آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

غم شیرین

ارسال شده در تاریخ : 25 مهر 1398 | شماره ثبت : H948137

رفتم از یاد تو و یاد تو از یاد نرفت
زنده بادا غم عشق تو که برباد نرفت

رفتنت شعله بدامان سحر بودُ گذشت
شادمان آمدنت ز این دل ناشاد نرفت

شاخه در شاخه پریدی و گذشتی اما
برگ برگ غمت از ریشه و بنیاد نرفت

هرچه برگید و جوانید و شکوفاتر شد
دل مجنون شده از خانه شمشاد نرفت

رشته در رشته زلف تو به زنجیرم کرد
اگر از حنجره ام شکوه و فریاد نرفت

بیستون رفته ز یاد و غم شیرین افسوس
آنچه از سینه پر حسرت فرهاد نرفت

روزگار است تو هم صید رهش معصومی
کو شکاری که به سر حلقه صیاد نرفت ؟!

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 20 نفر 24 بار خواندند
علی ناصری (17 /08/ 1398)   |

رای برای این شعر
علی ناصری (17 /08/ 1398)  
تعداد آرا :1


نظر 1

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس