلام و درود
      به دفتر امیر سخن خوش آمدید
      بر پنجره ی عشق تب نور بپاشید
      بر حادثه ی عشق ، شر و شور بپاشید

      بر طاقچه ی خاطره ها یک غزل مست
      با خمره ای از باده ی انگور بپاشید


      rose rose rose rose rose

    • محمد جوکار   30 اردیبهشت 1397 23:38

      درود و مهر و ادب
      سپاس بر مهر حضورتان
      نوش نگاه و گوارای احساس تان
      در پناه خدای اطلسی ها
      rose rose rose rose rose

  • طارق خراسانی   30 اردیبهشت 1397 11:30

    سلام و درود بر دوست نازنینم
    جناب محمد جوکار گرانمهر

    فکر کنم خودتان هم عاشق این غزل زیبا شده باشید
    تمام آثار شما نغز و زیباست اما این آخری با دل ما چه کرده ؟
    ای کاش ادیب بودم و در خصوص این شعر چندین صفحه می نوشتم ولی افسوس که فقط شعر می گویم .
    در عصری که دنیا بپاخاسته تا دل ها را به خاک و خون بکشاند و اخلاق و معرفت را از جوامع بشری بشدت دور کند این جناب جوکار عزیز ماست که عاشقانه می سراید :
    بر پنجره ی عشق تب نور بپاشید
    بر حادثه ی عشق ، شر و شور بپاشید

    بر طاقچه ی خاطره ها یک غزل مست
    با خمره ای از باده ی انگور بپاشید

    وقتی غم پا در میان میدان می گذارد و غرور و درد و مصیبت می آفریند شاعر بزرگ سرزمینم می سراید :

    در پرسه ی دلدادگی کوچه ی اغاز
    شادی به دل عاشق رنجور بپاشید

    هر شب سبدی عشق پر از بوی شقایق
    بر دامن معشوقه ی مغرور بپاشید
    یا متحجرین نادانی که نمی خواهند مردم شاد باشند شاعر بی خیال این افکار بیمار و منسوخ می فرماید:
    در ناب ترین لحظه ی بی تابی کوچه
    در هر قدمش بوسه ای از دور بپاشید

    بر حال خوش مستی و با ساز خوش عشق
    تصنیف بنان و نی و سنتور بپاشید

    بیت بیت این غزل عاشقانه و عارفانه را نوشیدم و لذت بردم .

    باز هم سلام و درود بر محمد جوکار عزیزم

    در پناه خدا rose applause applause applause applause applause applause applause rose

    • محمد جوکار   31 اردیبهشت 1397 00:50

      وقتی که نسیم خوش دلدار دمیده
      بر پنجره ها ، هلهله و شور بپاشید

      درودها بر استاد بزرگوارم جناب خراسانی عزیز
      سلامم را در یکی از زیباترین شبهای خدا پذیرا باشید

      عشق تا ، در خنده ی شبنم مجسم می شود
      چشمه ی جان ، با شمیم عشق توام می شود

      گلشن ما ، با طنین "بشنو از نی"های عشق
      مثل تشنه ، غوطه ور در آب زمزم می شود

      مرغ دل ، تا می نشیند ، پای درس عاشقی
      مولوی در محضرش ، محض ادب خم می شود

      حال ما خوش می شود ، با خنده ی طناز عشق
      جمله ی هستی ، چو دریای مجسم می شود... بداهه

      این سروده ناچیز را با تمام احساسم که سرشار از مهر و ادب است ، هدیه میکنم به محضر استاد خراسانی بزرگ منش که سایه ی مهربانی اش را بر قلبهای شاگردانی همچون من ، گسترانیده و از محبت همواره و زلال اندیشه والایش ، درس عشق و مهر آموخته ام .
      برسم ادب و شاگردی بر دستان اندیشه و احساس بزرگ منشانه تان بوسه ی مهر میزنم

      خرسندم که میخوانید و می پسندید و به مهر می نوازیدم .

      rose rose rose rose rose

  • مهدی صادقی مود   31 اردیبهشت 1397 01:55

    سلام و ادب ادیب ارجمند
    عالی بود
    لذت بردم
    applause rose

    • محمد جوکار   03 خرداد 1397 01:18

      درود و مهر و ادب
      سپاس بر حضور ارزشمندتان
      مانا مانید به مهر
      rose rose rose rose rose

  • حبیب اله نبی اللهی   01 خرداد 1397 11:27

    سلام و درود بر استاد جوکار عزیز و گرانمایه بسیار عالی مثل همیشه rose rose rose

    • محمد جوکار   03 خرداد 1397 01:19

      درود و مهر و ادب
      سپاس بر حضور ارزشمندتان
      در پناه خدای اطلسی ها
      rose rose rose rose rose

  • حمید(کوروش) رفیعی راد   01 خرداد 1397 20:15

    درود برشما
    خیلی زیبا بود..به به rose rose

    • محمد جوکار   03 خرداد 1397 01:19

      درود و مهر و ادب
      سپاس بر حضور ارزشمندتان
      در پناه خالق شکوفه های بهاری
      rose rose rose rose rose

  • فاطمه اکرمی   14 خرداد 1397 15:16

    سلام و درود استاد گرامی

    زیبانگاریتان دلنشین و ستودنیست

    ماندگارباشید و همیشگی خندان rose rose rose rose rose

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس