تولد اعضا
پژمان خلیلی

قدم هایش را ریز بدون تعادل برمی داشت داشتن را با داشته هایش متساعد می کرد، بر هم ریلی سابق که اخیرا وجودش را حس نمی کرد چَشم هایش را در طول ریل با شعاع برگشت پیوند می زد . او می بُود بر زیر سنگ...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

امشب جهانا دل بده بر داستان درد من سیل غمش جاری شده برابگین زردمن ای غصه های دردمن ,دانی چه میسازدمرا؟ در پرده وهم وخیال,او سایه اندازد مرا ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

خوب دقت می کنی ی ی؟ ، من با توام ! _ وَ فضا اَبعادی مَعبودی به خود گرفته وَ گنجشکان در تهران/ آواز می خوانند --- "من تابحال آواز پرندگان را در تهران نشنیده ام و تو می گویی: خ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

در بَرگ های آسِ من اینبار احتمال بُردی نیست بُر خوردنی که به تَقلید می کِشد، گُریزی نیست من نا امیدِ ذهنِ حقیقت نمی شوم ، اما! در کور سویِ رسیدن، رسیدنی هم نیست 85/09/06 ...

ادامه شعر
عباس خورشیدی

بنشان روی لبم بوسه ی نابی که خدا بدهد امریه ی شرب شرابی که خدا خود به روی لب شیرین تو آورده عمل تا بنوشم پس از آن رنج و عذابی که خدا در جهانش به دل ساده ی من کرده رسوخ در زمینی همه بیدا...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

پیمان الستی که ازل, با تو بِبستم ازهرچه به غیرازتوبُوَد جمله گسستم روزی که فلک شاهد دلدادِگیم بود خود ساغراین باده به مستی بشکستم ............... یارم به بَرم بود ومراتنگ به اغوش مَ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

وزیدن یک مشت باد هرزه، درختان را به یآوه گویی، دیوانه می کند چَشمهآنی گَرگ مَسلَک، پلکهآیِ بُهت زده را،خیره دیگر استتآر وَ اِختفآء، چاره ساز نی، پوشش، به فریآد رَس. تازیانه خواهد خورد، خآکِ تشن...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

چون کودکان به بازی ,اندیشه برونم سنگی فتاده با دست ,در برکه درونم اغوش می گشاید,برخورد سنگ وبرکه چون حلقه های موی سیمین رخان به گونه در یاد برکه جوید, از عشق بیکرانه ای قطره های غلطان! داری ز ا...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

دردرون سینه ام سوز نهانی خفته است ژاله های اشک برچشمان من باریده است تندباد زندگی فصل بهارم چیده است خون دل,شادابی رخساره ام برچیده است دربهار زندگی ناگه خزان ا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

باران که می امد لبخندها را نمناک جلوه می دادی وُ من در دستان خیس تو کُنههِ مطلب را می گرفته فهمم با تمام شعورش از شعور، به شهود بدل می زد منابع با تجدید قُوی، رِفرنس های قَویی را هویدآ _ ...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

اسمان موی سیه را باز کرد
شب شد و راز دلم اغاز کرد
می رود اندیشه ام برسوی او
چشم زند باران اشک بر کوی او
در من اینسان عشق آوا میکند
لحظه های رفته ام را چون هویدا میکند ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

قِلق دَرید، دِق دَقآیق ، گُذَشت بُلوکیِ ،سوء استفادهِ کُنان ، بَر بُلوکِ دیگَری پَرید. رنگی بهِ تَدفینِ سُکوت پیچید، تآبلویِ اندیشه پَلاسید. چَشمها، بهالوده ایِ تصاویر خوابی سبک ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

اَندک روزگآری چند انسانی با تَرَکِ دلهره به جمعه می نگریست ، که حُفره ای عبورِ شنبه را در نَوردید. آینده را به ارفاق گذشته می ربودوُ حال در به در بر همه در، می کوبید، تا کآشفی را کشف. پَرو...

ادامه شعر
هما تیمورنژاد

صدای سمّ اسب سرکش جنون شکافِ سینه ام به درّه های خون نهنگ خفته در گلوی مادیون به شیهه می کشاندم به زیر پا جهان چو جام شوکرانِ تلخ و گس خروس خوان سفره های پر مگس سکوت نای کبک های در قفس سپید...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

تنهایی را نخواهند هَضم نمود، _آنانی که دَلقَک وآر، برای رسیدن ، مِعدِه می شوند تَمآیل به فصلی نُو تر، وَ دَستلاف به رگِهایی از تَحَول _ حِیرتی مُ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

38- کجایی پژمان! یک مُشت برفِ ارزشمند ، _ طلوع کردن ندارد وَباهم قُرونی را می پیمودیم بر ضربتی از اشارتِ انگشتانت حتی . . . 22.بهمن .1395 ...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

سرمای سیبری در کنار مردمک هایش بود با این وجود در اعماق شب با چوب جعبه های سیب گرم نمی شدیم سیب می شدیم در دستان شب و اعماق تقدیر یا رئالیسم نو نه دزد دوچرخه از باغ لاله نمی گذرد و باغ لاله در...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

دستها می شکنند تو دستی برای به دست آوردن نخواهی داشت سیاهی ست، اِحآطه ای هر چیزی که نیستی را، به چیستی هَستی می کَشآند؟ بَدلها تو را محتاط می کنند تو، بَدلها را اِحآطه می کنی، کُنشی مَعقول، کهِ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

آرام به آرامش مردان، گرمی رسد اینبار، حرام است/ در وادی بینایی اِحکام ، /عُرفی که بنازد همه آوار جهان است دردانه توُ ما که به در ، در طلب آنیم هیوای خوجلانه ای مَکرراست وُ عیان است در...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

گل طبیب است گر از حبیب آید ____________________________________ دست ها تهی اند ؛ تا قلبها موازی ست....

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا