تولد اعضا
محمد علی رضا پور

بسم الله الرحمن الرحیم نخستین شعر عروضی فارسی- انگلیسی، سروده شده در آذر ماه 1377، سراینده: محمدعلی رضاپور(مهدی) سلام و احترام، جشن تولد بیست سالگی نخستین عروضی سرایی رسمی به زبان انگلیسی در چا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

در بَرگ های آسِ من اینبار احتمال بُردی نیست بُر خوردنی که به تَقلید می کِشد، گُریزی نیست من نا امیدِ ذهنِ حقیقت نمی شوم ، اما! در کور سویِ رسیدن، رسیدنی هم نیست 85/09/06 ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان شد ، خدا تنها شد و رفت حیا مُرد و وفا رویا شد و رفت به زیر تیغ ِ خون آلود ِ چنگیز هنر سهم کبوتر ها شد و رفت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان آمد و دیوار بارید تبر بر شهر ما ، غم بار بارید درون کوچه ی بن بست تاریخ سیاست رد شد و تکرار بارید ..................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

شکفت اگر در سرشتت ایمان بخر به جان شعله ور بلا را نمی دهد مرد راه حق هرگز  آنی آری  هدر بلا را شکوهمندی به رسم عشّاق اگر نصیبت شود هنیئا چه داو عشرت روان کنی گر نجسته ای در شرر  بلا را؟ بلا ...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

بسم الله الرحمن الرحیم غزل سرزمین تاجیک، سروده ی محمدعلی رضاپور(مهدی) تقدیم به همه ی همزبانان تاجیک مان قله در قله، قامتی والا؛ آسمان قامت است ایمانش می سپارم به خوبی اش دل ...

ادامه شعر
موسی عباسی مقدم

آبهای قعر اقیانوسها آتش گرفت سینه ها در خون نشست وبوسها آتش گرفت ناله ی دریا دلان در موج دریا پاره شد آه شد آتشفشان افسوسها آتش گرفت شیر مردان در کنار چین در آتش سوختند در اروپا خرمن نا...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* دریای طبعِ من زائید موجی ازسرِ میهن در قامتِ ایران ، زلالِ عشق جاری گشت، چشمِ ادب شد ناگهان روشن در دوّمِ بهمن * دادا بیلوردی ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

دارد کمین آتش برعشق باریدست کین آتش دریای چین از کشتیِ دل ها به جوش آمد ای آب در رویت چنین آتش؟! فریاد از این آتش * متأثر از حادثه ی کشتی نفت سانچی در دریای چین بیست و چهار دی 1396 ...

ادامه شعر
مصطفی غفاری

زندگیمان پر شده از سختی دوران بی تو و هواها شده پر از دود غفلت های از تو زندگی قلب زمین را جذب خود کرد و سپس و فضا را سخت و پیچیده نمود و پُر هوس زندگی، این تاجر طماع ناخن خشک پیر می خرد در ای...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

مانند خودت هستی ، مانند امین، اکبر چون نور پر افشانی ــ « از پا منشین» ــ اکبر همتای محمّد کو ؟ در صورت و در سیرت ؟ غیر از تو درین عالم ، یا خلد برین، اکبر ای ذات تو از پاکی ،مرآت خداوندی ا...

ادامه شعر
معصومه عرفانی

ابرهای خون در انتظارند تا ببارند سیلاب اشک خود بدریا می سپارند آلاله ها که هردمی میروید از خاک هر لحظه را با اشک و ماتم می شمارند دنیا عزادار است امشب آی مردم رخت عزا امشب ببین بر تن دا...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

مردانگی و شکوه و عزت داریم بر خاک وطن همیشه غیرت داریم سربند حسین نقش پیشانی ماست عشقی که به اهل بیت و عترت داریم آزاده از آنیم که در ملک علی از هرچه معاویست نفرت داریم ...

ادامه شعر
علی سپهرار

• یک اسب شیهه می کشد و سرنوشت ما ، تغییر می کند / حمید مصدق. ******************** چـرخ اُسطرلاب و رَمــل و ابــــجد و نقــش و حســــــاب سـرنوشـــت مــا به صـــوت شیهه ای آمــــد به تـــــاب ...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

مقدس ترین واژه در حمله اش نور شد حریم وطن ،جمله خاکی که محشور شد اگر مانده بودند در سطر جان چون سراب دلیلش من و ما،نه آن دل که مجبور شد به هر صحن و منظر که آید روایت زفتح نویس از قلوب...

ادامه شعر
علیرضا امیدی

در جهان تزویر جولان میکند در مصاف با عشق افسون میکند این همه نیرنگ و خون بهر چه بود تو نمیدانی که آخر عشق غوغا میکند بگفتا،نیک می‌دانم که آخر چون شود خانه ام از پای بست ویران شود بیم د...

ادامه شعر
 بدرالسادات(ایران) طبیب

خورشید خون می خورد و ما خاموش بودیم گویی ز جام جاهلی مدهوش بودیم آسوده خاطر در بیابان صبر کردیم با دست خود سالار دین را قبر کردیم حالا جهالت کوفیان ...

ادامه شعر
نسرین سادات(نغمه) غضنفری

بهار پنجره ی دل اگر با خنده تو باز شود اعجاز نود گیس بهار باور امروز شود بخوان یامحول الحول والاحوال را تا بهترین احوالات عشق با تو آغاز شود ...

ادامه شعر
طارق خراسانی

گل نوری که در سحر آمد ماه من بود، کز سفر آمد در سرایی که عشق می خواندند دیو رفت و فرشته در آمد فتنه ی چرخ، دیده بود آن پیر در پی دفع فتنه گر آمد گرچه از شرق سرز...

ادامه شعر
آرزو نوری

چون پرکاه نشسته روی یک توده آب و دلش می خواهد باد کوبنده و سرد بوزد بر تن این مرده شوم و تکانی بخورد زیر دانایی باد حس مرداب کبود چه خیال خامی در سرش می چرخد همگان می دانند بستر این م...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا