ممکن نبود دیدنت اما محال نه...

ارسال شده در تاریخ : 14 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947638

ممکن نبود دیدنت اما محال نه...
فرصت اگرچه بود ولیکن مجال نه...
درشرع ودین ومکتب وآیین این دیار
فکرت حرام بودونگاهت حلال نه،
این حزب باد بودن دل هم گناه توست
وقتی اصول چشم تو را اعتدال نه،
عمریست در ریاضی اول رفوزه ام
جَبر است درس اول تو احتمال نه،
چون پادشاه زخمی درفکرکودتا
عمری سکوت کرده ولی قیل و قال نه،
این گرگ برف دیده تورامنع می کند
ازبغض ،ازخیال ولی خط وخال نه...
نجمه عیدی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 19 نفر 33 بار خواندند
محسن بیاتیان (16 /01/ 1398)   | یاسر رشیدپور (17 /01/ 1398)   | سعید فلاحی (22 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
محسن بیاتیان (16 /01/ 1398)  یاسر رشیدپور (17 /01/ 1398)  سعید فلاحی (22 /01/ 1398)  
تعداد آرا :3


نظر 3

  • محسن بیاتیان   16 فروردین 1398 03:23

    سلام شعر زیبایی بود آفرین
    کاش قافیه بیت آخر را با دقت بیشتری انتخاب کنید
    به هر حال تبریک می گویم زبان صمیمی ای دارید
    applause applause applause applause applause applause applause

  • یاسر رشیدپور   17 فروردین 1398 03:19

    سلام و عرض ادب
    بسیار عالی و دلچسب بود شاعربانوی گرانقدر
    سپاس فراوان نثارتان
    rose rose rose rose rose
    rose rose

  • سعید فلاحی   22 فروردین 1398 07:40

    درود شاعر ارجمند و فرهیخته

    اشعار زیبای شما رت خواندم و لذت بسیار بردم
    عالی و ناب سروده اید

    احسنت
    آفرین
    دستمریزاد

    موفق و موید باشید

    applause applause applause
    rose rose
    applause

ورود به بخش اعضا