فاطمه گودرزی

در حسرت نگاهت چشمم نشسته بیدار ابری شده جهانم ؛در آرزوی دیدار قدری تحمل ای دل شب میرود ز چشمم خورشید ؛ می درخشد؛ برجسم نیمه هوشیار فاطمه گودرزی (گلگز)...

ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

آمده ام پشت درخانه‌ات شاعرم وعاشق دیوانه‌ات گرمی آغوش تودارم طلب مست شوم ازمی وپیمانه‌ات

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

ترجمان (آیینه ) هزاران رخنه در کیشم اگر پیدا شود دل را کنم مستِ نگاه تو که لب را بی شمار آورد ازین مستی ،ازین هستی ،دلی را صد هزار آورد سیده مریم جعفری translate of mirror Thousands of knots...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

منتظران را خبر کنید وین خموشی حذر کنید آوای خوش ، دلدار رسد گوی، زهستی نظرکنید روحم زنیستی به انتها باید ز بوی تن سفر کنید عبداللهی فر(یاس)...

ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

مصلحت نیست که تودردل من جابشوی بعد من گریه کنان راهی صحرا بشوی دوستت دارم وبااینکه ستمگر بودی من دلم نیست که تو همدم غمها بشوی...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

سه گلشنی اجتماعی به نام سخن های آتشین "دل، سخن های آتشین دارد. دارد از عمقِ درد می سوزد/ نه فقط بانوانِ دل آذر که دلِ هرچه مرد می سوزد/" کاش! می شد نَدید جامعه را؛ هرکسی هم به...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

((تا کی به تمنای وصال تو یگانه)) در دیده زنم حلقه ای اشکی به کرانه وز دیده زنم اشک،ولی دفتر عُشاق برخواهش هجران زند آهنگ و ترانه ...

ادامه شعر
ابراهیم کشاورزپور

این خودت، این خاطراتت هردو را از من بگیر... تا نباشد اختیاری ، تا نباشم من حقیر... خاک میکردم تو را ای‌کاش به فرمان دلم تا نباشد احتیاجی، تا نباشم من اسیر......

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

بر پیله ی احساس ابریشم ز رشکی باریده بود از آسمان غیرت ز اشکی از رستنی بر شعله فهمید او ز پرواز از دیده ی پروانگان،صحن از سرشکی سیده مریم جعفری On the cocoon of silk is the emotion of th...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبز ِ روی ِ تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَزن بوسه به تیغ ِ تیز ِ نیرنگ

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

که گفته است تو ماهی تو عین خورشیدی غروب زندگیم را طلوع امیدی

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گیاهی کوچکم بر بستر سنگ نگین سبزی روی تاج ِ خوشرنگ شبی گفتم به انسانی ریاکار مَکن تکیه به پشت گاو نیرنگ

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

خزان با باور گل آشنا نیست «غم من قابل فهم شما نیست» در این کینه سرای دشمن آباد جدا از حال مَردم جز خدا نیست ------------------------------------------ ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان شد ، خدا تنها شد و رفت حیا مُرد و وفا رویا شد و رفت به زیر تیغ ِ خون آلود ِ چنگیز هنر سهم کبوتر ها شد و رفت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

او به من حق انتخاب نداد از لبانش به من شراب نداد دوستش دارم ونمی داند پاکی من ولی جواب نداد

ادامه شعر
محمد شهماری

هچ اولور اینسان عمری..هچ ندن تنها قالان گونو قارا..گینه ده من

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان آمد و دیوار بارید تبر بر شهر ما ، غم بار بارید درون کوچه ی بن بست تاریخ سیاست رد شد و تکرار بارید ..................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گرفتار ِ شب ِ پایان عشقم هوا سرد است و من عریان عشقم هوا سرد است و من در مسلخ غم کنار جوی خون ، گریان عشقم ......................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

تو باران بودی و من رود ِ بی آب جدایم کردی تو ، از بستر خواب نجاتم دادی از سلول زندان رهایم کردی در دامان سیلاب ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

72 ملت هفتاد و دو ملت را آباد نمودند بر برگ نشان،تن را آزاد نمودند داد از دول یاغی، از یک ره بیدار غیرت به جهان، با خون،فریاد نمودند سیده مریم جعفری Seventy-two nations Seventy-two nations ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا