تولد اعضا
سعید فلاحی

ئه‌یمام ره‌زا شاجوانەکەم مه‌مکوژه‌ له‌ی دوریه، کاش به‌زانی له‌ سه‌ر خه‌یاڵه‌کانم گوڵیان له‌ باخی جوانیت ده‌کرده‌وه‌. له‌سه‌ر دڵم که‌ له‌ خوله‌کێکدا، حه‌فتاو دوو نارنجۆکی ناوه‌ به‌ ده‌رگا پ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« سخنگویان » سخنگویان بسا صحبت که آنرا ضرب المثل گویند سخن حرف است،ولی باید حقیقت جسم آن جوید هر آن صحبت که می گویند،عبارت را توان سنجید به شکل آن عبارت می توان جسمی از...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« رضا به رضای خدا » طراز1 حکم خدا را ، اگر تو می دانی عمل بکن ، که نـیاید برت پشیمانی به اوج معرفتِ پیـر معنوی بنگر زِ اوج فکر بـشد ...

ادامه شعر
علی معصومی

ابتدا از خالق استحباب کرد رو بسوی خانه ی ارباب کرد تا که بگشاید در آن خانه را اندکی آهسته دق الباب کرد تا صدای کوبه از در شد بلند قلب اهل خانه را بیتاب کرد لرزها افتاد بر سیمای عرش آیتی از منب...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« صد جفا » خداوندا ، تویـی بیداد3 پرور زِ خلقت،صد جفا شد بر پیمبر(ص) پیمبر (ص) را زِ خلقت برگزینی زِ خلقت می گذاری اش در آزر4 پیمبر(ص) ر...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« پیامبر خاتم » بقیه زِ بقای منـس ، بنی خاتم که آن بقای ، حبیب منس ابوالقاسم مـرا و امـر مرا یک بقیه می باید محمد(ص) است حبیبم، بقیه تا قائم3 ...

ادامه شعر
علی معصومی

مخزن اسرار یک اربعین بهانه ی دیدار می رسد صد کاروان ترانه ی تبدار می رسد از انتهای کوچه و بازار شهر شام دار و ندار قافله سالار می رسد همراه نغمه های جگرسوز عاشقان غمناله های شاهد بیمار می ...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

تاک است پدر،تیر سه شعبه،خوشه یک تیر سه شعبه شد علی را توشه وقتی که در آغوش بگیرد او را جمع پدر و پسر شود شش گوشه...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« نقش دنیا » هر که دنیا به حق ، برترین است نقش دنیا بر آن آتشین است هر که سر در ره دین حق داد بهترین ، اولین ، مسلمین است آن...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دست مشکل گشا » علی(ع) در راه یزدان رهنمـا شد به خلق مُلکِ خالق مقتـدا4 شد علی(ع) ارکان دین حق ، شد اول همان روزی که دین حق ، بنا شد علی...

ادامه شعر
رسول  مهربان

در مُحرم حَنجَره بر جامِ خون دارد عَطَش اَشک ها بر گونه ریزد تا به عشق سوزد دلَش در غمِ آقای عالم یک صدا شیون کند هر که در این راه بماند جان و جاوید است رَهَش با حسین ع بودن تمامِ مشکلات را حل کند...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

مردی زره رسیده چرا بسته راه او می کو چد از کجا و چه بو ده گناه او در از دهام فتنه هیو لای تیره رای درعهد نا توانی و ار عاب جانگزای آن عدل و آن مروت وآن روزگار کو فصل خزان دین است آن نو بهار ...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

این گونه اگر دور و برت آمده اند با تیر به دنبال پرت آمده اند دیدند سری میان سرها داری یک کوفه به دنبال سرت آمده اند **** در کوفه تب گندم و جو امده است بیماری کهنه باز نو آمده است روئیده به ری،...

ادامه شعر
محمدعلی ساکی

هجوم خویش را از سر بگیرید که جشن رقص با خنجر بگیرید به خونم دین احمد پای برجاست مرا ای تیغ ها در بر بگیرید محمدعلی ساکی ...

ادامه شعر
سید محمد حسین شرافت مولا

بسمه تعالی جمله کوتاه من : عباس (ع) فخر حسین (ع) شد که فانی ِ فی الله گشت نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا ...

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

که با حوّاریان می کرد سیری عبور از کربلا ، دیدند شیری چه علّت شیر این جا هان نشستی که راهِ عابرانی را ببستی ندایی کرد تا لعنت نباشد ورودی لا از این جا دور باید که بر قاتل حسین لعنت فرستند...

ادامه شعر
سلیمان حسنی

افتخارم هست،عاشورائیم عاشـــقِ عبــــاسم و مولائیـــم در تمـــامِ لحظه‌های زنـــدگی پُرشــده از مِهــرشان،تنهائیم بادلی لبریز از عشقِ حسین بانگاهی خیـس ازرســـوائیم کوفیان‌راازچـه‌لعنت‌م...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

شیرخواری و سلک پر‌وازت، منطق الطّیر شیخ عطار است چشمت از دیدن تباهی ها، هیچ تردید نیست بیزار است گریه کن گریه بی محابا چون، گریه ات گونه ای رجز خوانی است با رجز خوانی آفتابی کن، شیوه ات خط مشی اب...

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

شوری کنم به شوقِ وصالت چنان که خون از پیکرم ، برون شود و کُشته در جنون غوغایِ رستخیزِ زمین ، آن زمان که بود بر فرقِ تشنه لب ، بزدند ، تیغِ زهر گون کارِ جهان ، تو بین که به عکس گشته آدمی...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

ذکر مصیبت عاشورا . رفتند عاشقان همه ساقی نمانده بود در بوستان سروی با قی نمانده بود آن گلشن فسرده ی طوفان خصم بود آن سر و ها فکنده ی دیوان خشم بود ویرانه گشته میکده مستی به پای نیست ب...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا