تولد اعضا
دادا بیلوردی

* 221- تمسخر * دل، خر نمی شود بـر مثلِ تو نوکـر نمی شود تو عاطفه را هم به تمسخر گرفته ای! از تو به عشق سر نمی شود دلبر نمی شود * 222- قهر * غمناک می شوم کم کم ز خنده پاک می شوم قهرم ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 211- ذکر * دل چو غرقِ سوز گشت قامتی در زیر آتش گشت هشت یعنی این ساعت میانِ ذکرهای بیشمار قطره ای که میکند از چشم نشت تا خدا خواهد گذشت * 212- عشق * عشق می دانید چیست؟ عشق از جنسِ هوا و...

ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

ناز کردی تا که برقع باز کردی با دو چشمانت تو بردی این دلم را فصل غم آغاز کردی ساز کردی

ادامه شعر
دادا بیلوردی

201- احمق * حقّ را گم می کند هر که سر، مستانه بر خُم می کند روزِ روشن در پیِ خورشید گشتن، احمقی ست احمق ، آندم که تکلّم می کند دل، چو کژدُم می کند * 202- اندیشه * تو علاج از ریشه کن ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* دریای طبعِ من زائید موجی ازسرِ میهن در قامتِ ایران ، زلالِ عشق جاری گشت، چشمِ ادب شد ناگهان روشن در دوّمِ بهمن * دادا بیلوردی ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

دارد کمین آتش برعشق باریدست کین آتش دریای چین از کشتیِ دل ها به جوش آمد ای آب در رویت چنین آتش؟! فریاد از این آتش * متأثر از حادثه ی کشتی نفت سانچی در دریای چین بیست و چهار دی 1396 ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

( تقدیم به محضر مبارک مدافعان حرم ) * در آزمون و امتحانِ حرم ستاره میشوند باز نخبگانِ حرم چه اتّفاقِ عظیمی! چه رمز و رازِ حیرت انگیزی! گرفته سبقت از زمین و آسمانِ حرم سپاهی از مدافعانِ حرم ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 191- محصول * بذری اگر کاشتی در پی اش امّیدِ درو داشتی «داشت»،چون بوده خیالات و فقط آرزو کار، همی سهل تر انگاشتی میوه نبرداشتی * 192- قدر زمان * عیبِ خود از خویش دان! رازِ گشایش قـ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 181- آزادی خرمشهر * گر عشقِ خوزستان نبود اینک نشانی از قم و تهران نبود جایی که خالق واردِ میدان رزم و جنگ گشت، دلداده هایش خالی از ایمان نبود وابسته بر شیطان نبود * 182- ایمان * ایمان ک...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

. . . رحمتِ حق بر تو باد ای که بنمودی غمِ مسکین زیاد تا نفَس دارم، به دنیای کمالِ معرفت محضرِ روحِ تو خواهم ایستاد از توخواهم کرد یاد . . ....

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 171- خدا * تـا نشوی بـا خـدا مشکلت از بیـخ نباشد جـدا خواهی اگـر عشق، تبسّم به روانت زند پیـشِ خـدایــانِ ذلیـل و گـدا تکجه، کن او را صدا * تکجه = تنها (ترکی) * 172- حلّ مشکل *...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 161- خان زندگی * در زمانِ زندگی هر کسی بر خویش خانِ زندگی ثانیه چون اسب می تازد عجول و می نهد ردّ پایی از جهانِ زندگی داستانِ زندگی * 162- عادتِ دَد * حقّ را سد می شود چون حسادت ب...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 151- امداد * جز تو داناتر مرا کی توانم یافتن دیگر مرا؟ ای خداوندِ حکیم و صاحبِ فضل و کرم می کند سنگینی این پیکر مرا کیست پس یاور مرا؟ * 152- سپاس * داشتم کر میشدم مست از زیغال دیگر میشدم...

ادامه شعر
امیرعلی مطلوبی(سخن سنج تبریزی)

زلال رهایی _________ ای حالت ِ پُر غم ای پُر شده از ناله ی ِ ماتم رنجیده ام از پیچش ِ هر غصّه ی ِ مویت آماده به پیرایشم این دم تا کم بکنم، کم در غصّه نمانم با عشق زنم شانه به جانم پیراهن ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

مـردی نماز کـرد بعـد از نماز ، دست باز کرد گفتـا: «بـده خـدای من، آنچـه صلاح توست!» خالق، نظر به طرحِ راز کرد پـرونده ساز کـرد * اوّل نوشت: «نور» تاییدِ لحظه هائی از ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

141- وقت شناسی * هرچه زمان،دیرتر عشق ز دیروزِ خودش پیرتر وقت شناسی کن و بر دادِ خود از حال خیز، تا ز جوانی نشوی سیرتر با همه درگیـرتر * 142- تقدیر * بیش نبنما عناد شکر کن از آنچ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 131- گم گشته * در پیِ گم گشته ای باز بر عشقی نهان آغشته ای عاقبت در راه مقصد، چشمِ دل خواهی گشود تا که خوانی نامه ی ننوشته ای چون ز دل بگذشته ای * 132- عاقبت * صورتت پر نور هست ل...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

برای عشق روح و جان بدهید بهار آمده خود را کمی نشان بدهید به زیر نم نم باران و در لطافتِ سبزِ سحری چو لاله پر بگشایید و امتحان بدهید وَ دل به آسمان نشان بدهید * بهار آمده ...

ادامه شعر
محمد جوکار

زلال بهار ====== می رسد اینک بهار مژده می آرد نسیم از کوی یار نغمه ی زیبای گنجشکان و قمری های مست دشت و صحرا پر شده از بوی عطر لاله های بیقرار با اقاقی های زیبا ، باز هم می آید آوازی ز مرغان ِ ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

دیدم که نگاری را می بُرد به خود رنگ ِ بهاری را گفتم چه عجب بی خبر از این دل ِ صد پاره ؟! گفتــا تـو فقیـــری ز تحمّـل کـــه کشی زحمت ِ خـاری را بسیار پشیمان شدم از پرسش و شرمنده ز عشق...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا