تولد اعضا
نیلوفر اسفندیاری

فریاد قلب را ؛ نشنیده میگیرم . بیچاره از ترس شماتت ، روزه میگیرد . من سرزنشگرم !!! کر میشوم و او ، فریاد میزند . پس میزند غرور ؛ من سنگ میشوم . جان را ببین چطور ، پر درد میشود . باشد مرا ...

ادامه شعر
آرزو نوری

با صبح چشمهای تو آغاز می شوم خورشید من بتاب

ادامه شعر
نیلوفر اسفندیاری

اشک را کاشته بودم که از آن کینه بروید گل داد !!!!! گل بی نام که ناخواسته اینجاست ساده تردستی دنیاست این گلِ بُهتِ من از کینه مبراست حاکمِ مِهر به ته مانده نفس ، گوشه ی دنیاست و گلی هست ، به ه...

ادامه شعر
محمد ترکمان(پژواره)
محمد جوکار

دوباره آسمان ، فرمان باران داد باران نه !!! بارش غم بر زمین خفته در سمفونی مرگ شکوفه ابر غرید و بلا را بر سر یک شهر نازل کرد رود طغیان کرد و جاری شد بناگه سیل ویرانگر یکنفر فریاد میزد : فاجع...

ادامه شعر
علی معصومی

بهارم باش تا باران چشمانم هزاران چشمه از شوق نگاه خسته ام گردد بهارم باش تا با خاطرات شور و شیرینم نسیم آرزوهای کهن از راه برگردد.......

ادامه شعر
سید محمد مبین محمودی

سیگار کشیدم آنقدر که آب شد تنم میان حرارت نگاهت همه گفتند: آدم برفی شاعر خودکشی کرد...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

می گفتمت مدام برکاروان بیشه ی افسردگی بتاب دریابشان زخواب ای روح نوبهار که آغاز بودنی سر فصل زندگانی ازپنجه ی سکون رها می شود زمان زنجیر انقیاد فرو می نهد زمین . ای روح نو بهار خورشید ب...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

چه صفائی دارد ؟ آنجا که می رقصند شکوفه ها در بر هم آنجا که هست قدح که میشود عسل ، انباشته بر روی هم چه نوائی دارد ؟ آنجا که در مردابش فلوت می زنند آنجا که بلبل هست که با ابریشم ، جا...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

مشتهایمان با هم به جنگ اند خوابهایمان دیگر مایۀ ننگ اند آرزوهایمان می شوند پرپر دل هایمان برای عشق تنگ اند انسانهائیم سپید تا سیاه اشکهایمان همه یک رنگ اند ------------ 21 مارس (روز مبار...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

می رسد فصل رویش در پسِ زمستان ، در هوائی که سرد است می چرخد زندگی در رگهایِ سرخ ، در برگی که زرد است می جویم بهار را چون فصلِ شکفتن ، وقتِ پایانِ دَرد است می تازاند تُ...

ادامه شعر
ندا عبد حق

بگذر ای ابر عبوث بگذر از باغ و بر و دشت و دَمَن؛ تا که برگردد به دل عشق و بهاران بر چمن. مژده آمد بر همه یاران که باز ، طی شده فصل خزان سوسن رسید و ، یاسمن . آن درخت در کنج باغ خانه ام ...

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

بهار نرم نرمک میرسدبرپایان کار این روزها دیگرنمیشوداسمش رابهارگذاشت رنگ تابستان به خودگرفته انگار دلم سخت برایش تنگ میشوداین بار شکوفه های نشسته به بارهم ازرفتن بهارغمگینند حتی من که هیچوقت به...

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

کم باش ولی باش همیشه اگرنه،گاه گاهی باش زیادت باشدبرای دیگران آنان که دوستت دارندبیکران من به تکه ی کوچکی ازتوراضی ام نمیدانی نبودنت بامن چه میکند توفقط باش که نبودنت راتاب نمی آورم‌ فاضله ها...

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

این روزها غرقم دررویا معمارشده ام باهمه چیزمیسازم جزبانبودنت فاضله هاشمی"غزل"

ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

( رفیق بی کَلک ) مادرِ من مادرِ من ای همه یِ باورِ من یادم میاد اون قدیما زمستونا ، تابستونا وقتی شب از راه میرسید تاریکی از پنجره ها سَر میکشید به خونه ها بغض تو گلوم پیله میکرد غم تو د...

ادامه شعر
 نجمه عیدی

دردگاهی گفتنی نیست کشیدنی است گیج، مست، گنگ، دردرا بایدپرستاری کرد وجایش راپهن کرد روی بلندترین نقطه ی دل تادرازبکشد ونفسی تازه کند آن وقت، نشست وتماشایش کرد گیج، مست، گنگ، دردرا بایدوف...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

شب است آبستنِ شرّی و بر خود موج می پیچد. درنگی مات،  در آئینه بهت آمیز، چون کابوس پا برجاست! چه نیرنگی مگر دژخیمِ خون آشام ِ خوک آیین به سر دارد؟ که بر می خیزد آه از سینه ی تفتیده ی مهتاب از ماتم...

ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

گویند چشم‌ها دیده‌بانان عشق‌اند که ناقوس بیدارباش را در گوش جان می‌نوازند اما عشق من چگونه است؟ که در دوریت ترا هزاران بار در خود حس می‌کند ...

ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

غمگینم... دلم در ویرانه‌اش سخت می‌گرید دگر قاصدک خبر از کس نمی‌آرد که پژواک صدایم را شنیده در دوردست‌ها دل پر تمنایم را به هرکس می‌سپارم چو آن اسباب ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا