تولد اعضا
سعید فلاحی

از حال ما نپرس تلخ کامیم همه بـرای پـر زدن یک آسمان کمه من بـاورم شده تبر بَرنده نیست جنگل محل هیچ گرگ درنده نیست تو بـاورت شود پیروز شود امید آوازِ آزادی روزی شود شنید من خ......

ادامه شعر
بردیا امین افشار

می سازد ، سازه هایش را ، به ارتفاع قرنها غارت ، به نیابت سالها سکوت . خاکش ، خاکستر هیروشیماست رودش ، خون آفریقاست می رقصد ، بر سر نعش مردارها تمدنی که گورستانش ، از دیروز ، تا فرداست . ......

ادامه شعر
قاسم پیرنظر

  هوس عـبث مُـرغ عشقی شبانگهی ز قفس شکوه ای کرد گفت  جبر بس است غمزه هایت  مرا بدام  انداخت گر چه دانم که این هوس عبث است ای قفس بشکنی که حیله گری آب و دانت ترنم هوس است در غیابم چَمن ......

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« برادر جان » در اُحد6 جنگی ،خود به پا کردن حمزه7 را کشتنـد، صد جفا کردن آل بوسفیان ، با همنـد آنها حکم پیغمبـر(ص) را رها کردن آل ......

ادامه شعر
Ebrahim Hadavand

قصه یِ سُرخرنگیِ من هم نَقلِ رنگین کمانِ خوش وقتی ست جُرعه ای آفِتاب می نوشد می رود باز و فکرِ بدبختی ست سرخوش از گونه هایِ گُل کرده دل خوش از قطره هایِ تابانَم سرخی از "آبِ آتشین" را هم سیلی......

ادامه شعر
سعید اعظامی

کوی فقیری کرده زدوست مرابیزارخویش پلک که نیست همدم چشم بیمارخویش ضعیفی مرده از درد و ماهنوز پی خوابیم کس نبود جان بدهدچشم بیدارخویش نشسته بر در،طاغوت ظلم حاضرزمان خوابیده بر دل،قفل خشم دیو......

ادامه شعر
سعید فلاحی

نگاتو ندیدم صداتو نشنیدم اما در عشقت عاشقی شهیدم غرور و تکبر تو چش و دلم بود طعنه و تشرت دلم رو آزرد برای عشق تو هرچه که دویدم نشدی راضی به پستی رسیدم من از پیله به تو یه پروانه ......

ادامه شعر
سعید فلاحی

وی ماشینم و برف پاک کن داره اشک ابرا رو یکریز پاک میکنه تو جاده سرگردون دارم پیش میرم ذهنم داره یادتو خاک میکنه با خودم میگم چی میشد مگه کنارت رفتن توی جاده ها کاش میشد که دید خنده های تو میون......

ادامه شعر
بهمن نوری قاضی کند

از تو بهتر... سراغ ندارم... پایِ صحبتِ دلتنگیِ من بنشیند... . . بهمن نوری قاضی کند ...

ادامه شعر
مریم ناظمی

این شهر به روی عشق درخواهد بست دل را به سکوت نامه بر خواهد بست از حال و هوای کوچه هامان پیداست پاییز به قتلمان کمر خواهد بست #مریم_ناظمی......

ادامه شعر
قاسم پیرنظر

سر این کوچه تو را دیدم ودل باختمت همۀ عمر جوانیم غزل ساختمت بی خبر رفتی و چشمم به ره ات کوک زدم کوچه شد پیر و منم پیر ، که نشناختمت پیرنظر "سلیم"  ......

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

در گستره ای فراتر از زیبایی مهتاب ترین ، ترانه ی رویایی یک جمله ی عاشقانه از من به شما تو ماه ترین فروغ بی همتایی......

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دهر دون » عمر بیهوده ی ما را ، اثر دهـر چه بود دهـر بر خودی خود، عمر من ایجاد نمود دهر دون پرور اگر دین و دیانت می داشت کی به من جور و جفا ، ......

ادامه شعر
یاسر رشیدپور

دلم گواه می دهد غریب آشنای من به عرش کبریا رسد نداى تو نداى من اگر به صدق سر کشد نیاز دل بسوى او شنیده می شود به جان صداى تو صداى من یقین که می رسد به او نوای......

ادامه شعر
رسول  مهربان

در مُحرم حَنجَره بر جامِ خون دارد عَطَش اَشک ها بر گونه ریزد تا به عشق سوزد دلَش در غمِ آقای عالم یک صدا شیون کند هر که در این راه بماند جان و جاوید است رَهَش با حسین ع بودن تمامِ مشکلات را حل کند......

ادامه شعر
موسی ظهوری آرام

درکارزار سیطره بر باغ هزاران ساله ام در تمرد ناگزیر نهالها و غنچه ها باغبان پیر و فرتوت را یارای ایستادگی نبود تو آمدی با دهانی پر از فریاد هرس دستهایت اما دستهایت دریغا بوی تبر میداد......

ادامه شعر
فاطمه اکرمی

گاهی دلم شعر میخواهد و حرفش نیست گاهی شعرم دل میخواهد و حسش نیست در پوچی و نیستی غرقم یا تاریکی این حس و حال عجیبم تعریفش چیست فاطمه اکرمی(دلنگار) ......

ادامه شعر
سعید فلاحی

❆ حسن(ع): نام حسن پر از فیض خداست حسن در مـذهـبم آب بقاست اینکه گویم نه غلو باشد، نه دل ما در به درِ مجتبی است ❆ خون حسین(ع): «مابینِ زمین و آسمان می خواند» سجاد به تب و چشمِ گریان می خوان......

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« رمز تقلب » ای مردم دنیا که حقیقت طلب هستید با رمز تقلّب7، زِ حقیقت عقب هستید آن رمز حقیقت ،که به دنیا اثرش هست بر رمز تقلب ، زِ چه ره در طلب هستید......

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

در تلخی روزگار اگر چون شکرم دل خوش به حضور در جهانی دگرم من باشم و دلدار و جز این گر باشد آه از جگرم دوباره آه از جگرم......

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا