تولد اعضا
پژمان خلیلی

((تا کی به تمنای وصال تو یگانه)) در دیده زنم حلقه ای اشکی به کرانه وز دیده زنم اشک،ولی دفتر عُشاق برخواهش هجران زند آهنگ و ترانه ...

ادامه شعر
ابراهیم کشاورزپور

این خودت، این خاطراتت هردو را از من بگیر... تا نباشد اختیاری ، تا نباشم من حقیر... خاک میکردم تو را ای‌کاش به فرمان دلم تا نباشد احتیاجی، تا نباشم من اسیر......

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

بر پیله ی احساس ابریشم ز رشکی باریده بود از آسمان غیرت ز اشکی از رستنی بر شعله فهمید او ز پرواز از دیده ی پروانگان،صحن از سرشکی سیده مریم جعفری On the cocoon of silk is the emotion of th...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبز ِ روی ِ تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَزن بوسه به تیغ ِ تیز ِ نیرنگ

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

که گفته است تو ماهی تو عین خورشیدی غروب زندگیم را طلوع امیدی

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبزی روی تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَکن تکیه به پشت گاو نیرنگ

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

خزان با باور گل آشنا نیست «غم من قابل فهم شما نیست» در این کینه سرای دشمن آباد جدا از حال مَردم جز خدا نیست ------------------------------------------ ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان شد ، خدا تنها شد و رفت حیا مُرد و وفا رویا شد و رفت به زیر تیغ ِ خون آلود ِ چنگیز هنر سهم کبوتر ها شد و رفت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

او به من حق انتخاب نداد از لبانش به من شراب نداد دوستش دارم ونمی داند پاکی من ولی جواب نداد

ادامه شعر
محمد شهماری

هچ اولور اینسان عمری..هچ ندن تنها قالان گونو قارا..گینه ده من

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان آمد و دیوار بارید تبر بر شهر ما ، غم بار بارید درون کوچه ی بن بست تاریخ سیاست رد شد و تکرار بارید ..................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گرفتار ِ شب ِ پایان عشقم هوا سرد است و من عریان عشقم هوا سرد است و من در مسلخ غم کنار جوی خون ، گریان عشقم ......................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

تو باران بودی و من رود ِ بی آب جدایم کردی تو ، از بستر خواب نجاتم دادی از سلول زندان رهایم کردی در دامان سیلاب ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

72 ملت هفتاد و دو ملت را آباد نمودند بر برگ نشان،تن را آزاد نمودند داد از دول یاغی، از یک ره بیدار غیرت به جهان، با خون،فریاد نمودند سیده مریم جعفری Seventy-two nations Seventy-two nations ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شبی در پنجه ی سرد زمستان لب دیوار قربانگاه زندان به زیر سایه ای مبهم تر از غم گلی دیدم ، اسیر تیغ طوفان

ادامه شعر
مجید شفق

آیینه شب ! آیینه ی شب چو سکّه ای بر آب است یا حقه ی سیمینِ پر از سیماب است رخساره ی ماه من از ابرِ گیسو در جلوه گری چو چشمه ی مهتاب است مجید شفق ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

اگه دشمن به دستانش تفنگه دل دریایی ما مرد جنگه قسم بر قامت سرو شکسته در و دیوار زندان هم قشنگه

ادامه شعر
اله یار خادمیان

دو عالم نقطه ی خال حسین است تمام عشق تمثال حسین است همینم بس اگر روزی بگویند فلانی هم به دنبال حسین است ندارد ابر دل یک قطره باران که همراهی کنم با سو گواران من از جنس کدامین سنگ بودم که خش...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

دلم ای دل بیا باهم بگرییم بخون تِه شروه تا باهم بگرییم شو و روز از غم هفتاد ودو گل به دشت کربلا باهم بگرییم *** دلم ای دل بیا ازجون بنالیم چولیلا درغم مجنون بنالیم به عا...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر تیشه ی شب . . خزان بر دفتر شعرم خزیده لب خندان من را غم خریده صدای ضربه های تیشه ی شب به باغ سبز ایمانم رسیده . . شاعر:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا