مهتاب پریشان

ارسال شده در تاریخ : 17 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947521

مهتاب پریشان

جانا تو بزن طبلی،، رُسوا شدنش با من
می نوش تو بی پروا،،سَقّا شدنش با من

یک دفعه بر این مجنون،، اِبراز نَما عشقت
هر دفعه به راه تو ،،شیدا شدنش با من

مهتابِ پریشانم، از ناز تو حیرانم
اَندیشه هجرانت ، اِنشا تو مَکُن بر من

بگشای دمی آغوش،،ای سرو چمان من
کُن میل فریبم را ،،اِغوا شدنش با من

یک دم زِ رَهِ اُلفت ،بر من نظری اَفکن
یک عمر در آن حالت ، در جا زدنش با من

از لعل لَبَت جانا ،یک بوسه حلالم کن
این وعده شیرین را فردا ندهش بر من

گر جان مرا خواهی ،،تاخیر نخواهم کرد
لکن غم دوری را ، اِهدا تو مکن بر من

گویند به من یاران ،عشق تو خطا باشد
جز راه خطایت رَه ، پیدا نشود بر من

هر سو نظر اندازم ، سیمای تو می بینم
آن سِرِّ دلِ خود را حاشا تو مکن بر من


علی احمدی (بابک حادثه)

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 12 نفر 21 بار خواندند
علی احمدی (20 /12/ 1397)   | ویکتوریا اسفندیاری (25 /12/ 1397)   |

رای برای این شعر
علی احمدی (20 /12/ 1397)  ویکتوریا اسفندیاری (25 /12/ 1397)  
تعداد آرا :2


نظر 2

  • ویکتوریا اسفندیاری   25 اسفند 1397 23:16

    درود بر شما ...............
    بسیار زیبا rose rose rose rose rose

    • علی احمدی   26 اسفند 1397 11:43

      زیبایی در نگاه نافذ شماست که جز تصویر زیبا نمی بینید والامقام مهرتان را بیکرانه سپاسمندم rose rose rose

ورود به بخش اعضا