تولد اعضا
پژمان خلیلی

با دست بازو دلی خوش نیوش اَرکُنی خوش است ایمان تِمام دار و ُ بیاموز/ [دل گِروُ] شَوی ،خوش است بازار را فروگذار، / رُو / هِجر ِعاشقانه شُو ، تدبیر هر کس و ناکس شدن، چه_ بی اَمان خوش است ...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

مثلِ یک چایی دم کردۀ داغ، در هوای دی ماه، یاد تو گرمی لبخندِ تن و شعر من است... مهناز نصیرپور دلنوشته

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

شال نارنجی پاییز، سپید فصلها گم شده اند مثل شیرینی شادی به لب تشنه ی ما... پ.ن: خبرنداشتن بعضیا از گرونی بنزین مثل اینه که آدم نفس بکشه و بگه من نمی دونستم هوا وجود داره ... مهناز نصیرپور د...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

(آغازین:) ایرانِ این زمانه و یک چیزِ رایگان؟! _ آری؛ ژنِ فلانی و صد میز رایگان (بدنه:) هر روز، سخت تر شده از قبل، سخت تر بعضی تبر ترند و بقی...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

چونان بنما که هر چه می انگاری

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

دستهایم را در دستانت بگیر و مرا به خود بخوان که تنها صدای تو برایم دلنشین است برایم بنواز نوای ساز تو دلپذیرترین است حکایتی از زیباترین قصه ها ارمغانی از بهترین لحظه ها ...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

بودن با تو ،زیبا ترین رویا تصویر تو سراب عشق تو ،خواسته وجود من اما در پی انکار تو به خاطر رفتار تو آرزوهای من ، یادگارهای تو، بار دیگر به سراغ قلبم آمدند تا برای همیشه آن را وداع گویند....

ادامه شعر
سعید فلاحی
پژمان خلیلی

این سیطره ای فِنا مرا زار بساخت یا صانع کوزه نارو دَم فاش بساخت *** در وسعت چون ساخته اش مرگ تنید در تار تنیده اشان ، بسی راز بساخت ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

قِلق دَرید دِق دَقآیق گُذَشت بُلوکیِ سوء استفادهِ کُنان بَر بُلوکِ دیگَری پَرید رنگی بهِ تَدفینِ سُکوت پیچید تآبلویِ اندیشه پَلاسید چَشمها بهالوده ایِ تصاویر خوابی سبک نظآره ای طلوع ادامه ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

سرباز زینت کشور بود زمانی کهِ جغرافیا گُشادی زمینم را مفتَخَر بود چهل پی ( پیه) چراغ برای اندیشه وَ اینک چهل ها اندیشه برای چَرا جآودانگی، بَشآرت ِ چَراگاهی مصنوع تَه ماندگیِ امروز را چِگونه ف...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

با غمزه بمان مرا گر عیشی خواهی با باد و طرب/ بخوان/ گ َ _ رَشکی خواهی شعر از پژمان 04/08/1398

ادامه شعر
پژمان خلیلی

امتحان می کنم کوچه هایی سر دوُ سایه دار را گام می نهم بر قدم های سایه هایم موجی ،گآهی انعکاسی _ لَحنی ترسناک را در پیاده رو چند قدم مانده به خانه ام پدیدار می کند سفر ،تولدی حجمی در خط زمانی د...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

کدام شَک وُ کدام تقدیر مرا می پراند از شاخی به شاخی سر شاخ . کبود می شرمم در تازیانه ی باد وُ سرخ سیلی ، بر گوشهایم می خشکید حس شنوا یم را مبادا ترحم غرورم سبزینه وار غربال وَ آنک بنده فرا خدا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

باید نگاه کنی، زمین !مُرتعش تَر اَم من در عذاب انسان یم----- که مُبتلا، زِمبتلا تراَم هَست ی/ که فعل می گماریم/ از شعر مبتلا تلوتراَم دی شیخ می به چه جرمی !به چوبهای تُرک اهواز وُسیسهِ ب...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

دستانت خورشیدی است بَس فروغ انگیز جنسی اتی فوق العاده برای زنده ماندن از تو وَ نَمَردن در قسمت ِآخرین فصلی از _ نوشتن ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

موسیقی می وَزد برای دیدنت به تختی کم رنگ زوم می شوم در آغوش ترانه با تو مبهم می ترسیم برای گریز از رنگهای ملایم به فرورفتگی خوآبگاه،به سوزهای درآغوش ترانه می پیوندم اِختلال ایجاد وَ توها در خلِ...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

1- عشق، زانوی غم است در بغلِ خسته ی شب... 2- غزلسازِ شب و روزم پریشان موی دلسوزم به روی دفتر شعرم برات گلواژه می دوزم 3- مگر آغوش تو باغ گل یاس است؟ که جانم مست عطر نابِ احساس است ...

ادامه شعر
فاطمه اکرمی

گاهی دلم شعر میخواهد و حرفش نیست گاهی شعرم دل میخواهد و حسش نیست در پوچی و نیستی غرقم یا تاریکی این حس و حال عجیبم تعریفش چیست فاطمه اکرمی(دلنگار) ...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

(قالب شعری سه گلشن: آغازگر+ بدنه+ پایانبخش؛ هربخش با حداکثر تنوع در امتداد و قافیه) سلام، امام دل بی قرار، حضرت عشق! سلامی از دلِ چشم انتظار، حضرت عشق! طنینِ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا