آخرین مطالب وبلاگ
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:771
  • تعداد اشعار:6,063
  • تعداد نظر:44,830
  • تعداد بازدید:1,260,961
کاربران آنلاین
مهمان
  • 2 نفر
  • 1 نفر
  • 6 نفر
  • 14 نفر
اعضا
  • Virgin Islands 1 نفر
در حال حاضر 23 میهمان و 1 عضو آنلاین هستند.
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)
سایت های دیگر
اخبار
  • 05/ 3 /1397 حلول سال نو و بهار پرطراوت را به تمامی اعضای فرهیخته سایت شعر ایران تبریک و تهنیت عرض می نماییم .  | 
  • 05/ 3 /1397 در آغاز سال نو، سلامتی، شادی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندیم.  | 
  • 05/ 3 /1397 «شعر ایران» متعلق به هیچ سازمان، دسته، نهاد، گروه و یا حزبی نیست و برخاسته از تلاش دوستداران ادبیات است که قصد دارند برای اعتلای شعر و ادبیات کشور تلاش کنند و انگیزه‌ای برای اعضا و علاقمندان بیافرینند.  | 
  • 05/ 3 /1397 **** اعضای محترم سایت میتوانند با مراجعه به صفحه ی شخصی خود در سایت ، نسبت به تهیه دفتر اشعارشان به صورت pdf اقدام نمایند ****  | 
  • 01/ 1 /1396 روزگارتان بهـاری و لحظه هایتان پر از شکوفـه باد ** سال نـو مبارک **  | 
  • 17/ 7 /1395 *** با افتخار بر خود می بالیم که در کنارمان هستید و همراهی مان می کنید امید که کم و کاستی ها را بر ما ببخشید و همراهمان باشید. ***  | 
  • 17/ 7 /1395 *** خیر مقدم به اعضای جدید و ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻗﻠﻢ ***  | 
  • 17/ 7 /1395 **** از حضور سبز اعضای فرهیخته ی سایت سپاسگزاریم ***  | 
  • 17/ 7 /1395 *** مقدمتان گلباران ***  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

سفره عاشقانه





یک کاسه آش عشق دردستانم
بگذاشته آن عزیزتر از جانم
یک ماه نموده است دعوت افطار
بر سفره عاشقانه ای مهمانم

ادامه شعر
عبدالحمید بنی اسدی

می ترسم


می ترسم از انسان های
که با تو می خندند
اما به قطره های خون تو محتاجند
می ترسم از انسان های
که یک دستشان گل سرخ
و دست دیگرشان خنجری
برای جاری کردن خون سرخ است
می ترسم از انسان های
که ...

2
ادامه شعر
مجید شفق

ستاره باران !



ستاره باران !


موجی ست در نگاهت چون آب های آبی
در ژرفِ موج خیزِ غرقاب های آبی

میخانه است گویی آن دیدگان چون آب
در زیرِ نورِ شمعِ سرداب های آبی

رنگیست دردو چشمت کآرام بخش جانست
مطبوع و...

1
ادامه شعر
مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

الفیه شلفیه

الفیه خوان شلفیه خوان رفتم سوی اهل سخن
شاعر جماعت با تعجب خیره مانده سوی من
آن جانب اهل شعر ناب این جانب آیینی سرا
در هم کشیده اخمها موج نو و موج کهن
شیخ هجا و هزل و هجو استادِ الفاظ رکیک
از دید...

1
ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

یه حس خوب

نمی شه باورم هیچ وقت
دلم داره بهم می گه
که قسمت این نبود تا ما
جدا باشیم از همدیگه
یه حسی من به تو دارم
یه حس خوب و بی همتا
اینو می دونم این احساس
تو رو می خواد تو رو تنها
نمی خواستم بیاد روزی...

1
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

گوتامای فرزانه

آقای سپید
که مثل مه بامدادی
از کنار ما می گذری
تو را با کدام الک دولک به ستاره تبدیل کنم؟
بالن سواری خوب است
اگر پره های تیز ستاره ها بگذارند
جیغ خوب است
حتی اگر یک هوشنگ ایرانی، بنفش صدایش کن...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

عشق

ازعشق نشان و سازه ای بود که نیست
در گور وفا جنازه ای بود که نیست
در شهر پُر از قحطی و اندوه مدام
بوی خوش نان تازه ای بود که نیست...

2
ادامه شعر
پرستش مددی

زیباترین تصویر شعرم


شاعر شدم تا راه چشمت را بلد باشم
در مرمر دستت غزل را نابلد باشم
لبخند هایت طعم صدها مثنوی دارد
بگذار دریا باشم و سمت تو مد باشم

پروانه ها از خنده ات الهام می گیرند
لای لطیف سبز احساسی که من د...

6
ادامه شعر
روح الله اسدی

دست پخت روزگار

چه دست پختی دارد

روزگار را می گویم

غم ها رابیش ازمقدارکافی

باشعله های سوزان خاطرات

بر روی دل به بار گذاشت

همزمان بااضافه کردن

چاشنی تندمشکلات

به همراه مقادیری زخم زبان

مهارت ...

5
ادامه شعر
بردیا امین افشار

می شمرم همه دقایق را

با نگرانی هایم چه کنم
وقتی که به شب خواهم رسید
چگونه بشویم اشک را
وقتی که آبها هستند اسید

برای ملاقات با آزادی
قدمهایم می شوند ثانیه شمار
می خزم بر سطح مرداب
وقتی که از زندان میکنم فرار

پ...

3
ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

باید چه کند

از شدت فقر ؛ مرد باید چه کند
در معرض اوج درد باید چه کند
مانند درخت خشک در فروردین
با این همه برگ زرد باید چه کند

علیرضا همتی فارسانی


...

8
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

از این همه تخت و تاج یاقوت

از این همه تخت و تاج یاقوت
جای داغ پادشاهی من
بر سرین زرافه کجاست؟!
حتی یک دمپایی دهان پریده
به مارک من
در گالری گاری کهنه خران دوره گرد نیست
ااااه
فقط همین!!!!
میله های نا...

7
ادامه شعر
مجید شفق

زخمه به سیم آخر !



زخمه به سیم آخر !


روزی که آتش عشق ، برسینه ام شرر زد
شد هستی ام چو مرغی ، وز آشیانه پر زد

من ماندم و خیالت ، اندوه ماه و سالت
از هر کران ملالت ، آتش به خشک و تر زد

همچون درخت پیرم ، ...

4
ادامه شعر
بردیا امین افشار

کاش می شد

کاش می شد ،
دل به باد سپرد ،
جست و دوید .
برای دلهای تنگ
در کوچۀ عشق
خورشید خرید .

کاش می شد ،
از خوشۀ شب
یک سبد ستاره چید
در فغان غروب ،
مهتاب را
در چشمان بسته دید

کاش می شد ،
کاشها ...

3
ادامه شعر
طارق خراسانی

جان فدای کسی که عاشق شد

شعر خوشه ای

شوق لب های تو به دل دارم
شور یک بوسه زان به سر دارم
گرچه دورم ز تو ولی دانم
عاشقی ، از دلت خبر دارم
«
بی تو سردم، سکوتِ شب هایم
با تو خورشیدِ صبحِ فردایم
بهترین های من بیا ، ...

8
ادامه شعر
اردشیر بزرگ نیا

دوره وام الفیل

فرق بشکافتن از قاعدهه های نیل است

هرکه در چاه رود یوسف اسرائیل است



معجزه سحر ریال است ریایی بخرش

این عبا.....بیل هم از دوره ی وام الفیل است



شهوت و خشم و حسد خلعتی آدمی است

قتل...

6
ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

مادر*

ز چشمم اشک می ریزد چو رفتی زین جهان مادر
نخواهم زندگی بی تو گرامی تر ز جان مادر
چگونه سر کنم بی او خدایا از تو می خواهم
که این رفتن خیالی بود و بس در خوابمان مادر
کجا جویم صدایت را صدای پر زمهرت ر...

3
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

تو از من پرسیده بودی

تو از من پرسیده بودی
و من بال های فرشته را از مجسمه بیرون کشیده بودم
درست مثل یک نقاشی از چهره
که چهره اش را
از خودش بیرون کشیده باشند
درست مثل ریمل
و پلک های ماه
که زیبایی چشم هایش را از آن ب...

4
ادامه شعر
حمید(کوروش) رفیعی راد

داروغه

داروغه ای محبوب در شهری نمی گردد

در کوزه ای محبوس هم بحری نمی گردد

هرگز نفهمیدند.....ماهی های زندانی.....

مانندِ اقیانوس....استخری نمی گردد!

حمید رفیعی راد(کوروش)
97/02/21...

5
ادامه شعر
مهناز نصیرپور

تاب بی تاب شب گیسویم 8

1-
پلک خود می بندم
تا درِ نقره ای رویایم
باز هم باز شود
قصه و شعر و بهار واژه
از تو آغاز شود
و شباهنگ سکوت
نغمه ی روشن این ساز شود
مرغ بی تاب خیال پرگیرد
غرق در نیلی پرواز شود...

2-
شعل...

2
ادامه شعر
بهاره میرشفی
طارق خراسانی

در کوچه باغی با تو آواز سحر دارم

گم کرده بودم راه خاکی، آسمانم را
احساس خوب عاشقی، دل، خاصه جانم را
پس داده بودم پیش طوفان امتحانم را

وقتی که طوفان برد با خود بادبانم را
افراشتم از نو درفش کاویانم را

دیدم شبی دستی به شام...

16
ادامه شعر
پرستش مددی

تقدیر


پر از تخدیر تنهایی و مست از جام تقدیرم
نگاهی تلخ می ریزد غزل در کام تقدیرم

پرستوهای عاشق را نپیچان تا نپیچانند
مرا در پیچ و خم های خیال خام تقدیرم

هنوز از سنگ تهمت های شب،اندام گل زخم است
ج...

9
ادامه شعر
مجید شفق

تو دردم را نمیدانی !


تودردم را نمی دانی!


مرا دردی بود ؛ امّا تو درمانش نمی دانی
چرا حال مرا از چشم گریانم نمی خوانی


چنان افتاده ام در وادی غربت که می بینم
سراپای وجودم را گرفته بُهت و حیرانی


پریشان خاط...

8
ادامه شعر
مهدی صادقی مود

انبساطِ خاطر

غزلم را دوباره مهمان شو، زندگانی نشاط می خواهد
روزها سخت و دیر می گذرد، خاطرم انبساط می خواهد
دست را حلقه کن به گردنم و پا به سمت افق دراز بکن
لذتِ تاب دادنت را هم تابِ کنجِ حیاط می خواهد
بین اعضا...

12
ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

فریاد سکوت

دل دادن اگرچه لحظه ی شادم بود

دل دادن و دل شکستنت یادم بود

هر چند که من خالق احساساتم

در این قضیه سکوت ، فریادم بود



علیرضا همتی فارسانی



...

15
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

نهان دان

نهان دان



برای نشستن بین تو
و پنجره ی هواپیما
آن روز دیر می آید
روزی که خودم را در چمدان جا گذاشته باشم
و تنها چشم هایش
مثل جفتی تیله
در هوا...
با این که خاطره های دور
پر ابر تر اند
هن...

10
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

پندیات ، غزل هفتم


جانا گهر ناب نهانی عشق است
سرچشمه ی پاک زندگانی عشق است

در رهگذر عمر چه پیر و چه جوان
هشدار که اکسیر جوانی عشق است

در گردش ایام و ز دادار حکیم
یک هدیه ی ناب ناگهانی عشق است

گر طالب زهدی ...

29
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

من از جهات جهان

من از جهات جهان
طرحی کشیده ام
بر موهای تو
که باد می گوید
می برم
من می گویم
نه
که باد می گوید می برم
و من در چشم هایت فریاد می کشم
مثل ببری
در حلقه ی آتش
کلمات چه دیر ف...

8
ادامه شعر
مهناز نصیرپور

می نویسم جمعه 5

1-
می نویسم جمعه،
نوبهار
رخت عزا می پوشد
چشم من می بارد
گونه های زردم می نوشد...

2-
و طلوع تو
غروب غم دلتنگی هر آدینه ست ...


3-
نام من آدینه ست
دختری منتظرم
که غم دلتنگی
به شب گیسوی...

13
ادامه شعر
طارق خراسانی

شراب رمضان

از غم به درآ و ببر از سینه فغان را
تا شاد بنوشیم شراب رمضان را

ماهی ست که جز عشق در آن صحبت دل نیست
هر لحظه توان دید به دل شورش جان را

تو فکر بهشت و من دیوانه پی یار
تا روز قیامت که دلم خو...

11
ادامه شعر
محمد جوکار

منشور عشق

بر پنجره ی عشق تب نور بپاشید
بر حادثه ی عشق ، شر و شور بپاشید

بر طاقچه ی خاطره ها یک غزل مست
با خمره ای از باده ی انگور بپاشید

در پرسه ی دلدادگی کوچه ی اغاز
شادی به دل عاشق رنجور بپاشید

هر...

23
ادامه شعر
پرستش مددی

غزلواره لبخند


از ما برای آینه ها نقشه می کشند
حتا برای مرغ هوا نقشه می کشند

آزرده اند روح غزلهای تازه را
اینجا چقدر مرد نما نقشه می کشند

گفتی بخند ، خنده غزلواره می شود
اما ببین چگونه کجا نقشه می کشند ...

13
ادامه شعر
اله یار خادمیان

سایه ی نا محرم

غنچه پژمرده شد و آب خبر دار نشد
بیدل ازخاطره ی ناب خبر دار نشد
پشتِ دیوار، پرازسایه ی نا محرم بود
دخترِپنجه ی مهتاب خبر دار نشد
عاشقی داشت به دلداری او جان می داد
عکسِ آراسته در قاب...

10
ادامه شعر
مهناز نصیرپور

اردی بهشت باور من

عزیز نغمه و شعر و ترانه
شقایق، رازقی، مه دلبرِ من

در این دنیا که لبریز فریب است
تویی اردی بهشتِ باور من

نگاهت مصرع آبی عشق است
تب پرواز در بال و پر من

خیال تو که پژواک امید است
طلوع هر غز...

14
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

می گفتند


جادوگران پیر
برگ های پاییزی را از پیش ناخن های ما جارو می کردند
دست در دست یکدیگر رد شدیم
با وقار خاصی
به هم
به همه لبخند می زدیم
و جهان طوری بود
که انگار
انجمن صنفی رنگ کاران با ا...

10
ادامه شعر
حمید(کوروش) رفیعی راد

عاشقم اینم


#عاشق_اینم

من عاشق اینم بِنِشینی

موهای توراشانه کنم من

دُورِِ تو بگردم دل وجان را

با شوق چو پروانه کنم من

از عشق برای تو بگویم

تاشوق به چشم توببینم

سیرِ دلم از غنچه ی لبهات

گ...

8
ادامه شعر
حبیب اله  نبی اللهی

تنها برای تو

هزاران بار گشتم از نگاهت مبتلای تو
دلم با هر نگاه از سینه پر زد در هوای تو
نشانی ها گرفتم تا بیایم خانه ی تو
به هر جا سر زدم ای گل ندیدم من سرای تو
نیامد یک غزل حتی دمی بر این زبان بی تو
بیا تا ه...

10
ادامه شعر
پرستش مددی

درد پنهان


وقتی نوشتی آخرین غم نامه هایت را
فریاد زد در من کسی بغض صدایت را

از شعرهایم خسته تر می بینمت اما
آنان که باید بشنوند آوازهایت را

موجی که در عمق صدایت درد پنهانست
دریا چه می فهمد سکوت بی هو...

9
ادامه شعر
اله یار خادمیان

اشک بی فروغ

اگرعاشق شدن درد است ، درمانش مبارک نیست
کسی در شهر جزدیوانه ، دیوانش مبارک نیست
من آن پروانه ام که حاصلش ابریشم ناب است
بدون سوختن پروانه پایانش مبارک نیست
اگر بی موج ، دریا می شود مرد...

15
ادامه شعر
مجید شفق

به گریه رو کردم !



به گریه رو کردم !

ز بس که دیده ی من از غم شبانه گریست
سحر به درد دل من دلِ زمانه گریست

به شاخه شاخه ی عمرم شکفته شد گل درد
ز بس که دیده ی غمگین به هر جوانه گریست

نهال درد مرا آب دا...

11
ادامه شعر
طارق خراسانی

به روز جنگ سلاح ات به کار می باید...



به روز جنگ سلاح ات به کار می باید

وگرنه اهل رجز بس شعار می خوانند

تو بی خبر ز توان نظامی و جنگی

"سلاحِ" مملکت خویش خسروان دانند[1]


22 اردیبهشت 1397
پ . ن
صلاح مملکت خویش خسروان...

7
ادامه شعر
محمد خسروی فرد

آدم به کجا به این شتاب آمده ای

دانم که برای آن حساب آمده ای
خوردی و نخوانده ای کتاب آمده ای
جنگ است و جدال و جور و جبری به جهان
آدم به کجا به این شتاب آمده ای...

11
ادامه شعر
سیده مریم جعفری

مواج و مسکون شد- برایت شعر می خوانم...


مواج و مسکون شد دریا که پر خون شد

تو آغوش منی، فردا چه بسپارم؟
مگر از شعر تو،دریا،چو بسیارم
هوا،شعر و تنی،آغوش بر پژواک
که از کسر تنی با تو نگه دارم
ولاغیر و لاغیر و لاغیر است
که من از شعر ت...

10
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

که او را

که او را



گاهی که تو
به یک فنجان قهوه می مانی
و قطعات طلایی آفتاب
با زنبق های روییده از کنار روسری ات
چقدر دوست دارم همین حوالی
پوسیدن را
در مومیایی مهتاب
پوست اندختن را مانند مار حافظه...

10
ادامه شعر
یاسر رشیدپور

خون دل

اصلا این یک دو خطِّ شعر مرا نه گدا و نه پادشا ببرد
واژه واژه تمام، خون دل است خون دل را چرا صبا ببرد

حاصل عاشقیست شوخی نیست اینکه با اشک وخون نوشته شده
خرمن عمر عاشقیها را بی خبر از غمم چرا ببرد...

14
ادامه شعر
مجید شفق

بی تو میمیرم !


بی تو میرم !

دل چیست ؟ دل کندن کدام است آه !
کارِ دلم دیگر تمام است آه !

دل تاب این هجران کجا دارد ؟
گل طاقت طوفان کجا دارد ؟

دیگر دلم را تاب دوری نیست
در سینه ام.جای صبوری نیست

ا...

11
ادامه شعر
Ali Sepehrar

نوخسروانی

نوخسروانی :

1/ جارو به روی فرش چون هُرمِ شَتَک از آبِ حوضِ باغ ،

هر جامۀ خشکی به روی رختکش از بازگشتِ گردشِ عشّاق ،

در زیرِ لبهای کلونِ دربْ یک کاشِ دگر : میثاق !

*******
2/ ای کوچه ره بگ...

12
ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

شیوه ی زمانه

این زندگی از پایه پر از ناچاری ست

چون شیوه ی این زمانه ناهنجاری ست

با این همه غصه که نمی شد خندید

لبخند تمام عکس ها اجباری ست





علیرضا همتی فارسانی



...

16
ادامه شعر
پرستش مددی

شعله های جوانی


خط می زنم به روی خزانی که در منست
دل می دهم به خنده زمانی که در منست

می نوشمت غزل به غزل در شط شراب
می بوسمت به نقش جهانی که در منست

تنهایی ام بهای نفس های تازه نیست
می رقصمت شبیه زنانی که ...

13
ادامه شعر
برو به صفحه:
ورود اعضا

آخرین حضور کاربران
بازدید ویژه
آخرین شاعران