تولد اعضا
    شعر ایران تولد 1نفر از شاعران سایت را تبریک می گوید
  • #

    علیرضا رشوند

پژمان خلیلی

زمین زمین ! ارتفاعی نیست بس که غروب را متحیر شدیم به دستمان بندی است که پایمان را یاری اتفاقی نیست

ادامه شعر
مهدی حسن نژاد

برای پنجره دانه پاشیدم پرنده شد و پایین امد تو را بوسیدم

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

افق بر شانه ی من شنا می کند و جلبک ها به زانویم سوگند می خورند مرا به زانو در اوردی ای صخره ای که در کنار دریا زانو زده است و زانو زده است کایت ها و کایوت ها کانوها و.. و.. من همان قدر به است...

ادامه شعر
سامان جابری

خیلی چیزها رازیرپایش گذاشت اماهنوزهم یک سروگردن ازاو بلندترم

ادامه شعر
سهند حمزه زاده (لاندا)

بهشت چشمهایت بود وگرنه، دل عاشق #حوری می خواهد چکار؟ . . سهند_لاندا @sahlanda

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

ابرها با من صحبت می کنند ریل ها حرف های مشدّد می زنند و صخره ها که در بازار باد همیشه تماشاچی جرأت دارند مگر مگر جرأت داریم آن ها که ریل اند و ریل اند و ریل اند و ما که برای آه احترام زیادی ق...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

1- نام تو بر لب من غزل سرخِ اناری ملس است ****** 2- نگاه من به سوی آسمانی ست که تو هر روز در آن می درخشی ***** 3-عاشقانه هر دم عسلِ چشم تو را می نوشم دلبرانه هر شب مهرِآغوش تو را م...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

اکنـون که بر مــزارم ایستــاده یی و می خـوانی مرا.... بــدان !! تو هم روزی خوانــده خــواهی شد

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

حالا در قفس مکعب منچ نشسته ام و مثل یک بلبل به این فکر می کنم که زندگی بالا و . . . پایین دارد این آخرین راه حل است برای انسانی که فردایش را کلاغ ها پشت تاریکی بال زمزمه می کنند و باد ا...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

فرا سوی تپه های کاه جز آغوش سنگی کوه پیشانی م پناهی ندارد هر چند پرش بال های مومی م را حین و بین گندم موش ها جویده اند مترسک های شاهد واقعه می گویند : گربه ها دیر به نبض طلایی مزرعه رسیده اند و...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

آقای سپید که مثل مه بامدادی از کنار ما می گذری تو را با کدام الک دولک به ستاره تبدیل کنم؟ بالن سواری خوب است اگر پره های تیز ستاره ها بگذارند جیغ خوب است حتی اگر یک هوشنگ ایرانی، بنفش صدایش کن...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

از این همه تخت و تاج یاقوت جای داغ پادشاهی من بر سرین زرافه کجاست؟! حتی یک دمپایی دهان پریده به مارک من در گالری گاری کهنه خران دوره گرد نیست ااااه فقط همین!!!! میله های نا...

ادامه شعر
طارق خراسانی

شعر خوشه ای شوق لب های تو به دل دارم شور یک بوسه زان به سر دارم گرچه دورم ز تو ولی دانم عاشقی ، از دلت خبر دارم « بی تو سردم، سکوتِ شب هایم با تو خورشیدِ صبحِ فردایم بهترین های من بیا ، ...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

تو از من پرسیده بودی و من بال های فرشته را از مجسمه بیرون کشیده بودم درست مثل یک نقاشی از چهره که چهره اش را از خودش بیرون کشیده باشند درست مثل ریمل و پلک های ماه که زیبایی چشم هایش را از آن ب...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

1- پلک خود می بندم تا درِ نقره ای رویایم باز هم باز شود قصه و شعر و بهار واژه از تو آغاز شود و شباهنگ سکوت نغمه ی روشن این ساز شود مرغ بی تاب خیال پرگیرد غرق در نیلی پرواز شود... 2- شعل...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

نهان دان برای نشستن بین تو و پنجره ی هواپیما آن روز دیر می آید روزی که خودم را در چمدان جا گذاشته باشم و تنها چشم هایش مثل جفتی تیله در هوا... با این که خاطره های دور پر ابر تر اند هن...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

من از جهات جهان طرحی کشیده ام بر موهای تو که باد می گوید می برم من می گویم نه که باد می گوید می برم و من در چشم هایت فریاد می کشم مثل ببری در حلقه ی آتش کلمات چه دیر ف...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

1- می نویسم جمعه، نوبهار رخت عزا می پوشد چشم من می بارد گونه های زردم می نوشد... 2- و طلوع تو غروب غم دلتنگی هر آدینه ست ... 3- نام من آدینه ست دختری منتظرم که غم دلتنگی به شب گیسوی...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

جادوگران پیر برگ های پاییزی را از پیش ناخن های ما جارو می کردند دست در دست یکدیگر رد شدیم با وقار خاصی به هم به همه لبخند می زدیم و جهان طوری بود که انگار انجمن صنفی رنگ کاران با ا...

ادامه شعر
محمد خسروی فرد

دانم که برای آن حساب آمده ای خوردی و نخوانده ای کتاب آمده ای جنگ است و جدال و جور و جبری به جهان آدم به کجا به این شتاب آمده ای...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا