تولد اعضا
samaneh nouri

تو به دنیا اومدی تا / دل من تنها مونه توئی انتخاب قلبم / کیه که اینو ندونه ؟! تو به دنیا اومدی که / بشی پاره ی تن من بشی تک نگین ِ قلبم / بدرخشی توو شب ِ من تو به دنیا اومدی تا / واسه من ماه و بیا...

ادامه شعر
حمیدرضا مقیمی

دختر شاه پریون مهمونه امشب خونه مون میخوام براش ساز بزنم شعر بخونم قصه بگم به زیر آواز بزنم توی چشاش شنا کنم واسه غماش دعا کنم رو بکنم به آسمون ستاره رو صدا کنم دختر شاه پریون مهمونه امشب...

ادامه شعر
سعید فلاحی

ای هم قبیله ی من ای از تبار خورشید راهی شدی چرا تو در جاده های تردید تو شرحِ یک جفایی بر قلب پاره ی من رحم ات نمی شود تو بر اشک و چکه ی من تابوتِ قلب منو تو میخ آخر بزن تا مطمئن بشی تو ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

دلم گرفته از غم نشسته ام به ناکجا دوباره شد جدایی و یکریز بگم خدا خداااا دلم پره از غم و هم غم نبودن و ندیدنت میون لحظه های بی کسی اومدن و خندیدنت کجایی ای مهربونم مونس شب‌های سرد من ...

ادامه شعر
علی سعیدی بینوا

دلتنگشم هیچ کی نمیدونه قلبم داره از ریشه میگنده با غربت ِ تووی اتاق دق رویای او پاهامو میبنده با خاطراتش شب گلاویزم تووی سرم بدجوری میگردن زیر پتو سر میکشم قرصو قرصام واسه، تسکین این دردَن ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

برایم گریه کردی ، باز تو امشب رد پای اشکات رو گونه س هنوز صدای هق هقت را می شناسم چشات زیر بارون اشک هر روز میون ناله های هر شبه تو خدایا گفتنت را می شناسم مخواه پنهان کنی از من غمت را جریحه ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

کجا رفتی که من بی تو شب و روزم سیاه گشته برای دیدنت عشقم ی سر کوهم ی پام دشته چه روزهایی بدون تو فقط همدم من، یادت بود تو که رفتی قول دادی که بر می گردی زوده زود اما نتونستی، نیومدی زدی ز...

ادامه شعر
سعید فلاحی

ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم یکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هست میون این همه وحشت؛‌ بین این مردمون پست من که واسه ی چشمات...

ادامه شعر
سعید فلاحی

تو داری میری از یادم مثل من که از یادت رفتم از اون روزی که رفتی تو با تو رفت اقبال و هم بختم نباشی دنیا هیچ قشنگ نیست فقط یک سیاه چاله ترسناکه مردم میگن جنون داره نمی‌دونم چرا چشمام نمناکه ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

یه دریای آبی تو چشمای توست که هفت دریا رو پس می‌زنه تو بی من به غم میرسی قدمات نفس نفس می‌زنه تو ای همخواب پروانه ها که از خواب گل رویا تری میدونی تنهایی چه زجرآوره؟! تو شهد عاشقی رو چند می‌خ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

من از تنهاییِ این مرد و این احساسِ دل‌مُرده و شاید نمانی پیشم که از یادم تو رو بُرده هزاران بار می‌ترسم من من از تکرارِ این غربت به طعمِ تلخِ یک وحشت از شب های پر تنهایی بدونِ گرمای آغوشت ه...

ادامه شعر
سعید فلاحی

چه آن عشقی که آغوشت شرابْ با تو می نوشید چه آن تختی که از شهوت به زیر پایت می رقصید، و آن رگهای بی جانت که پوشیده تنِ سردت و آن میگرن که عقرب‌وار زَند بر سقفِ سرْ دردت همه تکرار شک...

ادامه شعر
سعید فلاحی

از حال ما نپرس تلخ کامیم همه بـرای پـر زدن یک آسمان کمه من بـاورم شده تبر بَرنده نیست جنگل محل هیچ گرگ درنده نیست تو بـاورت شود پیروز شود امید آوازِ آزادی روزی شود شنید من خ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

نگاتو ندیدم صداتو نشنیدم اما در عشقت عاشقی شهیدم غرور و تکبر تو چش و دلم بود طعنه و تشرت دلم رو آزرد برای عشق تو هرچه که دویدم نشدی راضی به پستی رسیدم من از پیله به تو یه پروانه ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

وی ماشینم و برف پاک کن داره اشک ابرا رو یکریز پاک میکنه تو جاده سرگردون دارم پیش میرم ذهنم داره یادتو خاک میکنه با خودم میگم چی میشد مگه کنارت رفتن توی جاده ها کاش میشد که دید خنده های تو میون...

ادامه شعر
سعید فلاحی

آبی چشمان سیاهت لیلا بارانی تر است از ابرای پاییز وی خورشید نگاهت روشن تر از روشنای همه صبحِ دلاویز ای دلیل لحظه های خرابم وی دغدغه ی شب های سیاهم خواهی بمیرانم یا که دهی جان ای باعث خنده و ...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

"امشب" نمیدونم بارون میباره یا چشم من تره امشب دل من از همیشه تنهاتره تنهاییامو چه چاره ای کنم فقط میخوام با تو زندگی کنم " لحظه ها" قبل رفتن اگه یه بار دیگه تو چشات خیره بشه میدونم بیشتر ...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

چطوری فراموشت کنم تو رو از یاد ببرم وقتی زندگیم شدی و نشستی توی دلم یادت همیشه با منه خاطره هات فراموش نمیشه اینجا خونه دلم آشوبه و هیچ جوری هم آروم نمیشه حتی نتونستم بهت بگم چقدر دوست دار...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

از عشقمون گذشتی تو سرد و بی تفاوت قلبم شکست و چیزی نمی گفت من موندم و زندگی بی تو دنیای بی رحم ، دنیای بی تو همه جا بهار شد اما زمستون قلبم چه زود از راه رسید قلب من رنجید و خشکید ...

ادامه شعر
علی احمدی

آوای زندگی بیاین با هم به چه چه ،، قناری اقتدا کنیم همسفر عشق بشیم ،زندگی رو صدا کنیم دور کنیم غصّه هارو،،زیاد کنیم خنده هارو کنیم مصفّا دلارو،،تموم کنیم گریه ها رو آوای زندگی رو با خنده اج...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا