تولد اعضا
ندا عبد حق

هوای نغمه ات کردم که جان بخشد صدای تو ، کند در گوش دل غوغا همه شور ندای تو . ...

ادامه شعر
بهمن نوری قاضی کند

خمِ ابرویِ تو، دیدن دارد آنچه از تو گویند، شنیدن دارد لبهایِ تو به رنگِ سیب می ماند میوه یِ رسیده، چیدن دارد بهمن نوری قاضی کند بهار1398 ...

ادامه شعر
ندا عبد حق

گفتم که سفر شاید ،کمرنگ کند غم را ، با من به سفر آمد یادت همه دم هر جا. رفتم به سفر تنها تا دل بشود آرام ، رفتن نبوَد چاره ، بدتر شده ام حتی ...ندا ...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

. خسته تر م از توان کاسه ی لبریز می کشدم بی سلاح غصه ی یکریز

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ دلتنگم: دلتنگم و بر دیده اشک نشسته مهرت به دلم رفته و شکسته والله مرا جز تو دگر سخن نیست! دیگر تو بیا، این دل شده خسته! ❆ دلتنگم: مست عشق توام و، شعر فراوان گفتم گر چه هر کلمه از سر هذیا...

ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

نکن‌گیسو پریشان و نده دیگر تو بر بادم بیا و باوفایی کن نبر هرگز تو از یادم عدابم دادی و دیدی تورا هر بار بخشیدم وتنها افتخارم این که عاشق‌تر ز فرهادم...

ادامه شعر
سعید فلاحی

- یاد مادر: مادر به یاد تو چه شب های سیاه در گوشه ای نشسته ام و گریستم شاید دگر ببینی، نشناسی که مرا دریغ دگر سعید گذشته نیستم. - دامن مادر: مادر اگر دستم رسد به دامنت باز ببوسم آن دامن پا...

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ دلتنگم: دلتنگم و بر دیده اشک نشسته مهرت به دلم رفته و شکسته والله مرا جز تو دگر سخن نیست! دیگر تو بیا، این دل شده خسته! ❆ دلتنگم: مست عشق توام و، شعر فراوان گفتم گر چه هر کلمه از سر هذیا...

ادامه شعر
سعید فلاحی

- پدر: تا بود مرا امید دیدار پدر بر هر غمی باشد دلم صبر و صبور گرچه که نبود سایه اش بر سرم دلخوشم من به دعای خیرش از دور. - تباهی: من و این دل عمری است پا به راهیم بگیر ای عشق، دستم که بی...

ادامه شعر
سعید فلاحی

- جهان بی زوال: کاش جهان بی زوالم بشوی پرنده باشم تا بالم بشوی یا اُفتم ز غمت درون بستر تا تو جویای احوالم بشوی - کسرای پرویزی: آن قوس تنت کسرای پرویزی است خط دو لبت خطوط نیریزی است چشما...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

دوباره اول مهر است و دختر پریشان می کند احوال مادر که حسرت بر دلش پولی ندارد برای کیف و کفش و مشقِ دفتر عبداللهی_فر_یاس...

ادامه شعر
قاسم پیرنظر

سر این کوچه تو را دیدم ودل باختمت همۀ عمر جوانیم غزل ساختمت بی خبر رفتی و چشمم به ره ات کوک زدم کوچه شد پیر و منم پیر ، که نشناختمت پیرنظر "سلیم"  ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ حسن(ع): نام حسن پر از فیض خداست حسن در مـذهـبم آب بقاست اینکه گویم نه غلو باشد، نه دل ما در به درِ مجتبی است ❆ خون حسین(ع): «مابینِ زمین و آسمان می خواند» سجاد به تب و چشمِ گریان می خوان...

ادامه شعر
سعید فلاحی

- سال تنهایی: نیمه شب با سایه ی تنهای خود ولگرد کوچه های خاموشی ام چون دود در دل شب های سیاه و سرد رو به عدم و سال ها تنهایی ام. - پایان: افیون مرگ در تن و جانم دویده است شاید که کار من به...

ادامه شعر
محمدعلی ساکی

هجوم خویش را از سر بگیرید که جشن رقص با خنجر بگیرید به خونم دین احمد پای برجاست مرا ای تیغ ها در بر بگیرید محمدعلی ساکی ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ سرِ پدر: دل زینب ز غصه گشته سرشار حسین هست بین اشقیا گرفتار رقیه از عمق جان فریاد می زد: سرِ پدر چرا رفته سرِ دار!؟ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #دو_بیتی #انجمن_شعر_و_ادب_میخانه...

ادامه شعر
محمدعلی ساکی

محرم آمد و حی علی عشق طنین هل من و لبیک یا عشق برای حفظ آیات الهی علم بر نیزه شد در کربلا عشق محمدعلی ساکی

ادامه شعر
محمدعلی ساکی

محرم ماه سوگ آل طاهاست نوای یا حسینم در تکایاست سرهر کوچه ی ماتم گرفته به یاد کربلا یک خیمه برپاست اگر سبزیم مرهون حسینیم ویا سبزیم مدیون حسینیم اگر دنیا سراسر کوفه گردد مطیع امر و قانو...

ادامه شعر
عباس جوخواست

محرم آمدو شوری به پا شد حقیقت های عالم بر مَلا شد محرم آمدو مهدی :ع: نیامد پناه بی پناهان کربلا شد

ادامه شعر
سعید فلاحی

دو بیتی هایی برای حضرت معصومه (ع) - نجم معلوم: مثل زهرا تو هم معصومی در راه رضا ساکن قمی در تاریکی این جهان بی نور همچو نجمی و معلومی - آوازه قم: چونکه او آمد، خاک نفسی تازه گرفت و به ی...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا