آخرین مطالب وبلاگ
رای اعضا
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:929
  • تعداد اشعار:7,891
  • تعداد نظر:45,067
  • تعداد بازدید:1,876,016
کاربران آنلاین
مهمان
  • 2 نفر
  • 1 نفر
  • 48 نفر
در حال حاضر 51 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 20/ 9 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس با مدیریت دکتر مینا آقازاده بیست و هفتم آبان ماه 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 20/ 9 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

عروسی سحر

شب از سیاهه گذشت و سپیده از سفر آمد
شکوه رنگ فلق در طلیعه ای دگر آمد

کرانه از قد خود کند و ریخت مخمل مشکی
نگار روی سپیدی چو دختر قجر آمد

صدای همهمه ی باد و ناز موی درختان
صدای جشن و سرور از ع...

17
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

خوی

« خوی »
خوی بدخود،تو رها کن دراین روزگار
خوی نکویت بُوَد از کردگار
طبعت اگر در ره حق مایل است
طبع2 تو بهتر شود از کردگار
ای بشر آن فطرت ...

9
ادامه شعر
علی اصغر رضایی مقدم

جارچی


جارچی!جار بزن عیب مرا
در میان همه،رسوایم کن
مگذار از دم خود،دود شوم
در میان همه،معنایم کن
بگو این شخص،که رسوای شماست
عیب پوش همه ی دنیا بود
چون گنه پوش شما مردم،بود
گنهش،پیش همه پیدا بود
پس ...

6
ادامه شعر
samaneh nouri

تولدت مبارک

تو به دنیا اومدی تا / دل من تنها مونه
توئی انتخاب قلبم / کیه که اینو ندونه ؟!
تو به دنیا اومدی که / بشی پاره ی تن من
بشی تک نگین ِ قلبم / بدرخشی توو شب ِ من
تو به دنیا اومدی تا / واسه من ماه و بیا...

7
ادامه شعر
سعید اعظامی

پوچ

قبول است که مال ومنال زجهان بردی
تاوقت صید نباشد آسوده زهر صیادی
همه دانند که توبرکوی من بنده آزادی
گفتا کزاین جهان باخته بی خبر ننازی...

5
ادامه شعر
سعید فلاحی

ئیمام ره‌زا

ئه‌یمام ره‌زا
شاجوانەکەم
مه‌مکوژه‌ له‌ی دوریه،
کاش به‌زانی
له‌ سه‌ر خه‌یاڵه‌کانم
گوڵیان له‌ باخی جوانیت ده‌کرده‌وه‌.
له‌سه‌ر دڵم
که‌ له‌ خوله‌کێکدا،
حه‌فتاو دوو نارنجۆکی
ناوه‌ به‌
ده‌رگا پ...

6
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

دو رنگی

« دو رنگی »
هر فرد بشر را نظری بر هنری هست
گر نیک تکاپو کند آن آوردش دست
هرکس هنری دارد و آن بر دیگری نیست
هر کس که ندارد ، بتوان آوردش دست
بعضی ب...

8
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

ازدحام تنهایی


شب به کوی تنهایی ازدحام روییده
بر درخت بیداری بغض خام روییده

می زنم به تاریکی با هوای چشمانت
عطر بودنت امشب بر مشام روییده

همچو آبشاری از صخره های پی در پی
بر قلمرو کاغذ ، ها کلام روییده

...

16
ادامه شعر
mehrdad gharavizade

خشونت

من به سادگی حرف میزنم ولی پیچیده تنبیه میشوم
من از خشونت بیزارم ولی مجبور به دیدن خشونتم
من محتاج مهربانیم ولی مهربانی هم جرم میشود
در دنیایی زندگب میکنم که خشونت دین است
شادی مجازات دارد و ...

7
ادامه شعر
علی اصغر رضایی مقدم

باید که رفته رفته


با الهام از یکی از سروده های استاد ناصر فیض

باید که رفته رفته،زنم را عوض کنم
شیرینی لب و دهنم را عوض کنم
باید برای اوج رسیدن به این خیال
صد باره،پاره کفنم را عوض کنم
باید برای لذت کف گرگی زنم...

4
ادامه شعر
علی معصومی

به تفسیر مژگان تو

به تفسیر مژگان تو

چه کردی مرا تا که عاشق شدم
خرابِ تو پیش خلایق شدم

شب و روز من انتظار تو بود
دمادم اسیر دقایق شدم

گل نرگسی کرده دیوانه ام
که داغِ دلِ هر شقایق شدم

خدا را چه دیدی اگر یک...

10
ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

خنده

بچه‌ها‌جمع شدندنزدمن‌ومی خندند
خنده‌هاشان بخدا مزه دیگر دارد

8
ادامه شعر
موسی ظهوری آرام

ترس

روشن می شود
جهانم
ترسهایم
اندک
به قدر هر کتابی
که می خوانم

7
ادامه شعر
سعید فلاحی

پاییز شد!


لیلایم!
پاییز شد،
تو، انار روی درخت را
بچین و برایم بیاور

انار بهانه است!
می‌خواهم شبهای دراز پاییز را
با عطر دستان تو
به صبح برسانم.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
...

6
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

دستور فقر

« دستور فقر »
بـر مردم فقیـر ، تلافـی6 فقـر هست
با فقر گو، به هر که تو خواهی بر آر دست
دستور فقر ، هر که بـفرمود بهـر ما و تو
گنجی است پُرعیار...

8
ادامه شعر
علیرضا آرین مهر

برج های شیشیه ای

خسته از بودن در این دنیا شدی؟! من بیشتر!
بی خیـــالِ دیـــدنِ فـــردا شــدی؟! من بیشتر!
.
کــم کــم از طــرزِ نگـاهِ بـــرج هـای شیشه ای
گـوشه گیـر و آدمـی تنهــا شدی؟! من بیشتر!
.
مـن کــه افکـ...

5
ادامه شعر
روح الله اسدی

غم نشسته دردلم

پای افکارم کمی لنگ است و من افسرده ام
غم نشسته در دلم همچون گلی پژمرده ام

شاخه ی خشکیده ام بی یار و یاور مانده ام
سهمم از فردا تباهی گشته و دلمرده ام

هرچه کردم تا بدستش آورم اما نشد
نیمی از ع...

5
ادامه شعر
 صابر صالحی اشرف

گذشت زمان

" گذشت زمان

ما حرف دل خویش نگفتیم و زمان رفت
افسوس،زمان زود چو آهوی دوان رفت

گر فرصت دیدار میسر شود ای دوست!
حال دل خود با توبگویم که چه سان رفت

عمرمن وتو چیست؟چوآب است ولب جوی
بنشین و بب...

11
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

ما برای جدایی نیامده بودیم

کیمیا

آمده بودیم

تا بهاری باشیم ، پر از درخت سرو

یا لااقل

گل پیچکی بنشانیم

در بهشت کوچک عشق

اما

برای باغچه ها

زمستانی هزار ساله شدیم

و عشق را

به زندان سرد سکوت،

حبس کر...

4
ادامه شعر
حسین خیراندیش

عشق مهدے

مرا عشق مهدی به صحرا برد
به عرش خدا تا ثریا برد
من امشب ب صحرای دل می روم
به پا بوس او بی ریا می برد
ز مکه، مدینه و یا جمکران
صدای اذان هوش دنیا برد
گمان انتظارم به پایان رسید
که هردم مرا م...

5
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

پندار

« پندار »
غم مخور جانا که پندار منس ،جانانه وار
هر که در پندار من باشد ،بداند این قرار
کار جانان بشر،بر یک قرار و قاعده است
در ره پندار ما ، جانان بدادند این...

7
ادامه شعر
علی معصومی

سخن عشق

سخن عشق

عاقبت این دل دیوانه بمن ساز نشد
رو به روی سحرم پنجره ای باز نشد

آنچه را در سر خود داشتم از آیه درد
جز شب تیره دگر با کسی ابراز نشد

بامدادی که ز دیدار تو می داد خبر
مانده در نیمه را...

5
ادامه شعر
موسی ظهوری آرام

وطن

پیرمرد
در غربت
از گور بپا خاست
فریاد بر آورد
مادرم را می خواهم
جنین این جسد
در این رحم اجاره ای
مرگ را
تاب نمی آورد...

7
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

بی دانشی

« بی دانشی »
خدا ، بی دانشی هم بد بلایی است
اگر شهزاده باشد ، چون گدایی است
به راه گمرهی و جنگ و جهل است
برون از جاده ی صلح و صفایی است
نه معلومـس زِ شهـر...

9
ادامه شعر
سعید فلاحی

شب

و از جیرجیرک می پرسم
کیست در دلت پنهان؟
ناله هایت با کیست؟
از سرِ تنهایست؟
ناله زد و جهید
با نگاهی از تردید
گفت از سیاهی
از ظلمت
از دل پر سودای شب است
شب به سکوتش زیباست!
شب قشنگ است به هم...

6
ادامه شعر
نیلوفر اسفندیاری

مهر

ساز مهر است که میکوبد و میرقصاند
جرعه ای عشق به بر دارد و مینوشاند
مست بر دامن رنگین زمان می خواند
باز می آید و  می ماند  و غم می راند
...

8
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

شعر

« شعر»
شعرت اگر چه نیک وگر بد به روزگار
رسم سرانتان که نـباشد بر این مدار
رسم سران و رسم هوسبازها بـبین
هر کار زشت و بیهوده را دانند افتخار...

9
ادامه شعر
پژمان خلیلی

راز

این سیطره ای فِنا مرا زار بساخت

یا صانع کوزه نارو دَم فاش بساخت

***

در وسعت چون ساخته اش مرگ تنید

در تار تنیده اشان ، بسی راز بساخت
...

6
ادامه شعر
سعید فلاحی

جنگل بلوط

درون جنگل بلوط
کنار کلبه ای دنج،
در هوای خیس و هوس آلود پاییز
کاش میشد
سر بر روی شانه هایت،
عطر سکرآور موهایت
و جرعه جرعه چای
لبخند پهلوی تو بنوشم.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
...

6
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

خداحافظی از فعالیت های محیط زیستی

کیمیا
دستانمان را به هم گره زدیم
تا ناجی جنگل باشیم
اما درختان
ما را به خاطر نیاوردند
چراکه انگشتانمان
بوی تند تبر میداد
و میوه ی خنده هامان
طعع تلخ تمسخر داشت.
...

7
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

حرف حق

« حرف حق »
کجا هر ناتوانی می تواند حرف حق گوید
حسن آنگه مدبّر شد،که از حق حرف حق گوید
کلام حق معین شد ولی گوینده اش کی بود
ولی هر ناتوانی ،کـی توانـد حرف حق گ...

7
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

مثنوی درد

مثنوی درد

ای اشک روان در این سیاهی
وی عمر نشسته در تباهی

ای جرم نکرده و سر دار
سرمایه ی عاشقان بیدار

جانا بنشین حدیث دارم
این قصه به روی خیس دارم

بشنو سخنم که مست گردی
وز نیست دوباره ه...

21
ادامه شعر
پژمان خلیلی

بُلوکیِ سوء استفادهِ کُنان بَر بُل...

قِلق دَرید
دِق دَقآیق گُذَشت
بُلوکیِ سوء استفادهِ کُنان
بَر بُلوکِ دیگَری پَرید
رنگی بهِ تَدفینِ سُکوت پیچید
تآبلویِ اندیشه پَلاسید
چَشمها بهالوده ایِ تصاویر
خوابی سبک
نظآره ای طلوع
ادامه ...

21
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی یازدهم

آن زن که هوای مرد بودن دارد
صد بند ز جان میل گشودن دارد

مردانه بمان که تا ببینی او نیز
صد شعر زنانه تا سرودن دارد...

51
ادامه شعر
علی میرزایی

زندانی عشق

زندانی عشق
بیا یک شب به دیدارم ببین حال پریشان را
و سیل غنچه های اشک خونینم به دامان را
به مهر تو چنان دل بسته ام سرو سهی قامت
که از کف داده ام باغ امیدم دین و ایمان را
تهمتن وار در دل عشق از تهم...

32
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

آفت انسانی

« آفت انسانی »
کار زشت هر بشر را بنگری دیوانگی است
اینچنین دیوانگی ها ، از قدیم خانگی است
عقل انسانی به ما هـر کار را دستور داد
لیکن این دستور اندر ...

21
ادامه شعر
علی معصومی

عقیق یمنی

عقیق یمن

بکدامین گنهی در تب خود می شکنی
آی ای ساقه ی گل، کودک ماه یمنی !

مادرت کو که در آغوش کشد جسم تورا
تا که خونابه ی زخمی به دهانت نزنی

یاد داری پدرت بوسه زد و با خود گفت:
تو جگر گوشه ...

20
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

چند شعر کوتاه برای کیمیا

1

کیمیا

اینجا ، زمین دیگریست

تنها

با جادوی چراغ میتوان

بر دیوار بلند سکوت

طرحی از

لبخند کشید.

2

کیمیا

با خنجری فولادی

بر دیوار معبدی که عشق را

به تازیانه محکوم کرده...

15
ادامه شعر
 نجمه عیدی

مانده ام روی دست های خودم

حس شعری که روی دستان
شاعرش مانده است را دارم
مانده ام روی دست های خودم
به دلم یک غزل بدهکارم
مثل یک شاه در سقوطم که
کیش سرباز تازه کاری شد
مثل یک جوجه اردک زشتی
که نشد قو ،ولی قناری شد
حس مان...

20
ادامه شعر
محمدعلی ساکی

کسوف طولانی

بعداز تو فضای میهنم بارانی ست
وضعیت رود های من طغیانی ست

خورشید پس از کسوف طولانی تو
عمان و خلیج و تنگه هم توفانی ست...

19
ادامه شعر
هما تیمورنژاد

زوزه های ناموزون

سکان کشتی من دست سارقان افتاد
هزار فتنه به گیسوی بادبان افتاد
و تیر حادثه از چلّه ی کمان افتاد

سقوط کرده ام از روی عرشه ی دنیا


به شب کشانده مرا آن نگاه راز آلود
دلیل سر به هوایی قلب من او ...

17
ادامه شعر
حمیدرضا مقیمی

دختر شاه پریون

دختر شاه پریون
مهمونه امشب خونه مون
میخوام براش ساز بزنم
شعر بخونم
قصه بگم
به زیر آواز بزنم
توی چشاش شنا کنم
واسه غماش دعا کنم
رو بکنم به آسمون
ستاره رو صدا کنم

دختر شاه پریون
مهمونه امشب...

20
ادامه شعر
بهمن نوری قاضی کند

عشق یعنی

عشق یعنی، حالِ خوبی داشتن
با خدا تنها قدم برداشتن

11
ادامه شعر
حسین خیراندیش

از تو جدا نمی شوم

من اگر خوب و بدم از تو جدا نمی شوم
طالب فیض توام هرجا فدا نمی شوم
تو شفابخش دلِ خوابِ پریشانِ منی
غافل از صبح جمعه روز ندا نمی شوم
صبح جمعه همه وقت منتظر روی توام
ناامید از درِ درگاه خدا نمی شوم
...

27
ادامه شعر
سعید فلاحی

درخت

درخت:

تو درخت سبز تناوری
که شاخه‌هایت در هر بهار
گنجشک های شهر را
بی منت، به مهمانی می‌خواند
و من
پیرمردی خسته را می‌مانم
که شخم زده
تمام خاک سرزمین اش را
از غرب تا شرق
و اکنون زیر سایه ی...

20
ادامه شعر
محمدعلی ساکی

درقفس

گاهی کم و گاه یک نفس می خواند
آواز به میل همه کس می خواند

بی شک که به یاد آسمان می افتد
وقتی که پرنده در قفس می خواند


محمدعلی ساکی


...

14
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

حکمرانی

« حکمرانی »
خدایا این چه طرز حکمرانی است
چرا در دین و ایمان ،کفر باقی است
خداوندا چه گویم من به حُکمت
چرا کفر آشکار و دین نهانی است
بهار نوجوانـی ...

19
ادامه شعر
پژمان خلیلی

سرباز


سرباز زینت کشور بود
زمانی کهِ جغرافیا گُشادی زمینم را مفتَخَر بود
چهل پی ( پیه) چراغ برای اندیشه
وَ اینک
چهل ها اندیشه برای چَرا
جآودانگی، بَشآرت ِ چَراگاهی مصنوع
تَه ماندگیِ امروز را چِگونه ف...

21
ادامه شعر
ندا عبد حق

برگ پاییزی

هر شب خیالت از دلم ، امن و امانم میبرد
وز چشم و تن دزدانه تر، جان و جهانم میبرد .

تا یادم آمد چشم چون ، ماه تو در آیینه ها
آیینه هم چون رهزنی ، نام و نشانم میبرد.

گر چشم خود بندی به من، راه و ...

27
ادامه شعر
بهمن نوری قاضی کند

تک بیت

آن دم که مرا جز تو غمی نیست
آن دم که مرا، بازدمی نیست

بهمن نوری قاضی کند

15
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران