تولد اعضا
سعید فلاحی

۱. در آغوشم که می کشی، مردی بیست ساله میشوم شکوفا از جوانه های عشق... ۲. آدم بودن را بر گزیدم تا تنها تو را حوا ببینم. ۳. خیال انگیز ترین خواب ها را خواهم دید اگر شبی بخوابم بیایی ! ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

۰۱- بی قراری هایم بهانه است می خواهم تو بیایی و پیاله های پر از مهر را برایم بیاوری. ۰۲- خفه کرده اند سدها رودی را که برای ماهیان میگفت از زیبایی های دریا.   ۰۳- کلاغها "آمدنت" خبر آورد...

ادامه شعر
سعید فلاحی

1. بی قرارم مثل ماهی داخل تنگ برای دریا. 2. رفتی چه تاوان سنگینی داشت دیر آمدن من! 3. به چه کار آید در! باشند یا نباشند فرقی ندارد وقتی تو نیایی. 4. دوست داشتنت مثل شربت های سرم...

ادامه شعر
رضا نجفی

در طوفانِ بی تفاوتی هایت غرقِ تمنا شد دلِ به دریا زده ام شاعر: رضا نجفی (پاذیز)

ادامه شعر
رضا نجفی

دست انتظار تراش میدهد چوب تنم را در فراقت رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

اقلیم چشمانم استوایی میشود اگر غروب کند خورشید نگاهت رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

دلم یخِ انتظار بست تا قطبِ نگاهت رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

دریایی از سراب بود ساحلِ کویری که مرا لب تشنه باز گرداند رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

در آتشفشان فراقت فورانِ اشک می کند دلِ به تنگ امده ام رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

در پیچش جاده ی خاطرات تنها یاد تو ست که پاپیچِ حواسم میشود رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

انار از غم فراق است اگر دلش به رنگ خون می شود رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

گله از آینه میکردند موهای سرم سپیدی را به رویشان آورده بود رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

در بیشه خیال آبشاریست پریشان گیسوانت رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

زندگی شعریست عاشقانه که بی تو وزنی ندارد رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
رضا نجفی

دل کویر شور که می زند ابرها از ترس نمک گیر شدن نمی بارند رضا نجفی ( پاذیز )

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

در آغوشت جهان وحشی آشوب آرام است غم و تشویش ناکام است بگو با من مگر در کافه ات بابونه داری یا بهارنارنج؟ که این یاغیِ دلتنگی میان بازوانت کودکی رام است... مهناز نصیرپور...

ادامه شعر
رضا نجفی

باران اشک ابر است در فراق دریا

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

1- ماه تابید و جیرجیرک خواند چشمه بر قول خویش ثابت ماند من و خواب عمیق و پیله ی سخت. 2- می زند شادمان به دامنِ موج شده با موجِ ناشکیبا، زوج شب به ساحل، سکوتِ ماهی بود . 3- بعدِ ب...

ادامه شعر
ندا محرمی

‎قدِ زلزله هم نشدی ‎لااقل ‎او میایدو میلرزاند ‎تو میروی و میلرزانی

ادامه شعر
ندا محرمی

دلتنگ تو ام هیچکسی نیست بفهمد ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا