ناصر پورصالحی خاکی

ای ایران و ای ایران پرمیکشد دل من هرلحظه در هوایت روز ازنو روزی از نو حرفا دارم برایت بر من بتاب وبتاب ای خودشید فروزان ای ایران وای ایران ای مرزو بوم خوبان ای ایران و ای ایران2 ای گرمی وجو...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

سرود ایران بوی بهار آید از روی تو ایران غیرت دریاییت هست خروشان جان به فدای تو ای میهن پاکم ماه شکوفا شود از دل خاکم ای وطن آرش و رستم و سهراب قلب جوانان تو صاف تر از آب خوابگه ح...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

ایران من ایران من ای بهترین عنوان من ایران من ایران من ای دین و هم ایمان من ایران من ایران من ایران من ایران من مدیون ایثارت منم مجنون گفتارت منم میثاق رفتارت منم مشتاق افکارت منم ایران من ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بهشتی » بهشتی ، بهشتی ، با خون خود نوشتی با پیروی ز اسلام ، زین2 زندگی گذشتی در انقلاب ایران ، قانع به سـر نوشتی بر پایگاه اسلام ، از جان و ...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

ایران سربلند(سرود) ایران همیشه سر بلندو آباد در اوج قله ها رها و آزاد ایران سرای راد مردان تمام مرزو بوم تو گلستان ایران صدای سوزو سازم مرام خوب و پاک تو بنازم ایران امید سینه م...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عدالت » طریق حکم یزدانی،عجب حکمی خطرناکس به دریای خطر افتد ، اگر پیرو شود هرکس بُود حرف از توانایی،چو قدرت باشدش هرکس ابابیلی2 چرا افتد ،به دام پنجه ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« سعادت » بیا جانا زِ من بشنو ،سعادت را ببین اینجاس سعادت با کسی باشد ،که دلخواهش همان یکتاس درون سینه روشن کن ، اگر رمز دلت با ماس که رمز ما به یک رنگس و از رمز هم...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دربار حق » من آن آزرده دل هستم،که نتوان از تو باشم دور به درگاه تو می نالم ،همین باشد مرا منظور سلیمان گر چه سلطانس ،ندارد از کرامت دور چو باران ملخ آید به دربار...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دور خود » سعیت از خواهم و میخواهم و میگویم و گفتم نَبُود1 آنکه خالق به جهانس، نظرش بر تو بُوَد گر به دلخواه بشر بُد ، روش دور جهان دور خود،کس ب...

ادامه شعر
یاسر رشیدپور

کجا منزل کنم میخانه ای نیست خُمار افتاده ام پِیمانه ای نیست برای گریه هایم شانه از تو مِیِ عشق از من و پیمانه از تو مرا لبریز کن از عشق و مستی که شد آیین من زیبا ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عهد بندگی » آنکو3 که شکر نعمتِ حق را ادا کند آنکو که عهد بندگی اش را وفا کند خلاق ما زِ لطف چو بر ما نگا4 کند با یک نگاه ، درد مرا ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« اعلا ملک حق » در اعلا ملک حق،گر ما توان رفت نـمی شاید به فکر ناتوان رفت در اعلا ملک حق ، با آن رفعت5 زِ فکر کوته ما ،کی توان رفت در اعلا ملک حق ، ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« منزل اول » چند به خاک لحد1 ، بیهوده باید نشست وقت غنیمت گذشت،سود نیاید به دست در لحد این منظره،برهمه کس روشن است کوشش آنجا دیگر، بیهوده و باطل است از لحد آور ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« راه عجیب » ای که ما را به جهان، اهل تو را تربیت است ز اثـر تربیت توست ، که مرا تربیت است تربیت را نه حدودس و نگوین که بس است تربیت لازم مردس ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دنیا و عقبا » نصیحت گر زِ من داری،خبرکن پیر و بُرنا1 را که تا بتوان عمل آرند ، طریق کار فردا را گر از اول عمل کردن ، طریق کار دنیا را بـبایدشان عمل کرد...

ادامه شعر
فاطمه گودرزی

آنکه بی صبری نمودو پشت کرد شیشه های قلب من را مشت کرد من اگر یاری نخواهم این چنین روزگار بهترم آید یقین مرغ دل تب کرده و هم نا کام شد رفته رفته این دلم آرام شد کوه قلبش را دو پایم زیر کرد این چ...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

........................... 1 ازهمان آغاز بعثت با نبی همدل و همگام شد در زندگی درمهالک بود دایم پیشتاز در همه دشوار ها او چاه ساز هر که خواهد خاطر یزدان پاک از چه تر سد وا...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

درباره ی مو لا علی .............. 2 .............. مظهر عترت شده خانه نشین از که آموزند خلق اجرای دین آن سر افرازان و همرزم قدیم جنگجو یان فدا کار و ندیم از چه بر پایند رو یا روی او حمله ک...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بچه های ایران » مـا بچه های ایران در پیـروی زِ قرآن تا حقِ خود نـگیریم سازش نـمی پذریم مـا بچه های ایران همراه چون دلیرا...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

به سال نود,پنج رفته زان جفا پیشه کردش چرخ زمان جهانم ,جهان افرین فرد کرد لبانم زخنده بسی ترد کرد چوعمرم به گیتی همی تیره شد خزان بر بهارم همی چیره شد مرا جام غم داد ,چرخنده چرخ لبالب زپیما...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا