تولد اعضا
حسن  مصطفایی دهنوی

« جنگ جهالت » جنگ هفتاد و دو ملت، به ره خودسری است دین حق جنگ نـیاورده ، همین کافری است دین تحمیلی و زوری ، ِز خداونـد که نیست دین بحق است ......

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

تو نیستی و هیچ نیست تنها با یک رویا زندگی کردن بی مفهوم است زندگی چیست؟ هستی برای چیست؟ این صدا برای چیست وقتی شنیده نمی شود؟ باران چه مفهومی دارد؟! صدای ریزش قطرات باران برای چیست؟! چرا هیچ کس......

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

چون تو کم پیدا شود روی زمین خوکی پلشت چشم مانند تو می بیند تک و توکی پلشت رو به روی آینه بنشین نگاهی خیره کن تا ببینی چهره ی عفریت مفلوکی پلشت نیستت جز هرزه گویی کلّه خر هرگز هنر کی تراود ج......

ادامه شعر
پژمان خلیلی

خوب شکار ما شدی، تن بدریده جان شدی جانم گرفدا بگشت،قرعه به خود زنی بری گر شدم مست وُ لایعقل،نیش تری کشیده ای رفت به کام تیغ تو، خونِ من وُ چو صد منی چاکِ عطش دریده ام وصله دهی به لحظه ای خوب ......

ادامه شعر
وحید عیسوی

نمیخواهم که چشمانت از این پس مالِ من باشد نمیخواهم که زین پس هیچکس در فالِ من باشد برو دیگر، برو دنبالِ معشوقِ جدیدت نمیخواهم که حالت در پیِ احوالِ من باشد جدا کن لحظه هایت را، از احساساتِ من بگذ......

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ #پیچ پیچکِ خاطرات ات پیچیده بر دیوار دل ام. ■ #مو تو موهایت را بباف من نیز خیالاتم را در پیچ و تاب موهای مجعد ات ■ #سر سرحال می شود حوصله ام وقتی بر شانه‌ات سر می‌گذارم. ......

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« کج مدار » این چرخ روزگار ، که در کج مداری است این کج مداری اش ،همه جا در فزونتری است یاللعجب2 ! زِ کجروی چرخ کج مدار با کج مداری اش ، به کجایش برابری ......

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

شب آرام و فراگیر گرفته است مرا در بغل خویش نشانده است مرا رخ به رخ خوشه ی پروین غم عالم و آدم به گلویش فرو خورده به دل بغض نهان در دل ایام از این خلق ؛ که جمعی همه خوابند و ندارند مرا قدر ک......

ادامه شعر
بردیا امین افشار

در اشکهای خود گُم می شود بارانی که می بارد بر گل سرخ در جنگلی که مُرده در آن نسیم بر نمی گیرد سایه از مهتاب رُخ در غروبی که می شود دلگیر نمی کنُد طنازی رنگ ارغوان می چکد اشک از گونۀ شقایق می......

ادامه شعر
محمدرسول حسنیار

تنهایم چه بخواهم چه نخواهم تنهایم چه بمانم چه روم تنهایم سفر کوی تو کردن به دلم بود هدف چه رسم یا نرسم بی هدف و تنهایم به امید که رفیقان برساند پیام تا که در یک شب تاریک، آسمان بی ستاره، به ......

ادامه شعر
پژمان خلیلی

وَ عذابی ناچیز از هَوس بازی این گَردانه به دِلم، اُختاپوس دَم به دَم می پوُچید (وَ) کهِ ، خورشید نَمُرد؟ ......

ادامه شعر
عباس جوخواست

بارانی ترانه می شود ترانه ای باران تو ... درسیلاب فاصله ها چه می شوی !؟...

ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

چه دلنشین است باران به هنگام تنهایی سکوت را می شکند و لب به سخن می گشاید هنگامی که کسی برای همدردی نیست همراه دل آزرده ات می گرید هنگامی که دلت لبریز از شادیست و کسی نیست همراهت می نوازد و می ......

ادامه شعر
سعید فلاحی

●#ماه قرص روی ماهت مسکنی است بر تمام دردهای ماه‌ و سالم ●#کلام و عشق کلامی است که جاری میشود در چشم نه در کلام ●#خاطر نه عکس هایت خاطره شد نه حرف هایت اما لامصب بوی عطرت از خاطرم ن......

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« وارث حکم حق » ای آنکه تو در عالم ، بـپوئیدی به معنایی بـر گردش این عالم ، دانایی و بینایی ای مهدی(عج) آل حق ، حقگو و حقیقت جو حقگو و حقیقت جو ، ......

ادامه شعر
بهاره میرشفی
ندا عبد حق

بزن دف بزن تار بزن بربط و گیتار، به یک نغمه رها ساز، دلم را ز شب تار. شده وقت رهیدن ، شده موسم دیدار ، به صد شوق برون شد دل از سینه ی غمدار. بیا تا بخندیم برقصیم بچرخیم ، از این جام شوی......

ادامه شعر
آرزو نوری

ویرانه ام با خنده های تو آباد می شوم...

ادامه شعر
مهران اسدپور

‍ « به نام خدا » هر کسی پیوسته مَسرور از بَقاست... غافل از اَسرارِ این "دارالفَناست" ! از عَدَم آورده « مِعمارِ جهان »... آدمی را ؟... یا خیالی نابِجاست ؟ پیش رو داریم "دوزخ یا بهشت" ؟ یا......

ادامه شعر
Ebrahim Hadavand

چشم بستم! نه که چون مُرده عزیزم داری بستم این پنجره ی رو به شبِ بیزاری خواستم روزنه ای کم شود از راهِ خیال گوشِ دل بستم از این زمزمه یِ تکراری ساعتی هیچ نه دیدم نه شنیدم، گفتم! کاش یک لحظه بی......

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا