تولد اعضا
ناصر عبدالحسین پور

«خورشید نگاه» در گذرگاه دوراهی چشمان خاموشت به تردید ایستادم پرده‌دار خورشید نگاهت " آن حریر پلک‌هایت " به ظرافت گشوده شد من ناگهان غرق روشنایی شدم تردید را با پوزخندی رها ...

ادامه شعر
ارمان  تیمور

وقتی زمانه تو را به دفترم خط زد... به رویای با تو بودنت دلم خوش کرد خوابهای من پراز مه شد به بارش باران در مرز هر پرچین چنان غرق درد است جهانم که در چشم مستم دمی خواب آرام نیامد ...

ادامه شعر
مهتاب  ایزدسرشت

صدای پای تو درسکوت دلم پیداست پا می نهی به عمق وجودم سرد میشوم سرد نمی توانم با تو قدم بزنم به تو نمی رسم...!هرگز...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا