آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

برگ پاییزی

ارسال شده در تاریخ : 08 آبان 1398 | شماره ثبت : H948185

هر شب خیالت از دلم ، امن و امانم میبرد
وز چشم و تن دزدانه تر، جان و جهانم میبرد .

تا یادم آمد چشم چون ، ماه تو در آیینه ها
آیینه هم چون رهزنی ، نام و نشانم میبرد.

گر چشم خود بندی به من، راه و رهم را گم کنم
مهتاب شهرت هم ز من ، هفت آسمانم میبرد.

چون برگ پاییزی مرا ، محکوم رفتن کرده ای
دل مانده در پیشت ولی ، باد خزانم میبرد.

چون پشت من بشکسته شد ، پشت مرا کو تکیه گه
هرشب خیالت تا سحر ، تاب و توانم میبرد...ندا

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 26 نفر 44 بار خواندند
ندا عبد حق (21 /08/ 1398)   | علی ناصری (30 /08/ 1398)   | ایمان کاظمی (متخلص به ایمان) (01 /09/ 1398)   | حسن مصطفایی دهنوی (18 /09/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :4


نظر 1

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس