تولد اعضا
حسن  مصطفایی دهنوی

« عید مبعث » عید مبعوث محمد (ص)،عید هر انسانی است عید مبعوثش برون از جهل و از نادانی است مردمان سابق که در آن جهل و نادانی بُدند عید مبعوثش زِ حی و جنبه ی...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عید نوروزی » عید نوروزی که آید ، نوبت دلشادی است هر گُل و سرو و چمن را ،زینت نوزادی است عید نوروزی در ایران ، از قدیم آمد پدید ملت ایران در این نورو...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« مولود علی(ع) » تا که مولود علی(ع) در مُلک یزدان دیده شد محتوای علمِ یزدان ، در علی(ع) سنجیده شد در حریم کعبه ی حق ، آن علی(ع) آمد پدید حزب شیطان از...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بُرش تیغ زبان » تا خمینـی(ره) راه و رسم مذهب ایمان گرفت حزب بی دین راه و رسم دوزخ ونیران گرفت مُشت خود را تا گره بنمود،بانگ از دین بـزد قلب ملت زنده تر شـد، در د...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

کشورم(سرود) کشورم ای که نام تو ایران می درخشی به قله غیرت وطنم ای همیشه پا بر جا ایستادی به صحنه عظمت مردمت معنی وقارو شرف باوقارندوبرتر از شیرند همچو البرز محکمندوقوی پهلوانان تو ن...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« همراه پدر » از راه خمینی(ره)،کس اگر راه دیگر رفت عمرش به ضلالت4بگذشت و به هدر رفت گفتـار خمینی (ره) که بُوَد همره قرآن هر کس ره دیگر برود ،سوی سقر رفت ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« خون شهید » ضامن1 آیات حق ، خون شهیدان بُوَد جوشش خونش از آن مایه ی ایمان بُوَد خون شهیدان ما ، در ره قرآن بریخت ضامن خون شهید ، صاحب ق...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

آن روز که تَرکش را بر تیر تنت راندی کاروان جَرس جنباند،جانان دگر راهی خاموش روی جانان غافل که چراغی تو گر قصد خَموش رفتن، این یاد چه می رانی ای کاش زبان می سوخت بر نمی شد این بیتی دُردانه ای ما...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بچه های ایران » مـا بچه های ایران در پیـروی زِ قرآن تا حقِ خود نـگیریم سازش نـمی پذریم مـا بچه های ایران همراه چون دلیرا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

تَخیلی شکاک، سرگرمِ التهابی ماسیده بر،حِسِ انسان دوستی زودگُذر کِه اغتشاشی، شریکِ، تن سپردنی تا پُختِگی فَرارِ ره آراییِ تَعقیب وَ گُریز، غریبه ای، در انجامِ دیگرانُ وُ حَقآرتی سر انجامِ،دیگر...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

شعر نو- وایکینگ ها، دُزدان دریایی! وایکینگ ها، دُزدان دریایی! / تبریکِتان مردان چشم آبی!/ در آب ها تنها نه، بلکه در زمین کُلّا/ اسکاندِناوی(اسکاندیناوی)، صدرِ این سیاره، جا دارد/ ای مردمِ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

سهل نیاموزد از این روزگار هرکه دژی ساخت به ویرانه شد

ادامه شعر
پژمان خلیلی

آه! آری باز آمد آری آمد، آن نسیم زشت خو از آن لطافت آری آمد، با دلی پُر کین وُ دردی زِ اَعصار گذشته باد دلی پُر دودوُ گَردی آشنا، از پُشت تاریخ آن سِرشت وُ ذات شرش، آن دوباره پیکر زخمی زِخَنج...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

بسم الله الرحمن الرحیم نخستین شعر عروضی فارسی- انگلیسی، سروده شده در آذر ماه 1377، سراینده: محمدعلی رضاپور(مهدی) سلام و احترام، جشن تولد بیست سالگی نخستین عروضی سرایی رسمی به زبان انگلیسی در چا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

در بَرگ های آسِ من اینبار احتمال بُردی نیست بُر خوردنی که به تَقلید می کِشد، گُریزی نیست من نا امیدِ ذهنِ حقیقت نمی شوم ، اما! در کور سویِ رسیدن، رسیدنی هم نیست 85/09/06 ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان شد ، خدا تنها شد و رفت حیا مُرد و وفا رویا شد و رفت به زیر تیغ ِ خون آلود ِ چنگیز هنر سهم کبوتر ها شد و رفت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان آمد و دیوار بارید تبر بر شهر ما ، غم بار بارید درون کوچه ی بن بست تاریخ سیاست رد شد و تکرار بارید ..................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

شکفت اگر در سرشتت ایمان بخر به جان شعله ور بلا را نمی دهد مرد راه حق هرگز  آنی آری  هدر بلا را شکوهمندی به رسم عشّاق اگر نصیبت شود هنیئا چه داو عشرت روان کنی گر نجسته ای در شرر  بلا را؟ بلا ...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

بسم الله الرحمن الرحیم غزل سرزمین تاجیک، سروده ی محمدعلی رضاپور(مهدی) تقدیم به همه ی همزبانان تاجیک مان قله در قله، قامتی والا؛ آسمان قامت است ایمانش می سپارم به خوبی اش دل ...

ادامه شعر
موسی عباسی مقدم

آبهای قعر اقیانوسها آتش گرفت سینه ها در خون نشست وبوسها آتش گرفت ناله ی دریا دلان در موج دریا پاره شد آه شد آتشفشان افسوسها آتش گرفت شیر مردان در کنار چین در آتش سوختند در اروپا خرمن نا...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا