تولد اعضا
محمد علی رضا پور

شعری اجتماعی در قالب نوین سروش، تقدیم به دولتمردان سنگین وزن ساکن شمال پایتخت درد دندان، فتاده در جانم/ یک به یک، خُرد گشته دندانم/ بیمه نه؛ پول نه؛ چه حیران ام!/ نه وزیرم؛ نه از عزیزان ام/ خاک ب...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

امشب جهانا دل بده بر داستان درد من سیل غمش جاری شده برابگین زردمن ای غصه های دردمن ,دانی چه میسازدمرا؟ در پرده وهم وخیال,او سایه اندازد مرا ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

وزیدن یک مشت باد هرزه، درختان را به یآوه گویی، دیوانه می کند چَشمهآنی گَرگ مَسلَک، پلکهآیِ بُهت زده را،خیره دیگر استتآر وَ اِختفآء، چاره ساز نی، پوشش، به فریآد رَس. تازیانه خواهد خورد، خآکِ تشن...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

دردرون سینه ام سوز نهانی خفته است ژاله های اشک برچشمان من باریده است تندباد زندگی فصل بهارم چیده است خون دل,شادابی رخساره ام برچیده است دربهار زندگی ناگه خزان ا...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

زمستان شد ، خدا تنها شد و رفت حیا مُرد و وفا رویا شد و رفت به زیر تیغ ِ خون آلود ِ چنگیز هنر سهم کبوتر ها شد و رفت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

دستها می شکنند تو دستی برای به دست آوردن نخواهی داشت سیاهی ست، اِحآطه ای هر چیزی که نیستی را، به چیستی هَستی می کَشآند؟ بَدلها تو را محتاط می کنند تو، بَدلها را اِحآطه می کنی، کُنشی مَعقول، کهِ...

ادامه شعر
هما تیمورنژاد

آتش افتاده بر تن خرمن ،خوشه چینم به وقت غم چیدن غنچه ی خون و خنچه سر زده است از پس دکمه های پیراهن  جگرم چاک چاک و چرکین است زندگی وزنه ای که سنگین است  حاصل شوم نطفه ی کینه است  عشق را تاولان...

ادامه شعر
پرستش مددی

رفتی بریدی از غم دریا رها شدی دریا شدی پرنده ی درد آشنا شدی کوچ غریب تو شده آتشفشان من از این جهان غرق معما جدا شدی آتش زدی به خرمن دلهای داغ باغ پروانه وار عاشق شمع خدا شدی خاموش شد ستا...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

نام ترانه:گرگ های آدم نما رها شدم تو جنگلی که اسم اون زمینه هر جا نگا میکنم گرگی توی کمینه نبض زمین تو دست گرگای آدم نماس بغضی که تو گلومه نفرت من از اونهاس گرگای آدم نما خدای جنگ و خونن ...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

اندوه تو پاکا نمی کند رهایم این قصۀ درد است ، مدام در صدایم رفتی و به عذاب غم نشاندی مرا خُفتی و به ماتمت کشاندی مرا زین پس نِگهم به سوی تو بارانیست اندوهِ جدائی وه که سخت تاوانیست در هر ق...

ادامه شعر
حمیده  منصوری

دستم را بگیر در آن دم که چَـشم فرو می بندم باشد که مرگ سُرود چشمه ای باشد که در پلک هایم می جوشد مرا به ساحل بسپار و به آفتاب ... *** مرگ را آذین بباید بست مرگ را سیلی بباید زد مرگ را بیدا...

ادامه شعر
کیانوش عادتی

مرگ بانوی مهربانیست که لبانش طعم سیب حوا را میدهد و خدا با حیات بخشیدن آدم بر روی زمین خوب اورا مجازات کرد نمیدانم که چرا از معشوقه ی خود می هراسیم چرا دائم از او در فراریم ما نسبت به او بسیا...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

دلتنگی در تمام لحظه هایم شناور است. از آن شب پر از اتفاق شوم چیزی جز زخم کهنه ی مرگ نصیب دلی نشد که تنهایی هایش تا بهشت آباد وسعت دارد. شعر دوم:برمدارخیالاتم چه واژه ی شلوغی است دلتنگی...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

شهرخالی از عشق کوچه دلتنگ خیابانی پانخورده به گمانم بعدازرفتنت دیگرهیچکس این خیابان راقدم نزد تمام مردمان شهر درطلسم رفتنت باپرستوهاکوچ کرده بودند همه به جز من شعر دوم عنوان:درامتداد...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

گلی در پنجه ی شبهای سردم اسیر سیلی سنگین دردم به لبخند لبم غم غنچه کرده به ظاهر سبز و در دل برگ زردم

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

هوا سرد است و من عریان مَرگم گرفتار غم زندان مَرگم هوا سرد است و من در مَسلخ شب کنار جوی خون گریان مَرگم...

ادامه شعر
پرستش مددی

بی تو جهان من شده سوهان حنجرم جا مانده دیو پست غریبی برابرم هرسال چون که می گذرد خاطرات تو خون می شوند بر همه اوراق دفترم جایی برای بغض درونم نیافتم از داغ جانگداز غروب برادرم جای تو اش...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

نفوذ در خط مقدم.. نفوذ جاسوسها... نفوذ درویش ها... نفوذ فرهنگ بیگانه.... نفوذ اجناس چینی... نفوذ جراحی داغ و.... ناگهان مامور پلیس بدبخت زیر ماشین له می شود مثل افکار من .... نفوذ موشک فرانسوی...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

ای کاش همیشه در خواب بودم و آنچه را که نفرت نام دارد را نمی دیدم چگونه می شود دید دو کبوتر دشمن باشند با هم یا که پروانه ای نیش بزند ؟ کجا دیده ائی ماهی واق واق کند یا شیری علف بخورد ؟ اما در...

ادامه شعر
محسن وحدتی

با توام که رفتی،همیشه بی خبر ز من آیی ولی نباشد،اینجا دگر اثر ز من از من به تو که اسمم، افتاده از زبانت شاید که روزی آخر، مرگم دهد تکانت از نوش و کام دنیا،من بی نصیب بودم در شهر خود همیشه،بی تو غ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا