تولد اعضا
طارق خراسانی

تملق کی کنم ، بستوده کاری ست ستایش از بزرگان ، افتخاری ست به دشمن یک نشان از خنده ام نیست بر او “فریاد”، در پرونده ام نیست؟ بهشتم می برد اسطوره ی غم؟ بهشت از آنِ او ، ما را جهنم به اکراه...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« یک نَفَس » یک کُله تاج کوچیکم زِ تو گر بُد ،چه خوشس هر کس این از تو ندارد ، به یقین در قفسس بستن دست من از دست تو ، راه نفسس آنکه از دست تو بگریخت، رهش د...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

صبح هماندم که با تبسم خور شید جلوه کند در قلوب پر تو امید می گذرم از کنار کوچه شتا بان می رسم آنجا به وعده گاه خیا بان جاده پر از خاطرات من نگرانش نبض مرا تند می کند هیجانش هیچ زیادم نرفت ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

(امیر عالم) خداوندا بـر این عالـم امیـری به هـر افتادگانـت دستگیری مگر کـردار مخلوقـت نـدانی تو آگاهی زِ هـر روشن ضمیری4 تو جان دادی ، به هـر فـرد شریری چو طغیانگـر شود ، جانـش نگیری هـر آن فرد...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بلبل » در ذات خدا نـتوان، یک حرف بد و لغوی1 از ما به بُروز2 آید ،یا از کس بی مغزی درعقل بشر نقص است ،جوید زِ خدا نقصی عقل بشر آنجا شد ، یک هستی بی مغزی ما را به ...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

شیرمردی مهربان شد یار ما چون کف دست است پاک و باصفا شغل او قصابی و نامش حبیب مومن و مهمان نواز است و نجیب اهل شیراز است این زیبا سرشت  از خدا خواهم سرانجامش بهشت خانه اش را کرده وقف دوستان عطر ...

ادامه شعر
علی احمدی

ننگ ............................... صفای عشق میخواهم ز دلداری که خود ننگ است سیه بختی به رنگ مرگ،؛ که خود با خویش در جنگ است تمام اعتراضش را قلم آهسته می دوزد ...

ادامه شعر
علی اصغر رضایی مقدم

مرد،دیگر در میان قصه نیست غیرتی در قصه پر غصه نیست یک زمان،این قصه،صدها مرد داشت دردمندش،یاوری همدرد داشت هر کجای قصه،رد دیو بود غرش دشمن گداز گیو بود تور و جمشید و نریمان نام داشت...

ادامه شعر
علی احمدی

افسانه راستین این که میگم قصّه و افسانه نیست حدیث جعلی یا که یک نامه نیست عین حقیقته ،خدا شاهده همون خدایی که میگن واحده حکایت شکست قلب مرده صداقته آره یه ریزه سرده توی محلّه گلهای لا...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

نشد قسمتم باز آیم حرم نظر کن رضا جان شه با کرم نظر کن که باشد شوم زائرت ندارد پناهی شها نوکرت دلم تنگ آن بارگاهت شده دوباره مریض نگاهت شده چو دریایی و هر که نوشد کمی وصالت بجوید برای نمی ندایی...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

بیا ای اشک غم ازچشم خونینم که سوز سینه ام گوید زسِرحال مجنونم دلم تنگ است وغم بسیار می پیچد درون هستیم هرشب بسی چون شمع میسوزد بیا ای حال بیداری که پروازمنی امشب بیا ای اشک غلطانم که اواز منی امش...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

چه دوران سختی خدایا مدد غم دل نیاید به حرف و عدد به سرخی گراید همه روی زرد از آن ضربت سیلی و روی مرد کمرها شده خم به زیر فشار رها شد، رها شد، رها شدمهار گرانی زده جان مردم شرر چه بسیار فرصت که ...

ادامه شعر
صادق عماری

هدیه ای بی نظیر یک پسری نابینا ، عاشق دختری شد به دخترک او می گفت ، برای تو می میرم چشم به او داده اند ، بینا شد و هم خوشحال رفت سراغ دختر ، ...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

ای ایران و ای ایران پرمیکشد دل من هرلحظه در هوایت روز ازنو روزی از نو حرفا دارم برایت بر من بتاب وبتاب ای خودشید فروزان ای ایران وای ایران ای مرزو بوم خوبان ای ایران و ای ایران2 ای گرمی وجو...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

سرود ایران بوی بهار آید از روی تو ایران غیرت دریاییت هست خروشان جان به فدای تو ای میهن پاکم ماه شکوفا شود از دل خاکم ای وطن آرش و رستم و سهراب قلب جوانان تو صاف تر از آب خوابگه ح...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

ایران من ایران من ای بهترین عنوان من ایران من ایران من ای دین و هم ایمان من ایران من ایران من ایران من ایران من مدیون ایثارت منم مجنون گفتارت منم میثاق رفتارت منم مشتاق افکارت منم ایران من ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بهشتی » بهشتی ، بهشتی ، با خون خود نوشتی با پیروی ز اسلام ، زین2 زندگی گذشتی در انقلاب ایران ، قانع به سـر نوشتی بر پایگاه اسلام ، از جان و ...

ادامه شعر
ناصر پورصالحی خاکی

ایران سربلند(سرود) ایران همیشه سر بلندو آباد در اوج قله ها رها و آزاد ایران سرای راد مردان تمام مرزو بوم تو گلستان ایران صدای سوزو سازم مرام خوب و پاک تو بنازم ایران امید سینه م...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عدالت » طریق حکم یزدانی،عجب حکمی خطرناکس به دریای خطر افتد ، اگر پیرو شود هرکس بُود حرف از توانایی،چو قدرت باشدش هرکس ابابیلی2 چرا افتد ،به دام پنجه ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« سعادت » بیا جانا زِ من بشنو ،سعادت را ببین اینجاس سعادت با کسی باشد ،که دلخواهش همان یکتاس درون سینه روشن کن ، اگر رمز دلت با ماس که رمز ما به یک رنگس و از رمز هم...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا