تولد اعضا
فاطمه اکرمی

گاهی دلم شعر میخواهد و حرفش نیست گاهی شعرم دل میخواهد و حسش نیست در پوچی و نیستی غرقم یا تاریکی این حس و حال عجیبم تعریفش چیست فاطمه اکرمی(دلنگار) ...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

(قالب شعری سه گلشن: آغازگر+ بدنه+ پایانبخش؛ هربخش با حداکثر تنوع در امتداد و قافیه) سلام، امام دل بی قرار، حضرت عشق! سلامی از دلِ چشم انتظار، حضرت عشق! طنینِ...

ادامه شعر
طارق خراسانی

این شگفتانه انقلاب ما می رود راه آسمانی را تا ستم را ز ریشه خشکاند میدهد درس جان فشانی را گرچه امروز با چپاول ها یا ستم های مذهبی، زرد است این درخت شکسته از بیداد زایشِ ریشه های آن وَرد است ...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

گل عشقی در دلم جوانه زد تنها زمان شکفتنش هنگام باریدن ابر محبت قلب توست ببار تا همه جا سرشار از عطر عشقمان شود ...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

سروش نخست لحظه ای ماند و تا همیشه گذشت دل به تاراج بُرد و بازنگشت درد شد سرگذشت نگُذشت عشق، سلطانِ عالمِ درد است . سروش دوم غزلی بود و در زمین می گشت درپیِ بیتِ بی قرین می گشت گشت و می گشت و...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

بهار شکوفایی واژه هاست تکرار واژه بازی با واژه ها بهار شکوفایی لبخند است از پس یک نگاه آشنا بهار تبسم غنچه ای است که رو به زیبایی میگشاید بهار شکوفایی حیات شکوفایی زیبایی ها سلام دوباره زندگ...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

شیر، گیرِ کمین نمی مانَد/ دست در آستین نمی مانَد/ کاشغر، اهل چین نمی مانَد/ تا ابد، این چنین نمی مانَد/ عاقبت، مال ماست.// قالب شعری سروش، دارای این ویژگی هاست(البته ممکن است در بعضی سروش...

ادامه شعر
رسول  مهربان

دست رد بر عشق من هر روز بدتر میزنی بی بهانه بی جهت بر سیم آخر میزنی من نمی پرسم از این بد عهدیه دیوانه وار هر چقدر بر سینه ام با کینه خنجر میزنی عهد را با هر کسی غیره من پا بندی با تمسخر بر من و...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

"به نام پروردگاری که مرا به ستاندن عزیزی ازمود تا ازمون دهم هرچه به غیر از اوست از من گرفته شود ...........متن زیر را درقالب نثر اهنگین سرودم اما بدلایلی مجبور به ارسال ان بعنوان شعر شدم .... اما ...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ان شب که دیدم روی تو ان چهره مهروی تو احوال من شوریده شد بنیان من ویرانه شد سیلی بدامانم زدی ابی به چشمانم زدی عشقت که شد مهمان من زخمی زده برجان من چون گنج من درخاک شد قلب مرا صد چاک شد ...

ادامه شعر
وحید عیسوی

وقت هایی میرسد‌ ‌ ‌ که شعری‌ ‌ متنی‌ ‌ ‌ تو را یاد او می اندازد‌ ‌ ‌ می‌نشینی‌ ‌ ‌ و مرور میکنی‌ ‌ ‌ خاطرات خوب و بد گذشته را ‌‌ ‌ ‌‌ گیر میکنی میان منطق و احساس‌ ‌ ‌ ‌ نمیدانی بگویی‌ ‌ ‌ "ا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

دنیای دو اِشباعی هُویتِ زِر، بُعدی خاموشی ِ پُر نوری نورانی ِ بی عاری عیب یابی کورانی. تَشخیصِ غم انگیزی، در محورِ بُحرانی. قُطبیتِ اِحمالی جریان غم انگیزی امواجِ دو اشباعی ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

شبی، کلاه موج را بادی می ربود روزی غرق در تلاطم امواج نابکار

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

بیا و در گوشه ای از قلبت جایی برایم بگشا بیا و برایم بخوان بخوان نغمه عشق را بیا و برایم بنواز بنواز ،تک ترانه وصل را تنها تو برایم بنواز که فقط ترانه تو برایم دلنشین است...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

زیبایی خاک، هرگز به دست ِما نمی لمسید _ اگر، آرزوی غُربت، _ بُریدن فصل را هم،خُطور حتی! ما در دمایی . . .، پاییزی شدیم ...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

بیا و در گوشه ای از قلبت جایی برایم بگشا بیا و برایم بخوان بخوان نغمه عشق را بیا و برایم بنواز بنواز ،تک ترانه وصل را تنها تو برایم بنواز که فقط ترانه تو برایم دلنشین است...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

زمان شِکَستی وُ مَکآنی بهِ بَردگی در آمد بَرده دار شُدی ؟ یا شَعَف برایت، کوتآه مُخَدری است، بَس _ ارزشمند . سَر دادند ! باید تن داد به زَجرِ روزانه در انتظار مهتآب دیدی نیم بَردگان ،بوسه می...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

دل متَهم و شاکی، قاتلی وُ مَقتول دلدار! پرده نشین قاضی سُکنا دردل

ادامه شعر
پژمان خلیلی

چَه چه ِنامی از هیبت لذایذی ناب می باشد که باید به چه چه ه بخوانیش ، وَ مدارا را در ان راه نتوان دادن وُتنها تُهی هیبتی عمیق و تو دیگر هیچ 1398/02/05...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

امده ام که در زنم گرچه مرا تو رانده ای اهِ دریغ واشک چشم گرچه به دل نشانده ای گر چه مرا تورانده ای، دست زتو نَشُسته ام دل به امید وصل تواز همه کس گُسسته ام شرح بیان عشق تو وردِ زبان من شدی من...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا