تولد اعضا
مصطفی  مصطفایی  دهنوی

« فضائل علی(ع) » وظیفه ی تو ای بشـر ، نمـاز با وقـار شد نزول آن در آن حجاز ، زِ امر کردگار شد کتاب امر حق ببین،زِ خواهش محمد(ص) است زِ همت محمدس(ص)، درست...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

مرد تنهای آسمان، ای ماه! من دمی همدمت توانم بود؟ ای غمِ آسمانی ات جانکاه! من دمی با غمت توانم بود؟ ماهتابِ یگانه، ای دلِ شب! روشنی بخشِ بی کرانه ی چشم! مدتی همنشینِ چشمم باش! دعوتی باصفا! به خانه...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

می آیی و عشق با تو مفهومترین بهر دل من که از تو محرومترین می بینی که شیعه توهست هنوز مانند جدت حسین(ع) مظلومترین ...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

می آیی و باغها شکوفا با تو می گردد داغها شکوفا با تو تو چشم وچراغ همه ای،خواهدشد هر چشم و چراغها شکوفا با تو ...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

حاجتی دارم نظر کن یا جواد ای که مهرت را خدا قلبم نهاد دستگیری کن شها از نوکرت جان مولا، جان زهرا مادرت دانشت بالا تر از فهم بشر جز خدا از آن ندارد کَس خبر معتصم، مامون و ام الفضل دون هر سه شد ا...

ادامه شعر
مصطفی  مصطفایی  دهنوی

« رُخ نیاز » همین که حکم خدا شد،که ما نماز کنیم رُخ نیاز به درگـاه بـی نیاز کنیم طراز حکم خدا را ، که ما نـمی دانیم نـمی شود که بر حکمش اعتراض ...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

گفتند که وعده تو وُ دل با هم در جمعه،زمان عاشقی،آقا هم دیگرتو چرا ؟!،مگرچه سرزد که چنین تحریم نموده ای شما ما را هم ...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

شد عاجز مرغ اندیشه از این راز کند تا پای اوصاف تو پرواز نگنجد آب دریا در سبویی علی اعلاست، گویی یا نگویی علی دارد نشان از خالق خود که هر چه خالقش می خواست، آن شد علی حیدر، علی صفدر، علی شیر ع...

ادامه شعر
مصطفی  مصطفایی  دهنوی

« لطف حق » تا کی به رأی و بینش مردم سلنتری دانش بجوی، که گوی زِ میدان بدر بری حیف است عمر ، ریزه خور2 نان مردمی نانی بدست آر3 و عطا کن به دیگری در ...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

سعادت چیست؟آرامش رسیدن به جز روی خدای خود، ندیدن خوشا آنان که با دلبر عجینند به هر حالی به جز دلبر نبینند هر آنچه آید از دربار دلبر مریدان را چه باشد؟ لطف داور گهی افتان، گهی خیزان، به راهم گهی...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

از خزاعی هر که هر چه گفته‌، کم
او چو اقیانوس و این ابیات، نم
در وصیت گفت زنجیرم کنید
چون شدم آزاد، درگیرم کنید
من ندادم دل به این دنیای پست
از همان روزی که دادم دوست...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

پُست بعضی مردمان را پَست کرد غافلان را حبّ دنیا مست کرد بار خود را بین چه محکم بسته اند کار مردم پیش آید خسته اند در پی دنیا چو کودک می دوند جان خود را هم بخواهد، می دهند بس که نادانند در این ره...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

سیرت زیبا چه غوغا می کند محشری در سینه برپا می کند عاشقان را صورت زیبا چه سود عاشقی، غیر از وفا داری نبود هر که شد پابستِ این رنگ و لعاب در پیِ آب است و پایانش سراب گر چه شیطان می زند ما را زمین...

ادامه شعر
سامان جابری

السلام علیک یا ام ابیهافاطمه الزهراسلام الله علیها ........ فقط شهاب سنگ ها برزمین نمی افتند یکروز دورازچشمان خورشید ماه برزمین افتاد...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

کی باغ به بوی او معطر گردد کی دیدن روی او میسر گردد آن ماه که از فراق او جان به لبم کی دیده به نور او منور گردد ...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

دنیای عاشقان، دنیای دیگریست هر کس که غافل است، باید بر او گریست خود را نموده وقف، تا آخرین نفس فارغ از این هوی، فارغ از این هوس پاک است همچو آب، زیبا و دلنشین جانش به راه دوست، همچون طلا ثمین ع...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

باز دل غافلم رنگ خدایی گرفت زائر مشهد شد و بوی رضایی گرفت گنبد و گلدسته ای، پرچم سبزی قشنگ جنب امام رئوف، بَه چه صفایی گرفت شکر کنم کردگار، بوی گل و روی یار با نظری مهربان، ذره بهایی گرفت هر که ...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

شد جمعه و بیقرارماندیم ولی دیدیم نیامده ست یارماندیم ولی تا جمعه دیگر به امید قدمش در کوچه انتظارماندیم ولی...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

هرچند این جمعه گذشت اما با استعانت ازحضرت حق وباتوسل به پیشگاه حضرت صاحب العصر (عج) تصمیم گرفته ام هرجمعه اشعاری باعنوان"عاشقانه هایی برای موعود"تقدیم آن یگانه منجی عالم بشریت نمایم : شد جم...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

بیا قرآن به سر کن این شب وشبهای دیگرهم لباس عشق بر کن این شب وشبهای دیگرهم دلت با عشق حق آذین نما در لیلة القدری به کوی حق سفرکن این شب وشبهای دیگرهم لهیب عشق در جان باعلی همرا...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا