تولد اعضا
مرتضی برخورداری

در وقت سحر مسافر خواب شدیم همسفره ی ساربان ناباب شدیم راهی شده بودیم به دریا برسیم ماندیم به نیمه راه و مرداب شدیم...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

نه شرم و حیای نمک و نان مانده نه بوی قدیم عشق و عرفان مانده بربستر زندگی چه سدی زده اند خشکیده مرام و نام انسان مانده ...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

می آیی و عشق با تو مفهومترین بهر دل من که از تو محرومترین می بینی که شیعه توهست هنوز مانند جدت حسین(ع) مظلومترین ...

ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

یک عده به فکر مذهب و خودسازی یک عده به دنبال سیاست بازی از ساخت و ساز تو فقط فهمیدم کار تو همیشه ی خدا جوسازی علیرضا همتی فارسانی مرداد97 ...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

می آیی و باغها شکوفا با تو می گردد داغها شکوفا با تو تو چشم وچراغ همه ای،خواهدشد هر چشم و چراغها شکوفا با تو ...

ادامه شعر
مجید شفق

مردان زمانه ! اینک چه شدست باز همه سرد تریند بیچاره و غمگین پر از درد تریند گفتند دگر شیر زنان با دلِ بی باک مردان زمانه همه نامرد تریند باران! باران چه شدست که دم به دم ...

ادامه شعر
مجید شفق

نیمه جوانی! دنیای به چشم من پراز غم شده است عالم همگی به رنگ ماتم شده است پیوسته پی نیمه ی خود می گردم آن نیمه که از جوانیم کم شده است مجید شفق ...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

دیریست چراغ شیخ خاموش شده ست در ماتم آدمی سیه پوش شده ست این شهر اگر پُر شده از دیو و ددان از خاطرمان عشق فراموش شده ست...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

گفتند که وعده تو وُ دل با هم در جمعه،زمان عاشقی،آقا هم دیگرتو چرا ؟!،مگرچه سرزد که چنین تحریم نموده ای شما ما را هم ...

ادامه شعر
مجید شفق

رباعی های جدید دیدم که به من تو را بهار تازه در خواب محبتی ست بی اندازه در بیداری ولی صدایت کردم یک گوش تو در بود و یکی دروازه ساقی ! لطف تو از این و آن شنیدم ساقی یک جر...

ادامه شعر
سید محمد حسین شرافت مولا

بسمه تعالی شاعر : جلال الدین محمد مولوی گر عمر بشد عمر دگر داد خدا گر عمر فنا بمرد نک عمر بقا عشق آب حیاتست در این آب درآ هر قطره از این بحر حیاتست جدا گردآوری : سید ...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

من برگ خزان یافته ی پاییزم ازقامت زندگی فرو می ریزم باباده ی چشمان تو هستم مست و ازسبزی نو بهاری ات لبریزم ...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

گوشی شنوای داد و فریاد نشد بر تشنه لبان کسی به امداد نشد مَمَد تو نبودی که ببینی شَهرت آزاد شد اما دگر آباد نشد...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

کی باغ به بوی او معطر گردد کی دیدن روی او میسر گردد آن ماه که از فراق او جان به لبم کی دیده به نور او منور گردد ...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

با قبله ی خورشید شرر می گردیم آزاد و رها و مختصر می گردیم از ابر اگر چه روی خاک افتادیم یک روز به اصل خویش برمی گردیم...

ادامه شعر
علی روح افزا

با این همه ادعای انسانیت لنگ است همیشه پای انسانیت تنها و غریب است ، کمی میسوزد امروز دلم برای انسانیت

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

در دستِ دل شکسته ام جام دهید از باده ی صد ساله ی گل فام دهید ابریق اگر شکسته با کینه ی غم یک جرعه رباعیات خیام دهید...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

شد جمعه و بیقرارماندیم ولی دیدیم نیامده ست یارماندیم ولی تا جمعه دیگر به امید قدمش در کوچه انتظارماندیم ولی...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

در پنجه ی پُر قدرت او تقدیریست بر گردن جان به دست او زنجیریست هر روز کسی را به خودش می خواند دیریست اجل به کار لشکر گیریست...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

هرچند این جمعه گذشت اما با استعانت ازحضرت حق وباتوسل به پیشگاه حضرت صاحب العصر (عج) تصمیم گرفته ام هرجمعه اشعاری باعنوان"عاشقانه هایی برای موعود"تقدیم آن یگانه منجی عالم بشریت نمایم : شد جم...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا