تولد اعضا
حسن  مصطفایی دهنوی

« میزان عدل » ای پسر خوش سِیـر6،گوش بکن این کلام ظلم و تجاوز نکن ، تا بشوی نیک نام صحبت قرآن شنـو ، حکمت خلاق بین حکمت خلاق بود ، صحبت قرآن به نام ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« فاتح خیبر » علی (ع) مرد دانای با علم و هوش زِ علمش به دنیا بر آرَم سروش علی (ع) عالمِ علم دانایی است بیانش فزون از دُر2 است کن بگوش ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« درخت طیبه » هر کس درخت طیبه2 ، ناید به باورش قرآن بنه ، برادر من در برابرش بر گو درخت طیبه را آن خدا بگفت: دین محمد (ص) است و زه...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« منطق حق » گر منطق ارکان جهان ، منطق ما بود سرتاسر ادیان جهان ،‌ صلح و صفا بود این منطق ما می بُوَد از منطق قرآن قرآن که مسلّم بُوَد ...

ادامه شعر
سجاد حبیبیان

دلم چو دید رخت مبتلا و دینی شد به خاک مقدم و کویت سرم زمینی شد دلا ز حاجت خود از چه میشوی نومید که زائر از نجف آمد ولی مدینی شد برای شرح ولایش همین کفایت بس غلام قنبرش علامه ی امینی شد ز حال مض...

ادامه شعر
سجاد حبیبیان

خوش ان دمی که نشینی کنار زائر خود خوش آن زمانی که مجنون رسد به عاشق خود عزیز جان تو که دانی بدون تو هیچم دمی بیا و نشان ده نما و ظاهر خود تفقدی به من بی نوا و زاهد کن و بر دلم بنشان این نوای ناطق...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« طالب » مصطفی(ص) در عمل مصمّم3 بود رأس پیغمبری اش، خاتـم4 بود چون پیمبر زِ اول آدم5 بود ختم پیغمبران ، محمد(ص) بود ره بـپیمودنـش ، ره ح...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« مکتب محمد(ص) » ما پیروان مکتب درس محمدیم(ص) با تربیت زِ مکتب اولاد احمدیم دین بشر به همت احمد، به رونق است رونق به دین بُوَد ، اگر امداد احمدیم ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دُرِ یتیم » جانا نصیحتی کُنمت ، هوشیار باش بر عهد و همت بشری استوار باش بنگر که خلق پیش، چه همت نموده اند زآنها قیاس گیر و بر آن ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« شهر علم »1 شهر علم است محمد(ص) وعلی(ع) باب بُوَد طبق آن گفته ی پیغمبر(ص)و اصحاب بُوَد2 باب علمی که پیمبر(ص)به علی گفت همین درس علم و ادب و شهرت طلاب بُوَد ...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

من ضامن عشق رویایی ام ای شه ،به امید احسان رضایی ام دانه می ریزم برای کبوتران تو من زائر در مانده ، بارانی ام من زشعیه گی ، چیزی ندارم آقا اما پای بند ، شفای آهویی ام عبداللهی (یاس) سلام ...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

نمی دانم کی دلم را آب برد ؟ صدای اشک مهتاب برد نمی دانم کی ماهی کوچک لحظه هایم را هیاهوی تیغ ناب برد ؟

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« محرم اسرار » جانا که فرو مانده ،در این کار جهانی بایـد به خـدا ، باز گـذاری که بـدانی سِری است در این کار و در این فکر نهانی تا مَـحرم اسـرار ن...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عهد پدر » ای شیعیان ، حقیقت دین را نظر کنید از راه اشتباه و غلط ها حذر4 کنید در راه اشتباه و غلط می روی کجا آنجا رَوی که خاک ندامت5،ب...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

شایدبروید جمعه ی فردا گل نرگس درکوچه باغ کشور دلها گل نرگس شاید بیارد باد بوی یوسف زهرا روشن کندچشمان ماهاراگل نرگس بی عشق تومعنا ندارد زندگی اینجا درعشق ماهستیم پا برجاگل ...

ادامه شعر
سید محمد حسین شرافت مولا

بسمه تعالی سالهاست کشتی عاشورا در دریای خون به سمت ِ قلب یزدان می رود سید محمد حسین شرافت مولا تخلص : نورانی ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« مُلک عدالت » صحبت از پیروی مُلک عدالت مَـکُنید فاقد علم و عمل ، خلق دلالت2 مکنید ملک ما پایه ی عدل است ، خرابش مکنید پایگاهـش ره ع...

ادامه شعر
پرستش مددی

#اربعین_حسینی #تسلیت_باد مسافری که پرش را به آسمان بسته ست نشان شال عزا را به کهکشان بسته ست چهل شب است و چهل روز آسمان و زمین کمرکشی به عزای تو بر میان بسته ست غروب عشق به خون تو سر...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

" آورده است چشم سیاهت یقین به من " از عشق بر نهایتی دل برترین به من آموزگار خلقتت از عشق چون نوشت از دل شده دو سوره ای الحق مبین به من تا زلف در چشم از سری زیبا عیان گشود آمد به سحر سوره ای چون ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« سِر حقیقت » ای پسر گر فطرتت5،از خواب خود بیدار شد سینه ات ، گنجینه ی اسرار هـر اسرار شد هر کس از دوران به گنج با صفایت پی بِـبُرد گنج علمش، شهرت هر ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا