تولد اعضا
    شعر ایران تولد 1نفر از شاعران سایت را تبریک می گوید
  • #

    علیرضا رشوند

مجید شفق

قطعه زن های زمانه همه پر درد ترینند زین هستی بی معنی؛ دلسرد ترینند در جامه ی مردی همگی زن صفتانند نشگفت اگر مردان؛ نامرد ترینند مجید شفق ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

هلوکاستی دوباره رخ داده ، در جنایاتِ کوره ی چشمت طعم "حلوا" به "صبر" می بخشد باغِ سرسبزِ "غوره" ی چشمت آن بهشتی که آرزو دارم، نیست جز سرزمینِ آغوشت که بشارت به مومنین داده آیه ی ناز... سوره ی...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

پروردگارا... زندگی بی وقفه شیرین است! روحم دیابت دارد و با قند می میرد امیدِ خوشبختی به فرداها نده؛ گاهی بیمار قلبی در صفِ پیوند می میرد بی ریشه ای مرگ است! در تُنگِ طلایی هم گل با هزاران رشته ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

نباشی کوله بارم رو به سمتِ ماه می بندم نباشی شاد می پوشم نباشی سیر می خندم نباشی قلب عاشق رو به زلفِ یار می دوزم از اون قلبا که با گریه روی دیوار می کندم... نباشی سرسپُرده ات بعدِ تو آزادِ آ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

توی شرجیِ ظهرِ آبادان طعمِ تند سموسه می چسبد مُشت و مالِ کنار ساحل با روغنِ نافِ کوسه می چسبد کل کلِ شاعرانه حتی با دختر زشتِ لوسه می چسبد وسطِ ناسپاسیِ مدنی نرم افزار روسه می چسبد بعد...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

شبهای دراز و تلخِ تنهایی را با وعده ی وصلت، شبِ عیدش کردم هر خاطره ای که قصدِ جانم می کرد با وِردِ لبِ تو ناپدیدش کردم این سربه هوا دلِ پدر سوخته را در مکتب عشقِ تو مریدش کردم هردفعه که بی...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

و باز آمد و تبریک گفت عیدم را نوشت "سالِ بد" آغازِ سررسیدم را... ********** می ترسم از نبودنت، اما هراس نه می سازمت دوباره ولی اقتباس نه باید هزینه کرد به پایت غرور را در حد خ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

گونه های لطیفِ سُرخابی چشم های درشتِ لامصب چالِ گونه به وقتِ خندیدن... انحنای ملایمِ غبغب فرقِ گلبرگِ یاس با بدنت فرق ملموسِ انگبین و رطب مدرکِ ادعای "داروین" و منطقِ مبحثِ تکاملِ لب ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

چشمک بزنی، ستاره هم می خواهم یک فرصتِ استعاره هم می خواهم گفتی که سه هفته پیش کامت دادم! آری، دادی، دوباره هم می خواهم... ****** یارب همه شب لقمه ی ما در خون است ابزارِ عذابمان چه گو...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

هر دفعه که استخاره، من... تنهایی... یک آدم بی ستاره، من... تنهایی... دور از تو ردیفِ حال و روزم این است: من... تنهایی... دوباره من... تنهایی... در قالبِ شعر ناله کردم رسماً هی سوزاندم مُچاله کر...

ادامه شعر
محمد جوکار

کار و بار چشم تو با شعر من رونق گرفت وای از آشوب و بیدادی که در چشمان توست می برد هی خواب را از چشم های کوچه ها گرمی شبهای مردادی که در چشمان توست پای چشمت عشق پاشیدم ولی پژمرده شد یاس های رف...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

گفتند چه داری که نثارش بکنی؟ جز قلبِ پلاسیده ی پُر زخم و ترَک ! - تا یار نباشد به چه کار آید دل آن هم به فدای زلفش، آن هم به درک... ای عشق تو را حُسن ختام آوردم هر قطعه سرودم از تو...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

میدانِ بزرگِ شهر، دیدم پسری از نسلِ بنی آدمِ گندم خورده با ضربه ی شلاق به خود می پیچید انگار که نیش از دُمِ کژدم خورده یک ضربه به صورتش اصابت کرده چون زیرِ فشار، لحظه ای جُم خورده رفتم به جماعتِ...

ادامه شعر
یعقوب سلامت

دلامرامبرمبربه این طرف به آن طرف که من نمی روم زتو به این طرف به آن طرف همیشه در کنارتو به غصه ات رسیده ام ولی چرا وفای تو رود به این وآن طرف سروده ای از این دلم روانه کرده ام تورا بیا پذیر و خو...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

"نون" که قبل از "قلم" به آیه رسیده معنی اش این است: شعر نون ندارد! خالقِ اندیشه ای که نون ندارد میلِ تعهد به "یسطرون" ندارد وادیِ "اناالیه" وادی عشق است مردِ سخن پیشه "راجعون" ندارد آنکه شرف را ...

ادامه شعر
حسن جعفری

در قمار زندگی حرفی ز بردن گرچه نیست می پذیرم من شکست خویش و شادان می روم نعل وارونه اگر هر روز دنیا می زند مثل یک بازنده ی مغرور خندان می روم حسن جعفری...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

لب مرکزِ پخشِ عمده ی آبنبات اطرافِ دهن عمده فروشِ شکلات با اینهمه پرخوری و ناپرهیزی قندم نرود دوباره بالا صلوات... ******** آرایش و پاک کردنت را عشق است با عشوه هلاک کردنت را عشق است یک ثانیه خ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

باز قرمز نموده لبها را مخزن العشقِ نیمه شبها را کرده بی آبرو ز شیرینی بوسه اش، شیره ی رطب ها را... ******* گیسوی سیاهِ لَختِ عنبر بویش بر سینه نشسته خنجرِ ابرویش گفتند که با رقیب هم خانه شده م...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

با حنجره ی گرفته آواز چرا؟ تا قابلمه هست منتِ ساز چرا؟ امسال شعار شرکت گاز این است: تا بوسه ی عاشقانه هست گاز چرا؟ ******* قلمم ارتش و من مثلِ وزیر الوزرا واژه ها در صفِ تنفیذ، به حُکمِ سفرا صف...

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

تعزیه . (شهادت حضرت قاسم ابن حسن ع) . قاسم ع: . قاسم ابنِ حسنم چون به سما ماهِ شبم از تبارِ علوی وارثِ شمسِ عربم به رگم خونِ علی در دلِ من عشقِ خدا نوجوانم به سرم شور و شهادت طلبم . مرگِ د...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا