تولد اعضا
طارق خراسانی

من دانـم و آسمان و آن دلبر جان کان کیست زَند ز جان خود، نقشِ جهان من بنده و اوست پادشــاه دو سرا محـرم، به عیان ببیند او را به میان افلاک جهـان، تــرانـه ی کن فَیکـون در ذرّه نـشــان او......

ادامه شعر
پرستش مددی

به من که از همه مجنون ترم شراب دهید دو جرعه آتش عصیان و اضطراب دهید مرا به مسلخ تهدید بوسه ها ببرید به ذهن عاشق من لا اقل جواب دهید سکوت من غزل عاشقانه بوده و هست به حرف حرفِ دل من کمی حجاب......

ادامه شعر
شکیبا  درخشانی متخلص به روح الغزل

برای همایون شجریان ....... از گلویت شعرها تصنیف جان ما شدند از صدایت مرغها شرمنده از آوا شدند نغمه ات از هر قناری خوشتر و شاداب تر از صدایت کورها بینا و خوش سیما شدند ای همایونی ترین ت......

ادامه شعر
پژمان خلیلی

زمین زمین ! ارتفاعی نیست بس که غروب را متحیر شدیم به دستمان بندی است که پایمان را یاری اتفاقی نیست ...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

جام نوشین عاشقان را واله و محزون مکن اینچنین با شاعر نازک دل مجنون مکن . ز آتش عشق و شرار و حسرت و شوق وصال شعله ها بر سینه ی آشفته ام افزون مکن . جام خوش روئی بیار و مستیِ گلگون ببر جز به ما ی......

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

مادمازل امیلی ساژه هم که باشی، از خودت وحشت خواهی کرد! وقتی که، به وضوح ببینی در جِلدِ تو، کسی دیگر، جای تو را تنگ کرده است. و تو، او را، از خودت تشخیص نمی دهی! دنیای عجیبی است! پر از شگف......

ادامه شعر
مجید شفق

آن روزها ! وقتی کنار پنجره می آیم ای دوست ! ایام پر شور جوانی یادم آید تصویر مغشوشی از آن رؤیای رنگین در رهگذار زندگانی یادم آید آن یادها و خاطرات عشق دیرین آن روزهای گرم و شیرین در خ......

ادامه شعر
بردیا امین افشار

بعد از من برای تو چه خواهد ماند ؟ جز دشتهای تشنه تنهائی جز مرداب های ساکن عشق بعد از من برای تو چه خواهد ماند ؟ جز نقشی بر سطح برف زمستان جز برگ زردی که می افتد در خزان بعد از من ، شاید هوست......

ادامه شعر
کیانوش عادتی

تبعید میشوم برای همیشه به شهر ماتم زده ی خاطراتت جرم من تنها نفسی بود که روزی در هوای تو کشیدم...

ادامه شعر
مصطفی  مصطفایی  دهنوی

« فضائل علی(ع) » وظیفه ی تو ای بشـر ، نمـاز با وقـار شد نزول آن در آن حجاز ، زِ امر کردگار شد کتاب امر حق ببین،زِ خواهش محمد(ص) است زِ همت محمدس(ص)، درست......

ادامه شعر
رضا نجفی

دست انتظار تراش میدهد چوب تنم را در فراقت رضا نجفی ( پاذیز )...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

در وقت سحر مسافر خواب شدیم همسفره ی ساربان ناباب شدیم راهی شده بودیم به دریا برسیم ماندیم به نیمه راه و مرداب شدیم......

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

زندگی پُر شده از "آن" هایی که فقط وقتِ خنده on شده اند وقتِ غم last seen time ago بی شرفها "فلان فلان شده" اند هر زمان لفظِ "دوستت دارم" را شنیدم، دوباره عُق زده ام سالها در تلاشِ اِبرازش م......

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

نه شرم و حیای نمک و نان مانده نه بوی قدیم عشق و عرفان مانده بربستر زندگی چه سدی زده اند خشکیده مرام و نام انسان مانده ......

ادامه شعر
کیانوش عادتی

مرگ بانوی مهربانیست که لبانش طعم سیب حوا را میدهد و خدا با حیات بخشیدن آدم بر روی زمین خوب اورا مجازات کرد نمیدانم که چرا از معشوقه ی خود می هراسیم چرا دائم از او در فراریم ما نسبت به او بسیا......

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

توسردادی وبرسر جا گرفتی درون سینه ها مأوا گرفتی دراین عصری که پرازشمروخولیست تو جا در وسعت دلها گرفتی *** به عرش و نزد مولا شد سرایت چوسیمرغی و قاف عشق جایت سپاه عاشقان س......

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

سلسله ی دود آه می رسد از راه گاه، حظ نبر از اشتباه حظ نبر از اشتباه، می رسد از راه گاه، سلسله ی دود آه حضرت مریم، مسیح زاده اگر بس ملیح،ماه جمالی صبیح با تو بگویم صریح، لب نگشایی وقیح، للعجبا ، و......

ادامه شعر
مجید شفق

داس مه ! باران نَه از آسمان ستم می بارد وز چنبر داس مه الم می بارد زین روی چو تکدرخت باران خورده بر من شب و روز سیلِ غم می بارد شاعر : مجید شفق......

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

آسمانا که به هرشب ز ره دور به تماشای منی چشم درچشم پراز ژاله بی تاب منی اسمانا ماه لرزان شده از گریه دلسوز من است عکس افتاده به جامیست که آن جان من است اسمانا! آه دانی بغض فریاد من است! ل......

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

عنوان: تنهایی دلگرم به خیالت شده ام اندکی.. از آن شبی که فهمیده ام تنهایی شلوغ ترین جای دنیاست آن جایی که هزاران نفر شبیه من تو را ندارند. عنوان: تاوان من برای دوست داشتنت چه تاوان سخ......

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا