تولد اعضا
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

جانم علی غوغای عالم گیر امکان بر مُلک هفتاد و دو ملت میر و سلطان جانم علی تا جان به جان در سینه دارم شاهنشه عزّ و جلال و فرّ و احسان صاحب قِران و معنی لاهوت عالم الفاظ در ذکرش ستایش گوی و ج...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

ای میهن من برخیز بهار نازنین آید خوش باش ز راه فرودین آید گیتی زفسردگی شفا یابد شادی و امید بر زمین آید هر سال شگفت حال و مبهوتم عیدی که برای ما نوین آید می پرسم شیوه های انسانی جز مو...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

خوش‌به حال تو، حافظِ والا! این زمانه نبوده‌ای دنیا می‌سرودی به جای کارِ اِضاف فارغ از مشکلاتِ دل فرسا قسط‌هایت نبود قدر‍ِ حقوق تا شوی پیش همسرت رسوا شب، نگاهت به ماه زیبا بود جا...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

چه سازم چون دلی بیتاب دارم نگاری نقره چون مهتاب دارم . شب است و جهد وصلم بی اثر چون پریوش زاده ای خوش خواب دارم . در این ایام بی مهری به عالم به سینه گوهری نایاب دارم . چنان بغضم فزون شد در...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

لعنت بر این دل که حیا نمی کند با من سر لج داردو حاشا نمی کند خواب خوش اختیار دیوانگی بود بیچاره آدمی که کاری نمی کند فرمان عقل بردن اشتباه و حرام بود از این طبیب بپرس که دوایی نمی کند با هر که گ...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

دل ز فراق قدسیان سوختن از چهل گذشت شعله‌ی شمع و ماتم افروختن از چهل گذشت . میخ علامت صفا و تپش و عشق و جنون سر در باب معرفت کوفتن از چهل گذشت . چهره‌ی ظلم و جور در هاله‌ی نور آفتاب کوفتن و شک...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

میرودغصه من نم نم ازاین دیده تار توچرا گریانی سرمن رفته به دار خواب من گشت پریشان ز غمت توچراحیرا نی تن من خفته بخواب این خاکی که به عشق خون الود است داستانی دارد که همه رفته به باد رازهایی ...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

می ترسم امشبی تاصبح من رسواشوم اونمی بخشد مرا بازهم خسته وتنها شدم راه می بندد به من روزگارم زار گشت تاکجا کج می روم این چنین بی پرواشدم کی به پایان می رسد ترس من از تنهائیم درب رابگشای که من ا...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

شاید حساب من از غم هایم جدا شود این دیوانه شفا یابدو امشب رها شود کارحکمت این است ورازهای بسیار شاید ندانسته مغرورگشته بی خداشود هرچه براین مسند تاریکی ما میرود دیگرامیدی ندارم که رازم برملا شو...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

بیا که جام زهر تو نیاز من است همه عشوه های تو ارزوی من است اگر به ساز دل بیمارم چنگی نمی زنی بدان که لب لعل تو ارزوی من است به دفترشعرم اگر گذر نمی کنی با غم لبان خندان ودیده گان تو ارزوی من ...

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

بنام خدا سرود (نیمه شعبان) صبح و مَسا منتظر ، دیدهٔ خونبار ما نور دیدهٔ زهرا ، ای گلِ نرگس بیا به سینه بی قرار می تپد دل ما یوسف زهرا بیا ،، یوسف زهرا بیا ...

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

( وداع ) ببین چشمِ تـرَم را گشتـه دریـا مـنِ عاشق دلـم جا مانـده اینجا عزیـزِ فاطمـه سختـه جدایــی به مهمانـت نظر کن جانِ زهـرا خدا حافظ ۳ حسین جان ۱ خدا حافظ ۳ حسین جان ۱...

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

بنام خدا سلام دوستان این چند بیت رباعی دروصف شیر زن کربلا در تاریخ ۱۳۹۴/۸/۱۴ توسط اینجان به پایان رسید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (زینب) طریق عشق را یکتاست زینب مقام صبر را د...

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

زبانحال رباب کودکِ لب تشنه ام ، نیامـده در بَـرَم غنچهٔ نشکُفته ام ، شکسته بال وپـَرم تشنه گُلِ پَرپَرم ..................... رفته سَفر اصغـرم بُلبُل دِگَر نخواند ، گُل به چَمن نَرویـد ...

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

تولد حضرت زهرا س سحرگه غنچهٔ خندان شکفته نه غنچه لاله ٔ نعمان شکفته چو نور از آسمان بارَد ستاره فرود آید ملائک بی شمـاره که جبریل امین دارد اشـاره بر این مولود، خدا دارد نظاره ...

ادامه شعر
روح الله اصغرپور

عاشق اول سسله خرامان ایوین آباد علی ایدرم مدح کماکان ایوین آباد علی یارا جراح اورک فصلینی بی پرده گورر یازیلوب قلبیده باخسان ایوین آباد علی شیعنین جراتی وار سسلیاجاخ حیدریم سسلیر ملت ایران...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا