آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

عقیق یمنی

ارسال شده در تاریخ : 10 آبان 1398 | شماره ثبت : H948197

عقیق یمن

بکدامین گنهی در تب خود می شکنی
آی ای ساقه ی گل، کودک ماه یمنی !

مادرت کو که در آغوش کشد جسم تورا
تا که خونابه ی زخمی به دهانت نزنی

یاد داری پدرت بوسه زد و با خود گفت:
تو جگر گوشه ی دُردانه و زیبای منی ؟!

کو نگینی که به سرخی عقیق یمن است
گر تو با خون جگر سرخ تر از این نکنی

زیر آوار ستم ضجه مزن تا که مگر
سر زند شاخه گل در دل باغ و چمنی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 18 نفر 24 بار خواندند
ابوالحسن انصاری (الف. رها) (20 /08/ 1398)   | علی معصومی (24 /08/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :1


نظر 1

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس