ستوده غلامی

چـــــهار راهـ

ستوده غلامی 24/4/1397 | 01:11 0 دیدگاه

هیچ چیزم شبیه کودکانِ کار نیست .... نه سیاستشان را دارم... و نه می توانم چشم های پر محبتت را لحظه ای به اسم خود کنم ! ولی با تمام این ها.... سال هاست سر چهار راه پیراهنت بساط کرده ام و تـــ...

ادامه نوشته
محمد علی رضا پور

پسرک

محمد علی رضا پور 13/12/1396 | 01:07 0 دیدگاه

پارسا دیروز به مدرسه نیامد و البته غیبتش را مثل همیشه، " موجّه " رد کردم بخاطر همان مشکل همیشگی و بعدش هم توضیحات همیشگی اش. بعضی وقت ها فکر می کنم نکند پارسا دارد از مشکل همیشگی اش سوء استفاده می ...

ادامه نوشته
محمد تقی  محمد قلیها

بند کفش

محمد تقی محمد قلیها 21/8/1396 | 04:02 0 دیدگاه

به نام خدا
بند کفش
وقتی یک دختربچه دبستانی بازیگوش بودم مدتی حال مادرم بهم ریخت طوری که در ماههای پس ازآن چهره اش غمگین واندامش تکیده شده بود.شادابی،شوخ طبعی ومهربانی گذشته را نداشت.وقتی ازم...

ادامه نوشته
علی سپهرار

اولین جرعه !

علی سپهرار 27/6/1396 | 01:53 0 دیدگاه

صبح بسیار زود ، هنوز هوا تاریک بود و ایستگاه اتوبوسی که من هر روز از آنجا به سر کارم میرفتم متروک تر از همیشه! به جز یک زن دائم الخمر که دو زانو روی سکویی کنار پیاده رو نشسته بود و با خود حرف میزد ...

ادامه نوشته
علی سپهرار

آتاماژور

علی سپهرار 16/6/1396 | 23:09 0 دیدگاه

هر زمان که وارد حیاط میشدم و میدیدم که « آتاماژور»* نردبانِ دراز خانه را به دیوار تکیه داده و گلهای سرِ دیوار را مرتب میکند ؛ میفهمیدم که تریاکش خوب رسیده.. وگرنه چنان دمر توی حیاط جلوی کاناپه اش ر...

ادامه نوشته
محمد تقی  محمد قلیها

بچه که بودم تو کوچه مون یه پسره ریز نقش وبدقیافه بود که من از اون خیلی حساب می بردم .روز وشبم همش به ترسی که از ش داشتم می گذشت .یه جوانی درهمسایگی داشتیم که سرش خیلی تو کتاب بودوبا یه گرو ههایی هم می...

ادامه نوشته
محمد تقی  محمد قلیها

دهقان جامه کهنه ای را دور مترسک پیچید ونگاهی به اوکردگفت: -نمی دانم زشتی تو برتراست به ترسناکی یا ترسناکیت برتراست به زشتی مترسک به سخن آمد وگفت : تفاو...

ادامه نوشته
زیبا  آصفی (آمین)

#دل_نوشته #قسمت_اول #زیبا_آصفی_آمین "شب های مهتابی و پر ستاره" شب را دوست دارم. آرامشم را در شبهای پر ستاره جستجو میکنم. سپیدی نقره فام ماه پر غرورو تلالؤ ستارگان طناز قلبم را به شور و ا...

ادامه نوشته
علی سپهرار

نفتیِ روس

علی سپهرار 22/1/1395 | 15:03 0 دیدگاه

نفتی روس « نفتچی روسچی » دور تا دور گودال رو خوب کوبیدم.. خوب! مطمئن شدم که در عرض شب تا صبح دیگه نمی شه فرق رنگ و جنس خاک گور را با اطرافش فهمید.. بعد برف هم شروع به باریدن کرد.. فکر کردم که دیگه ...

ادامه نوشته
علی سپهرار

دست اندازهای شهر

علی سپهرار 28/12/1394 | 13:25 0 دیدگاه

ههههوووووووووووژ ....!! ...صدایی مانند خالی شدن کامیون آجر بیدارش کرد و بلند شد و میان پاهای مسافرین نشست! محمود در راهروی میان صندلیهای اتوبوس ، روی کارتنی خوابیده بود... انگار کف اتوبوس به دست...

ادامه نوشته
کرم  عرب عامری

مادر یا پدر

کرم عرب عامری 15/9/1394 | 23:29 3 دیدگاه

سالن زیبا وبا شکوه شهربه افتخار بزرگداشت چهره های ماندگار با آراستنیهای گوناگون وگلهای طبیعی آرایش دلپذیری بخود گرفته بود .گوینده با صدای گرم و با واژگانی فاخر و پر معنی چهره های معروف و ماندگار ک...

ادامه نوشته
آرزو نوری

عنکبوت

آرزو نوری 26/7/1394 | 15:47 1 دیدگاه

چند روزی می‌شد که اشتهایش را نسبت به همه چیز از دست داده بود. از این که آخرین روزهای عمرش را در زیر این بوته گل سرخ طی کند چندان راضی نبود. فکر می‌کرد حالا که قرار است بمیرم چرا جای بهتری نباشم؟ مثلا ...

ادامه نوشته
محمد اخباری

(وقت سفر نزدیک است)

محمد اخباری 23/3/1394 | 20:03 0 دیدگاه

(1 ) خوب که خودش را بخاطر میآورد میبیند نه نیازی به شانه و برس دارد و نه مسواک و خمیردندان دیگر برایش مهم است.دندان عاریه ایی را با دست هم بشوید کفایت میکند، دستی به سر تاسش میکشد شانه و برس فقط پ...

ادامه نوشته
محمد اخباری

(وقت سفر نزدیک است)

محمد اخباری 20/3/1394 | 23:11 1 دیدگاه

(1 ) خوب که خودش را بخاطر میآورد میبیند نه نیازی به شانه و برس دارد و نه مسواک و خمیردندان دیگر برایش مهم است.دندان عاریه ایی را با دست هم بشوید کفایت میکند، دستی به سر تاسش میکشد شانه و برس فقط پ...

ادامه نوشته
امین میرزایی

یک روز پاییزی عالیجناب کشور چین مریض شدو دکتر های زیادی برای او آمدند و گفتند دوای شما بلبل است . بله وزیر و مشاورهای عالیجناب رفتند که بلبل پیدا کنند ولی هرچی اینور و آنور رفتند پیدا نکردند که نکردن...

ادامه نوشته
محمد اخباری

((دردهای یکی مثل من )) تا حالا احساس کردی که تحت نظری؟مثل اینکه کسی کنارت نشسته باشد، وقتی تنهایی.جه میشد اگر میتوانستی چیزهایی را ببینی ، چیزهایی که دیگران نمیتوانند ببینند.فکر میکنی به کسی میگفتی؟ ...

ادامه نوشته
طیبه طه تهرانیان

سلام و احترام خدمت دوستان هنرمند و بزرگوار از اینکه نمی توانم در خدمتتان باشم به علت کسالتی است که با دعای شما بر طرف خواهد شد امروز این مطلب را می خواندم تحت تاثیر قرار گرفتم برای شما هم به اشت...

ادامه نوشته
کرم  عرب عامری

کدام چهره ماندگار ماندگارست سالن زیبا وبا شکوه شهربه افتخار بزرگداشت چهره های ماندگار با آراستنیهای گوناگون وگلهای طبیعی آرایش دلپذیری بخود گرفته بود .گوینده با صدای گرم و با...

ادامه نوشته
ورود به بخش اعضا

تولد اعضا