زهرا نادرزاده

ای قلب مهربانم هم نفس زمانم آوای این صدایت نغمعه ی عاشقانست

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

بازم ماه بهمن به ایستگاه دوازه رسید رسیده صبح تازه وپرامید یه اتفاق تازه توی راهه طلوع نوره وفجروستاره توآسمون آبی وبیکران ایران میدرخشه تاابدنام فجرآفرینان فاضله هاشمی"غزل"...

ادامه شعر
رسول  مهربان

من همیشه توی رویام بعضیا میگن دیوونم حیرتم از عاشقیه چیزی جز عشق نمیدونم یه طرف حرفِ حسابِ یه طرف عالم عشقِ ساختن عالم بهونه واسه زندگی و عشقِ اگه من دیوونه باشم حس عاشقیم چی میشه یعنی عاشقا دیوو...

ادامه شعر
مجتبی قره باغی

عید یعنی... عید یعنی روز و شب در خانه ماندن در جوار اهل خانه بی سرو سامانه ماندن عید یعنی کندن کولون درها آیفون و تصویر و مهمان بی تو حتا! داخل کاشانه ماندن چون مگس! چون سوسکهای فاضلابی! ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

دویدیم و دویدیم به جایی نرسیدیم ما نوک پرگار بودیم به دور خود چرخیدیم _ تلخی طعم زندان خنده رو از ما گرفت پشت نقاب خنده,با غصه ها جنگیدیم _ کلید شادی هامون تو قفل غم شکسته دری ب...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

تو کویر تنهایی دوستی فقط سرابه خنده ی روی صورتا خط و خال نقابه یه اشتباه لنتی زمین رو خونمون کرد خونه چیه زندونه اینجا بی خونمون کرد اختیار ما چرا تو سرنوشت ما نیست رنجی که ما میکشیم جدا از این...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

آسمون رفاقت یه مدته سیا شده یه اتفاقی افتاده یه چیزی کم بها شده قشنگ تو چشم بضیا رنگ خیانت میبینم چون میدونم خدافظی سلام خیلی یا شده نماز بارون نخون فایده ای نمیکنه مسلمونی تو این کویر فقط یه ادع...

ادامه شعر
کیانوش عادتی

دلگیرم و میترسم از این فاصله که بین ماست چند روزه که قهری و دل با غصه و غم آشناست چند روز که از عابرا میخوام نشونیه تورو اما همه مبهوت و گنگ انگار نمیشناسن تورو راه درازی پیش رو زوده...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

نام ترانه:گرگ های آدم نما رها شدم تو جنگلی که اسم اون زمینه هر جا نگا میکنم گرگی توی کمینه نبض زمین تو دست گرگای آدم نماس بغضی که تو گلومه نفرت من از اونهاس گرگای آدم نما خدای جنگ و خونن ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون دل من از دیوای آدم نما شده خون مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره ماهی شب تو رود اشک چشام می خنده تنهایی فریادمو توی گلو...

ادامه شعر
کیانوش عادتی

خط میخورم از روزگار خط میخورم از روزگار میرم سفر بی اختیار هیشکی واسم مثل تو نیست اسم منو یادت بیار با اینکه صدها خاطره تو این مسیر همراهمه وقت وداع آخرت غم هاتو واسه من بیار ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

بینِ من و تو هردفه کات افتاده بر آمدنت دلم برات افتاده تنهایی و زُل زدن به تنها عکست... برقی که توی جفتِ چشات افتاده... دستِ منِ دست و پا چلفتی اما افسوس که لرزیده و مات افتاده تابی که قرارگاهِ ...

ادامه شعر
عباس خورشیدی

تو رفتی و من موندم اینجا اسیر تو هم مثل من آرزو داشتی تو هم مثل من با دلی غرق عشق شبا با دلی گفتگو داشتی . تو هم مثل هر اهل این روزگار واست زندگی ارزشی ناب داشت ولی واسه ی حفظ خاک وطن خدا او...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ای فلک از چهرت گلگون شده خاک هستی بر درت افسون شده شبنم عشقت به خاکم خون شده لایق هستی به درگاهت شده ای نگاه حسرتم براسمان ژاله برچشمان من پرخون شده ای که مهرت در ازل پیمان شده گنج در جان منی...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

نمی شه باورم هیچ وقت دلم داره بهم می گه که قسمت این نبود تا ما جدا باشیم از همدیگه یه حسی من به تو دارم یه حس خوب و بی همتا اینو می دونم این احساس تو رو می خواد تو رو تنها نمی خواستم بیاد روزی...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

حس خوبی به تو دارم اون یه حس بی مثالِ نگو فرهاد نگو مجنون مثِ حسِ من محالِ با تو بودنم همیشه یه تمنای وجوده دلِ عاشقم شب و روز فکر این بود و نبوده لحظه های با تو بودن پرِ حرفای قشنگه تو...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

ستاره ای از آسمون از اون دورا تو کهکشون هی داره چشمک می زنه می ده پیامی بهمون: تو اون کره که خاکیه کی با یه قلب پاکیه با همه خوب و مهربون دور از همه ناپاکیه می شه کسی هم ببینه گرمی عشق و تو ...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

بیا اون اشکاتو پاک کن نمی خوام تنها بمونی سرِ کوچه های قلبم اسم زیباتو نخونی نمی خوام دیگه ببینم غم تواون چشمای زیبا یا یه موجی باشه از خشم توی اون آبی ی دریا نمی خوام یه روز بباره اشک چشمات ...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

تو ی سینه قلبی دارم، قلبی که مال منم نیست خالیه حسی نداره، خبرِ عشق، تو تنم نیست همه احساسم جا مونده، توی قلبی که جدا شد اون دیگه ازم بریده، رفته و جایی رها شد وقتی دیدم تو رو اون روز، نتونستم بشن...

ادامه شعر
محسن فراهانی

گفت تو جذب نگاهی میشوی که بسته باشد؛ من گناهم چیست که تو در میان قلبمی!؟ محسن فراهانی

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا