تولد اعضا
سعید فلاحی

محبوب من به یاد بیاور سوگواری‌هایم را برای چهارشنبه‌ در پنجشنبه های خاکستری در خیابان‌های سردِ بی تو بودن را که بارها از آن عبور کرده‌ام محبوب من به یاد تو شعرهایم را در باغچه در صحرا...

ادامه شعر
سعید فلاحی

یادِ تو دردی است مچاله! میان قفسهٔ سینه‌ام لبریز از یک تنهایی مظطر! و تمام روز بی تو کارِ من است شانه کردنِ موهای سیاهِ تنهایی، و لاک زدنِ ناخن های کبودش شاید فراموشم شود این تنهایی پر ا...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

یاری و نگاری و قراری و لبی معشوقه ی دیگری و تابی و تبی هر کس به هوای خود کناری و مرا ماهی و نگاه گاه گاهی و شبی

ادامه شعر
سعید فلاحی

من که می دانم این پاییز به این سادگی ها از سر دلتنگی هایم دست بر نمی دارد، شاید از انبوه برگ‌های خزان بر تن کوچه های عریان شهر این را تو فهمیده باشی که اینچنین عاشقانه از آن سمت خیابان دس...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

هزار بوسه تو دادی هزار بوسه گرفتم عجب هوای خوشی در خیال کوچه گرفتم زمینه ها غلط انداز و فصل فصل دو رنگی چه برگ ریز قشنگی عجب خزان عجیبی چه کوچه های غریبی فضای کوچه مه آلود و اندکی به زمستا...

ادامه شعر
علی میرزایی

نگرانم بود این سخن از کودکیم ورد زبانم آز آمدن خویش به دنیا نگرانم نه آبی و نانی است فراهم نه محبت گه در پی اینم و گهی در پی آنم دنیا شده از ظلم و ستم مثل جهنم تا وعده دهندم نسیه باغ جنانم مثقا...

ادامه شعر
حمیدرضا مقیمی

چی بگم از همه خوبیت چی بگم؟ تو شرابی تو گلابی تو پر از لحظه نابی تو همون نور کتابی که تو تاریکیه شب به من می تابی چی بگم از همه خوبیت چی بگم؟ تو یه باغ پره از تاک تویی بوی خاک نمناک لطیفی مث...

ادامه شعر
علی میرزایی

مشکل کار مشکل کار کمی از تو،همه از ما بود چون تمنای تو کردن به دلم بیجا بود بود تقصیر تو چشمان بلاخیز سیاه جرم من حسرت آن چشم و قد و بالا بود "قیس" عاشق شد و آواره به صحرای جنون جرم مجنونی ِ مجن...

ادامه شعر
سعید فلاحی

محبوب من تن تو دشتی پوشیده از سبزه است که بر دامنت اطراق کرده‌اند پروانه‌ها چشمانت ابری است پر از ترانهٔ باران و آغوشت پنجمین فصل سال است مطبوع تر از بهار گرم چون تابستان رنگین چُنانْ...

ادامه شعر
علی معصومی

کافی نیست برای مستی جانم شراب کافی نیست به جرم عیب نهانم عذاب کافی نیست اگر چه کوله بر شهری از گناه ام لیک بباع جنت و رضوان صواب کافی نیست مرا بخوان به فراسوی هرچه می دانی به شرح نام و نشان...

ادامه شعر
حنظله  ربانی

ای نیم تو سنگ و نیم دیگر آهن با این همه غم ببین چه کردی با من پاییز شدم ... دعات مقبول افتاد حالا دل تو بهار ؛ چشمت روشن ! حنظله ربانی...

ادامه شعر
ندا عبد حق

ز گل راز شکفتن را بیاموز نه چون هر دست، چیدن را بیاموز. مکن پرهیز از عشق و محبت به قلب خود تپیدن را بیاموز. پر از عشق است عالم ،یک نظر کن به چشمت خوب دیدن را بیاموز. در این دوران که افسرده...

ادامه شعر
سعید فلاحی

مترسکی هستم در جالیزاری دور و بی ثمر همه ی کلاغ ها با لبخند به کنارم می نشینند گاهى خیره مى‌شوند به دکمه های پیراهن پر از دلتنگی ام و گاه می کوبند منقار بر کلاه پوسیده ام و من فارغ از چیستی ام...

ادامه شعر
علی معصومی

ترانه ای امیدوارتر من بی قرارم و دل بی قرارتر بس غصه دارم و غم بیشمارتر از جرعه های سبویت خدای را پر کن پیاله دمی پر عیارتر بگشا نقاب رخی تا ببینم ات ای آفتاب حسن دمی آشکارتر کی میشود که ...

ادامه شعر
ندا عبد حق

کافیست باران بزند ؛ خیال تو خیس تر از همیشه می چکد از آسمان چشم من ؛ و من بلندترین شعر نبودنت را می بارم ....ندا...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

سر و جانم غزلستان سر کوی تو باد دل و دینم همه بر باد سر موی تو باد همه شب حضرت دل ناز نگاهت دارد های من هم نفس محترم هوی تو باد هاتف از غیب خبر داد که جان دو جهان همه در سوی تو و هیچ فراسوی ت...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

کیمیا با رفتنت چرخ ارابه ی تبعید از بازوی من گذشت وَ بار دیگر سکوت در قلبم ، تکرار شد. ابوالقاسم کریمی...

ادامه شعر
علی میرزایی

نگین تارک دنیا تو آن شاه شهیدانی که طاقت برده از دل ها ره ِکوی تو صد ها پیچ و خم دارد و مشکل ها به دریای غم عشقت گرفتاران بسیارند نه امیدی به دریا ها،نه امیدی به ساحل ها صفر آمد، چه در پایت شهید ...

ادامه شعر
حنظله  ربانی

بر موی تو قدّیسه ی أعلی صلوات بر حضرت لب های تو صدها صلوات ذکر « رَحِمَ اللّهْ » بلاشک با اوست « مَنْ یَقْرَأَ شِعْرِ چَشْمِ تُو با صلوات » حنظله ربانی ...

ادامه شعر
سجاد صادقی

یک دلیل محکمی کم بود زندگی سراسرش غم بود زندگی نه ، پیاله ی سم بود زندگی بعد زلزله ، بم بود روی چهره ی کسی نم بود او فرشته نه که آدم بود " داشتم زندگی نمی کردم یک نفر آمد و سلام کرد یک نفر ک...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا