تولد اعضا
    شعر ایران تولد 1نفر از شاعران سایت را تبریک می گوید
  • #

    حامد سنگچولی

سید محمد حسین شرافت مولا

بسمه تعالی به حضرت قمر بنی هاشم (ع) انوار الحرمین ای عباس (ع) در شب ِ برداشتن ِ بیعت ها , تنهائی ِ سرخ ِ حسین (ع) را تنها خدای نورانی می دید وَ تو ! ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

قطع می شوی وُ زمین می مِکد مرا انگار وصل به خُرانیدگیِ بُتی ، بس اس با ما دریغ که پندار ادمی _ در پرتگاه شَعف مُبتلا تَر اس وقتی به کهنگی حرف بَر می خورم ایماو اشاراتی ازتو ،مَنی بس...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

اصول واژه های ِ شعرم را _ پَس دهید! شما برایم، مُرده اید وُ من نیز! می میرم _ برایتان ...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

. تو جلوه ی خدایی ای جاودان شهید مصداق هر قساوت شد واژه ی یزید یزدان تو را به نام ردیف خود آفرید او مظهر شرارت جرثومه ی پلید ....

ادامه شعر
پژمان خلیلی

در عَصر ِ ، نو تر از عصر های دیروز جَراح ، بر زبان خروسی ، شآید مجروح شکاف های قُد قُد ، در هوشیآری ، شبی خروس خوآن ، می نشاند وُ کآوش -بر قُد قُد ی مَشکوک عَصرش را گَریبان می دَ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

کدام شَک وُ کُدام تَقدیر مَرا می پَراند از شاخی به شاخی سرشآر! کبود می شَرمم در تآزیانه باد وَ سُرخ سیلی، برگوشهایم می خُشکَد _ حِسِ شِنَوایم را مبادا تَرَحمُِ غُرورم، سبزینهِ وار غَر...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

اندوه تو پاکا نمی کند رهایم این قصۀ درد است ، مدام در صدایم رفتی و به عذاب غم نشاندی مرا خُفتی و به ماتمت کشاندی مرا زین پس نِگهم به سوی تو بارانیست اندوهِ جدائی وه که سخت تاوانیست در هر ق...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

یَغما به باد داد مُعمای حَلقه را پآیی فِرار می کند از آشیآنه ها کآبوس، بر مَلا شده ازمَرزهایِ پُر جنون تاراج از کَبودی ِ روز است وُ بانگها ؟ آنقدر بِترسیدوُ داد وُ باخت کَرد از دست داد حَراس ا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

زمین زمین ! ارتفاعی نیست بس که غروب را متحیر شدیم به دستمان بندی است که پایمان را یاری اتفاقی نیست

ادامه شعر
مهدی حسن نژاد

برای پنجره دانه پاشیدم پرنده شد و پایین امد تو را بوسیدم

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

افق بر شانه ی من شنا می کند و جلبک ها به زانویم سوگند می خورند مرا به زانو در اوردی ای صخره ای که در کنار دریا زانو زده است و زانو زده است کایت ها و کایوت ها کانوها و.. و.. من همان قدر به است...

ادامه شعر
سامان جابری

خیلی چیزها رازیرپایش گذاشت اماهنوزهم یک سروگردن ازاو بلندترم

ادامه شعر
سهند حمزه زاده (لاندا)

بهشت چشمهایت بود وگرنه، دل عاشق #حوری می خواهد چکار؟ . . سهند_لاندا @sahlanda

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

ابرها با من صحبت می کنند ریل ها حرف های مشدّد می زنند و صخره ها که در بازار باد همیشه تماشاچی جرأت دارند مگر مگر جرأت داریم آن ها که ریل اند و ریل اند و ریل اند و ما که برای آه احترام زیادی ق...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

1- نام تو بر لب من غزل سرخِ اناری ملس است ****** 2- نگاه من به سوی آسمانی ست که تو هر روز در آن می درخشی ***** 3-عاشقانه هر دم عسلِ چشم تو را می نوشم دلبرانه هر شب مهرِآغوش تو را م...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

اکنـون که بر مــزارم ایستــاده یی و می خـوانی مرا.... بــدان !! تو هم روزی خوانــده خــواهی شد

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

حالا در قفس مکعب منچ نشسته ام و مثل یک بلبل به این فکر می کنم که زندگی بالا و . . . پایین دارد این آخرین راه حل است برای انسانی که فردایش را کلاغ ها پشت تاریکی بال زمزمه می کنند و باد ا...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

فرا سوی تپه های کاه جز آغوش سنگی کوه پیشانی م پناهی ندارد هر چند پرش بال های مومی م را حین و بین گندم موش ها جویده اند مترسک های شاهد واقعه می گویند : گربه ها دیر به نبض طلایی مزرعه رسیده اند و...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

آقای سپید که مثل مه بامدادی از کنار ما می گذری تو را با کدام الک دولک به ستاره تبدیل کنم؟ بالن سواری خوب است اگر پره های تیز ستاره ها بگذارند جیغ خوب است حتی اگر یک هوشنگ ایرانی، بنفش صدایش کن...

ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

از این همه تخت و تاج یاقوت جای داغ پادشاهی من بر سرین زرافه کجاست؟! حتی یک دمپایی دهان پریده به مارک من در گالری گاری کهنه خران دوره گرد نیست ااااه فقط همین!!!! میله های نا...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا