آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

کودکی

ارسال شده در تاریخ : 08 اردیبهشت 1398 | شماره ثبت : H947784

دو چشمانش پر از اشک و دو دستش هم پر از پینه
به جز آزار و بی مهری به خود چیزی نمی بینه
تمام آرزوهایش شده یک روزِ بی اجبار
برایش مثلِ رویا شد که امروزش نشه تکرار
تمامِ فالهایش را به نام درد معنی کرد
تمام حاجتش این بود که او هم کودکی میکرد
سزای کودکان این نیست که از آوارگان باشند
فقط حق بر همین است که شبیهِ کودکان باشند
برای شهر ما بد شد بگو تا کی کنیم انکار
نداریم چاره ای اصلاً برای کودکان کار
صدای اعتراض را از نگاهِ کودکان دیدم
از این قانونِ بی قانون هزاران بار ترسیدم
بدان این شعر مرهم نیست برای غصه ی کودک
فقط کردم ادای دِِین اگر حتی کمی کوچک

رسول مهربان

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 2 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 30 نفر 47 بار خواندند
سعید فلاحی (09 /02/ 1398)   | رسول مهربان (09 /02/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (09 /02/ 1398)  
تعداد آرا :1


نظر 2

  • سعید فلاحی   09 اردیبهشت 1398 12:41

    درودتان

    احسنت شاعر جان

    موفق و موید باشید انشاالله

    شادکام باشید

    applause applause applause

    rose rose rose

  • رسول مهربان   09 اردیبهشت 1398 18:25

    جناب فلاحی دوست شاعر من تشکر میکنم از لطفتان برقرار باشید rose

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس