تولد اعضا
کیانوش عادتی

دلگیرم و میترسم از این فاصله که بین ماست چند روزه که قهری و دل با غصه و غم آشناست چند روز که از عابرا میخوام نشونیه تورو اما همه مبهوت و گنگ انگار نمیشناسن تورو راه درازی پیش رو زوده...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

نام ترانه:گرگ های آدم نما رها شدم تو جنگلی که اسم اون زمینه هر جا نگا میکنم گرگی توی کمینه نبض زمین تو دست گرگای آدم نماس بغضی که تو گلومه نفرت من از اونهاس گرگای آدم نما خدای جنگ و خونن ...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون دل من از دیوای آدم نما شده خون مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره ماهی شب تو رود اشک چشام می خنده تنهایی فریادمو توی گلو...

ادامه شعر
کیانوش عادتی

خط میخورم از روزگار خط میخورم از روزگار میرم سفر بی اختیار هیشکی واسم مثل تو نیست اسم منو یادت بیار با اینکه صدها خاطره تو این مسیر همراهمه وقت وداع آخرت غم هاتو واسه من بیار ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

بینِ من و تو هردفه کات افتاده بر آمدنت دلم برات افتاده تنهایی و زُل زدن به تنها عکست... برقی که توی جفتِ چشات افتاده... دستِ منِ دست و پا چلفتی اما افسوس که لرزیده و مات افتاده تابی که قرارگاهِ ...

ادامه شعر
عباس خورشیدی

تو رفتی و من موندم اینجا اسیر تو هم مثل من آرزو داشتی تو هم مثل من با دلی غرق عشق شبا با دلی گفتگو داشتی . تو هم مثل هر اهل این روزگار واست زندگی ارزشی ناب داشت ولی واسه ی حفظ خاک وطن خدا او...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ای فلک از چهرت گلگون شده خاک هستی بر درت افسون شده شبنم عشقت به خاکم خون شده لایق هستی به درگاهت شده ای نگاه حسرتم براسمان ژاله برچشمان من پرخون شده ای که مهرت در ازل پیمان شده گنج در جان منی...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

نمی شه باورم هیچ وقت دلم داره بهم می گه که قسمت این نبود تا ما جدا باشیم از همدیگه یه حسی من به تو دارم یه حس خوب و بی همتا اینو می دونم این احساس تو رو می خواد تو رو تنها نمی خواستم بیاد روزی...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

حس خوبی به تو دارم اون یه حس بی مثالِ نگو فرهاد نگو مجنون مثِ حسِ من محالِ با تو بودنم همیشه یه تمنای وجوده دلِ عاشقم شب و روز فکر این بود و نبوده لحظه های با تو بودن پرِ حرفای قشنگه تو...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

ستاره ای از آسمون از اون دورا تو کهکشون هی داره چشمک می زنه می ده پیامی بهمون: تو اون کره که خاکیه کی با یه قلب پاکیه با همه خوب و مهربون دور از همه ناپاکیه می شه کسی هم ببینه گرمی عشق و تو ...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

بیا اون اشکاتو پاک کن نمی خوام تنها بمونی سرِ کوچه های قلبم اسم زیباتو نخونی نمی خوام دیگه ببینم غم تواون چشمای زیبا یا یه موجی باشه از خشم توی اون آبی ی دریا نمی خوام یه روز بباره اشک چشمات ...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

تو ی سینه قلبی دارم، قلبی که مال منم نیست خالیه حسی نداره، خبرِ عشق، تو تنم نیست همه احساسم جا مونده، توی قلبی که جدا شد اون دیگه ازم بریده، رفته و جایی رها شد وقتی دیدم تو رو اون روز، نتونستم بشن...

ادامه شعر
محسن فراهانی

گفت تو جذب نگاهی میشوی که بسته باشد؛ من گناهم چیست که تو در میان قلبمی!؟ محسن فراهانی

ادامه شعر
میترا طباطبایی نیا

داره بارون میـــاد نـم نــــم دارم میـرم منـم کـم کــــم با گریه بارمــو بستـــــم آخه تنهــام، آخه خستـــه م دوتا چشماتــو می بنــدی تو بی رحمــانه میخنـــدی واسـت ارزش ندارم مــن ...

ادامه شعر
محسن وحدتی

منم اون گمشده مثل یه قایق روی اقیانوس به دنبال تو می گردم واسه پایان این کابوس واسه پهلو گرفتن کاش یه روزی ساحلم باشی از این بیهوده پیمودن تو تنها حاصلم باشی ~~~ واسه این راه طولانی تو تنها...

ادامه شعر
محسن وحدتی

دیگه تو دنیای امروز هر طرف گندم و سیبِه جای عاشقانه توی دل همسفر فریبه ما به هم وقتی رسیدیم مثل هم ندیده بودیم ما تو رو شبیه حوا منو آدم دیده بودیم .... وقتی عاشقانه سر زد تب خواستنت به جون...

ادامه شعر
محمد خسروی فرد

ای ایران ای پاره ی تنم بر خاکت من بوسه می زنم کی خاک تو دور از آتش است راه ما هم راه آرش است ای سرزمین مادری کنار تو منم جان من فدای خاک پاک میهنم بی مهر تو ویرانه ام با رشک و آز بیگانه ام در ...

ادامه شعر
یعقوب سلامت

پرستوی زندگی من، بیاپروازکن به سویم آ زغصه مرده این دلم به نغمه تازه کن قلبم بیاباسازخود برپیکرم چنگ دهل نی زن که برعیسای تواین مرده محتاج است کنام و...

ادامه شعر
محسن وحدتی

مگه میشه،آب و آتیش،شعله ی سرد مگه میکشه دلامون ،این همه درد حتی کوه می ریزه زیر این همه داغ بسه بسه،دیگه گل چیدن از این باغ وطن اینجا داره میده بچه هاشو خدا پس چرا نمیشنوی صداشو بی گناه، تو ش...

ادامه شعر
محسن وحدتی

کسی نیست و همه حرفام داره تو سینه می میره کی میدونه شب و روزم چقدر بی عشق دلگیره کسی نیست و همین امشب منم حس بدی دارم چقد بی موقع دلتنگم چقدر غمگین و بیمارم شکسته اون پل سنگی که مرز قصه ی ما ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا