تولد اعضا
سعید فلاحی

نگاتو ندیدم صداتو نشنیدم اما در عشقت عاشقی شهیدم غرور و تکبر تو چش و دلم بود طعنه و تشرت دلم رو آزرد برای عشق تو هرچه که دویدم نشدی راضی به پستی رسیدم من از پیله به تو یه پروانه ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

وی ماشینم و برف پاک کن داره اشک ابرا رو یکریز پاک میکنه تو جاده سرگردون دارم پیش میرم ذهنم داره یادتو خاک میکنه با خودم میگم چی میشد مگه کنارت رفتن توی جاده ها کاش میشد که دید خنده های تو میون...

ادامه شعر
قاسم پیرنظر

سر این کوچه تو را دیدم ودل باختمت همۀ عمر جوانیم غزل ساختمت بی خبر رفتی و چشمم به ره ات کوک زدم کوچه شد پیر و منم پیر ، که نشناختمت پیرنظر "سلیم"  ...

ادامه شعر
علی میرزایی

سراپا مهربانی رفتی و در حسرت تو اشک شب ها مانده است در فراق تو دلم شیدا و رسوا مانده است آمدی اما نپاییدی چو باران بهار شد بهار من خزان درد و غمت جا مانده است عشق طاقت سوز تو ای اختر شب های تار ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

آبی چشمان سیاهت لیلا بارانی تر است از ابرای پاییز وی خورشید نگاهت روشن تر از روشنای همه صبحِ دلاویز ای دلیل لحظه های خرابم وی دغدغه ی شب های سیاهم خواهی بمیرانم یا که دهی جان ای باعث خنده و ...

ادامه شعر
مینا آقازاده

تا شهریور روزهای سبزش را در تقویم می گذرانَد ، تو هم بیا می ترسم ورق برگردد ، روزگار آن روی زردش را زودتر نشان بدهد وَ تو هنوز راهِ رفته را کوتاه نیامده باشی ! بیا که بادها دست فصل ها را...

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ حور بهشتی: تو ای بانو چَنی شیرین سرشتی چاو شین ترین حور اهل بهشتی مِن خوم پِرِم له پاییز و له حسرت توو عروس مانگِ اردیبهشتی سعید فلاحی (زانا کوردستانی)...

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ بُتِ ناوَن: بُتِ ناوَن فِدایِ رقص و لَرزِد وه قوروانِ قد و بالای بَرزِد نهاون و وروگرد که دی هیچِن کُلِ لورستانگَم کَم وه نَذرِد. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)...

ادامه شعر
سینا علی زاده

در غــم تنــهایی اَم ، به هچــل فتاده ام هچل که سهل است! من به گنه فتاده ام طبیـبم ، زخم دل آشــفتـه را تیــمارکن با صدای نازنین خود، دیوانه را آرام کن در وصف تنهایی اَم،هرقلمی عاجز است روشنـی من...

ادامه شعر
علی میرزایی

عشق رؤیائی عشق من یک عشق رؤیائی است می دانی تو هم در مسیر عشق من باشد هزاران پیچ و خم در خیالم روز و شب دارم تو را یاس سفید بین ما گر فاصله بسیار باشد، یا که کم درد تو باشد دوایم غصه هایت شادیم ...

ادامه شعر
نوید حیدریان

چشمامو بستم تا که رویامو از توی مشتت دربیارم تا از توی دستات پس بگیرم یا از چشمهات و هرچی که داری از قلب تو از فکر تو حتی از قهقه های پر از نازت.. که چشمهامو بسته به قفل و زنجیر و استیصال بیدار...

ادامه شعر
سینا علی زاده

دانــــی در انتظارت آخـر چه ها کشیدم با روی ماه و خونت صد بوم ها کشیــدم می خواهـــی بدانی چقدر دورم از تــــو آنقدر از تو دورم که شاخــو پر کشیـدم دانی چقدر سخت است درد فراق دیدن بعدپرواز با دو...

ادامه شعر
سام زمانپور

عاشقانه ها *** حضور واژه ها در پیچ و خم جاده ها بر موج ها *** رّد بوسه ای گُل کرد ترانه ای که بر لبانم کاشتی *** سام زمانپور ۱۳۶۹ ۱۹۹۱(میلادی)...

ادامه شعر
رسول  مهربان

دست رد بر عشق من هر روز بدتر میزنی بی بهانه بی جهت بر سیم آخر میزنی من نمی پرسم از این بد عهدیه دیوانه وار هر چقدر بر سینه ام با کینه خنجر میزنی عهد را با هر کسی غیره من پا بندی با تمسخر بر من و...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عشق ازل » مبنای عشق ، مبداء جسـم بشـر بُوَد عشق است ،نیرویش به سرم غوطه ور بُوَد عشق ازل که آدمیـان را ، بنا نهاد عشق آفرید ، آنچه به دنیا ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« پیمان عشق » پیمان عشق و عهد حقیقت ، زِ جان بُوَد پیمان شکن ، مقلد2 وِرد زبان3 بُوَد دارم امید ، عهد و وفایـت عیان شود آنجا که محتوای عمل در ...

ادامه شعر
علی معصومی

یک شب یکشب زکویم ای گل باری گذر نکردی فکر من خراب شوریده سر نکردی هرلحظه شور عشقی در خاطرم نهادی درمان حال زار این بی خبر نکردی بر گرد شمع رویت پروانه ام ولیکن جز آتش فراغت در بال و پر نکردی ...

ادامه شعر
جواد صارمی

تا صبح بیدارم , نفس تنگ و دلم تنگ بغضی گلو را نیمه شب ها می فشارد یاداوری کردن عجب احساس شومی ست رحمی میان ضربه های خود ندارد پهلو به پهلو می شوم, خوابم نبرده هر شب شبیه برزخی پر اضطراب است و...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ان شب که دیدم روی تو ان چهره مهروی تو احوال من شوریده شد بنیان من ویرانه شد سیلی بدامانم زدی ابی به چشمانم زدی عشقت که شد مهمان من زخمی زده برجان من چون گنج من درخاک شد قلب مرا صد چاک شد ...

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

چه شود دوباره امشب غم دل کنم به غایت قلمی زنم به کاغذ که بود شریک نایت بر دوستان عنایت دل دوستان شکایت چه نویسم از دل درد که شود حریم پایت به زبان نگویمت کن به عمل شکفته بینی ره کاروان روی تو...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا