تولد اعضا
پردیس میرزاحسین کاشی

چه امشب به من نزدیکی یاد تو اینجاست و بوی تو را احساس میکنم خاطراتت از کنارم میگذرند و سایه ات را می بینم وجودت را لمس میکنم و در نبودت می گریم دلم سخت تنگ است و غمگینم تو هستی و تمام خا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

انسانیتم را گم می کنم، هر چند به دروغ در داشته هایم، شک هم نمی کنی یکنواخت به دوست داشتنم نپیما من دروغ می گویم که راست می گویی ...

ادامه شعر
رسول  مهربان

انسان عاشق هیچوقت ریا کار نیست در مرام عشق برای خیانت‌جای‌نیست دم از عشق زدن همیشه آسان است هرکسی که‌ مرد این راه نیست راه عشق مسیری بی انتهاست در قصه ی عشق صحبت پایان نیست ای کاش هوس را جا نمی...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

آنی که! هرگز،کاهِستن را، به ناکامی نوشتن میکِشد؟، بَر بادی آنقدر سرد، رقم میزنم ،که جمله را هم چندن بار گم می کنم. (این نقطه در خوانش شعر موثراست) اما می دانم به اعتقاداتم...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

سیمها وَ خوارها می پیوندند _ ابعاد ماضی استمراری را می طولانند در حال جاری ِ اَحوالاتم به تثبیت، _می خَماند گُرده ای آیندگان وُ آمدگانی را، وَ نِگاه ناب، احتیاج می شود، بعد از این ...

ادامه شعر
رسول  مهربان

افتخارم زندگی در کشوریست که تماماً عشق را معنی کند مردمی دارد که در ویرانی می تواند زندگی سازی کند دشمنان ما بدانند مردم این سرزمین حرف ناممکن ممکن میکند امنیت یعنی که در مرزهای ما شیر مردی...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

سرود ام سرود گرگ چشم های تو ترانه ی غمگینی که از فلوت می چکد بازوی هیچ پل شکسته ای را به رنگین کمان آیا پیوند کرده اند که روزی گل مهتاب بروید از آن؟! هر کس دلی از آینه ی ماشین آویزان می کند و ...

ادامه شعر
رسول  مهربان

از لطیفه های آمریکا بخندیم و بخواهیم مرگشان هر کسی دست به دستش می دهد میشود هم کیشِ شان ما نمی ترسیم از گزینه های روی میز با توسل بر حسین بن علی (ع) می کنیم تحریمشان از سپاه چیزی نمی داند بداند ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

_ اولین مشق سال 1398 از می چه بنوشانی پی گیر تو یارانم دل را چه خروشانی در مست تو ویرانم ،،، هیهات من الا هی این قوم و خیانت ها در ره دوسه پیمانه می داری دل دارم ،،، ور می نهیم تبریز ، ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

فَردایم را به غُروب امروز تو امیدی است نا گسستنی فرآزت را می پَرستد، شاعری که ِ شُکوه ات را ن توانست، به دورانش رها کند دریاب تار تنیده ات را ، به ذره ذره وجودم چه با شکوه آرمید های سِوآی ، مر...

ادامه شعر
رسول  مهربان

می توان توصیف کرد یا درک کرد غم این مردم را خانه هایی ویران شهرهایی درآب همه از آوار سیل شده اند سر گردان ای خداوند به گلستان به لرستان به هر شهر در این ایران زمین لطفی کن دردشان درمان کن قلبشان ن...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

سَر م را آنی از پنجره قطار با سرعتی مُصمم تَر پَرت کردم ، _ که تِکه تکه اش را،سخت به یاد می آورم سَربه سَر چید،مآن می شوم کو کلامی چُوُنان ، سر تعظیم فرود آرم هآن! ای اَنوش ِ اَنوشآن ...

ادامه شعر
طارق خراسانی

قالب : خوشه ای متغیر کودکی روی آبِ گل آلود مرگِ خود را ،قشنگ می فهمید آخرین لحظه های عمرش بود دخترک، بغضِ آسمان را دید در فرو بستِ دیدگانش بود غم به بارانِ چشم او رقصید روی یک شاخه از در...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

تُوفو برآن شمشیری که بر مردان هدیه نگردید! نگونی نکبتی است لعیم، _ که می گیرد گریان گریبان گیران را و ما هنوز می پیمودیم ...

ادامه شعر
رسول  مهربان

ای کاش عبادت از سر ترس نبود این عالم ما عبرت هر درس نبود ای کاش خدا را همه دوست می دیدند در باغ دلی میوه ی نارس نبود ای کاش بهشت مزد خداوند نبود ذهن آدمی این همه در بند نبود ای کاش خدا ر...

ادامه شعر
رسول  مهربان

دنیا اگر رو خوش کند هر آدمی یاغی شود ثروت سلاحی مرگبار تا زندگی بازی شود قدر قناعت را بدان تا جان خود آسان دهی این کاخ ها مانند خار مانع بینایی شود از سادگی لذت ببر عالم بنا بر سادگیست با فخرفروش...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

چون فلک برلوح بختم نقش فردا می نوشت تاتاابد تنهایم را همدم دنیا سرشت بی وفایی را سزایِ باوردنیا نوشت تا ابد دردفترتقدیرمن رسم جفا را می نوشت ...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

اشــکی که برصورتـــــ نشســت ؛ زنـــگارِ یکـــ آیینــــه بــود

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

به مناسبت مرگ خود جوان ایم منصب ها را این گونه تقسیم می کند اشک در آینه هر کبوتر یک چله ابر هر ابر ۸۷/۶ تخته قالی سلیمان اصل راوند ماشینی گالوانیزه ی دوگانه سوز مجهز به آبنما در ترنج لطفا برای ...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

تا خـــدا نـردبـــــــان ؛ همیشـــه ایستــــاده استـــ !

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا