آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

آبروداری

ارسال شده در تاریخ : 21 شهریور 1398 | شماره ثبت : H948002

قصه یِ سُرخرنگیِ من هم
نَقلِ رنگین کمانِ خوش وقتی ست
جُرعه ای آفِتاب می نوشد
می رود باز و فکرِ بدبختی ست

سرخوش از گونه هایِ گُل کرده
دل خوش از قطره هایِ تابانَم
سرخی از "آبِ آتشین" را هم
سیلیِ آفِتاب می دانم

باز هم رنگِ صورتم سرخ است
باز هم پایِ آبِروداری ست
هیچ سیلی نخورده ام...بخدا
هر چه دیدی گناهِ نا داری ست

اشکِ چشمی اگر بنوشد نور
هر خزان پهنه ای بهارِ من است
پایِ نا آشنا به دردی باز
کورکورانه در شکارِ من است

رویِ بی جنبه شانه ای افتد
وای اگر قوسِ قامتم این بار...!
زیرِ خروارها گناهِ سپید
می زند رنگِ مستی اَم را جار...!

هر غزل واره ای که گفتم من
بازیِ درد بود با کلمات
یک کمی ساده تر نوشتم با
فاعِلاتُن مَفاعِلُن فَعَلات

 ای زمین خورده اِی نشسته بخاک
رنگت از کیمیایِ درد افتاد
زرد گشتی، بمان! نه افتاده!
جاودان رنگی اَت مبارک باد


ابراهیم هداوند(مهجور)
سوم شهریور ماهِ یکهزار و سیصد و نود و هشت
وزن چهارپاره: فاعلاتن مفاعلن فَعَلُن
 

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 94 نفر 167 بار خواندند
Ebrahim Hadavand (27 /06/ 1398)   | فاطمه اکرمی (30 /06/ 1398)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


نظر 2

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس