تولد اعضا
کیانوش عادتی

مرگ بانوی مهربانیست که لبانش طعم سیب حوا را میدهد و خدا با حیات بخشیدن آدم بر روی زمین خوب اورا مجازات کرد نمیدانم که چرا از معشوقه ی خود می هراسیم چرا دائم از او در فراریم ما نسبت به او بسیا...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

دلتنگی در تمام لحظه هایم شناور است. از آن شب پر از اتفاق شوم چیزی جز زخم کهنه ی مرگ نصیب دلی نشد که تنهایی هایش تا بهشت آباد وسعت دارد. شعر دوم:برمدارخیالاتم چه واژه ی شلوغی است دلتنگی...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

شهرخالی از عشق کوچه دلتنگ خیابانی پانخورده به گمانم بعدازرفتنت دیگرهیچکس این خیابان راقدم نزد تمام مردمان شهر درطلسم رفتنت باپرستوهاکوچ کرده بودند همه به جز من شعر دوم عنوان:درامتداد...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گلی در پنجه ی شبهای سردم اسیر سیلی سنگین دردم به لبخند لبم غم غنچه کرده به ظاهر سبز و در دل برگ زردم

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

هوا سرد است و من عریان مَرگم گرفتار غم زندان مَرگم هوا سرد است و من در مَسلخ شب کنار جوی خون گریان مَرگم...

ادامه شعر
پرستش مددی

بی تو جهان من شده سوهان حنجرم جا مانده دیو پست غریبی برابرم هرسال چون که می گذرد خاطرات تو خون می شوند بر همه اوراق دفترم جایی برای بغض درونم نیافتم از داغ جانگداز غروب برادرم جای تو اش...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

نفوذ در خط مقدم.. نفوذ جاسوسها... نفوذ درویش ها... نفوذ فرهنگ بیگانه.... نفوذ اجناس چینی... نفوذ جراحی داغ و.... ناگهان مامور پلیس بدبخت زیر ماشین له می شود مثل افکار من .... نفوذ موشک فرانسوی...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

ای کاش همیشه در خواب بودم و آنچه را که نفرت نام دارد را نمی دیدم چگونه می شود دید دو کبوتر دشمن باشند با هم یا که پروانه ای نیش بزند ؟ کجا دیده ائی ماهی واق واق کند یا شیری علف بخورد ؟ اما در...

ادامه شعر
محسن وحدتی

با توام که رفتی،همیشه بی خبر ز من آیی ولی نباشد،اینجا دگر اثر ز من از من به تو که اسمم، افتاده از زبانت شاید که روزی آخر، مرگم دهد تکانت از نوش و کام دنیا،من بی نصیب بودم در شهر خود همیشه،بی تو غ...

ادامه شعر
علی ناصری

بی صدا آرام می بارد نفس در سینه ریز برف وآه کوچه ی بن بست ودیوار نگاه لرز بارد درتن بیمار روز آه می باردصدا دربارش هنجارسوز خفته بیماریتیمی سربه بالین عتب می زند فریاد درلرزتن و بیمارتب آه می ...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

دیرشد دیر آمدی آن مریمی که برای خنده هایت می مرد جان سپرد در آغوش تنهایی کبودش ۲۷آبان۹۵ مریم باغ شیرین ...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

آدم خسته نمی داند درونش چیست هم آاه می طلب و هم راه من به گل حسرت می خورم که همه جا بر سند است و از خود خجالت که که در غربت هم در سکوت باید از لباس راه راه ترسید باید خود را به ناانی زد اینج...

ادامه شعر
محمد جوکار

" تو را میسپارم به دامان دریا " به اشک و نگاه پریشان دریا که پشت سکوت غم آلود یک شهر نهفته ست رازی به چشمان دریا بساطی ز غم ، ناله های شباهنگ شبی مثل شام غریبان دریا صدای غم انگیز مادر نشس...

ادامه شعر
پرستش مددی

دل بر نداشت دامن #دریا از #آه تو وقتی که ریخت #آب عطش بر نگاه تو #دریا گریست ، بغض نمود و غزل نوشت وقتی که دید بسته شده شاه راه تو نه ، #آب هم نتوانست کم کند از #گرمای #آتشی که شده سد راه ت...

ادامه شعر
محسن وحدتی

مگه میشه،آب و آتیش،شعله ی سرد مگه میکشه دلامون ،این همه درد حتی کوه می ریزه زیر این همه داغ بسه بسه،دیگه گل چیدن از این باغ وطن اینجا داره میده بچه هاشو خدا پس چرا نمیشنوی صداشو بی گناه، تو ش...

ادامه شعر
میمنت تولّایی

رفتی و نمی آیی .... و آنقدر این ثانیه ها طولانیست که یلدا فکرش را هم نمیکند... یلدا عروسیست در آغاز سپید ترین فصل سال ..او از دلتنگی چیزی نمیفهمد...! از کوچه های سرد خیال ،از چشمانی یخ زده د...

ادامه شعر
علی حاتمیان

من تمام میشدم شروع میشدم تمام میشدم و شروع میشدم و هر روز گُم تر میشد آنکه در آینه به من می نگرید

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

. از مرثیه می خوانم این شعر،هماوردت از دل ز تو می گریم از اشک ،همانندت من با تو همی جوشم شعرم به تو، لبخندت با من ز همین خاکی از عشق، بر آرندت سوز تو، همان شعر است اقبال وطن پندت قند است،...

ادامه شعر
معصومه عرفانی

به علت فوت ناگهانی برادر زاده ام که در سن 25 سالگی دارفانی را وداع گفت ‏روانش شاد (بیژن عرفانی )یکشنبه8 مرداد 91 همچو شمعی سوخت اکنون لحظه هایم ازغمش کنج این خانه که ماندم درعزا و ماتمش زد شرر ...

ادامه شعر
پرستش مددی

نیستی بعد تو از دور زمان دلگیرم از خودم از همه ی سوختگان دلگیرم نفست مثل نسیمی که غزل می بارید ریخت در من غم و اندوه جهان دلگیرم شهر در من غم یک عمر خزان می ریزد از بهاری که مرا کرده خزان...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا