تولد اعضا
حسن  مصطفایی دهنوی

« حکمرانی » خدایا این چه طرز حکمرانی است چرا در دین و ایمان ،کفر باقی است خداوندا چه گویم من به حُکمت چرا کفر آشکار و دین نهانی است بهار نوجوانـی ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« عارف دانش » گفتن که نصیحت بُوَد ، از خالق یکتا وَرنه2 چه بُوَد سود من از ، گفتن اینها از بس به جهان صحبت هر نکته شنیدم بر طبع من آسـان شده ، سنجی...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« ساقیا » ساقیا1 ، باده بـیاور که تو را یاد کنیم تا خرابـات مغـان را ، زِ تو آبـاد کنیم ساقیا،صوت وصدای خوش تو کو به جهان تا که بر صوت و صدای تو، دلی شاد کن...

ادامه شعر
سینا علی زاده

الهی ! تو خداونــد شهــابی تو رهاورد جنونی و جهادی من همان تشنـــه و خسـتـــــه که دارد قلب دریده یا شکسته الهـــی! تو همــان خدای گرگــی که در جنگلُ دشت برآن تو رزقی خدایا تو همان خالق،ماهی که...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

آئینه ها را می کند سر شار از بهجتی زیبا و شور انگیز، هر جا فقط پا می گذارد نور  دلواپسی های تو بیهوده ست، امروز را وقتی یقین داری، در رهن فردا می گذارد نور ما بی خیال از ظلمتیم امّا، دهلیز هستی بی...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

از صبح ازل نام تو در گوشم باد تا شام ابد یار هم آغوشم باد تا باشد و گر بود جهانی دیگر هر زمزمه جز عشق فراموشم باد...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دانشور » دانشوری به نام حسن ،کی توان رسید بر سطح فکر آنکه کند دانشی پدید فکرت بشر مبند به هم ، ناتوان تویی آنجا که فکر اوست، بشر کی توان بدی...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

در گستره ای فراتر از زیبایی مهتاب ترین ، ترانه ی رویایی یک جمله ی عاشقانه از من به شما تو ماه ترین فروغ بی همتایی...

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

در دلم حک شده ای دوست دو صد دفتر عشق سرِّ یار است ، کشش می بردم ، کشورِ عشق خسته یِ دوری راهم ، نکند همچو خلیل پشت پایی بزنم بر خود و بر آذر عشق از خودی یاد نیارم که ز خود بی خود شد هر که یک...

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

نقص ما نیست که الله ز ما مستور است عقل بگشا و ببین کلِّ جهان خود طور است مگر الله نشد باعث خلقِ من و تو پس سخن چیست بدان حُکم خدا دستور است لاف کم می زنم از بس که ببینم جلوه هیچ حی نیست که اق...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« سجود » پیروی از هوس خام ، اگر رأی تو بود امر صادر نـنمودی ، تو بـشر را به سجود رأی دانـا پدری بود ، که تابع به تو شد روز وشب فکر ونیازش،هم...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

در هر رمضان ماه رخ یار خوش است در نیمه ی شب ظهر پدیدار خوش است لب تشنه ی روزه ایم و محتاج از آن لعل لب آتشین که افطار خوش است...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« هوای بهشت » نام خدا ، همیشه مرا بـر زبان بُوَد فکرم همیشه ، در ره توحید آن بُوَد فکر از من است، یا برسد یا نمی رسد آن رهبری فکر من است،این...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« درگاه داور » بیا ای مرد دانا دل ، شنـو حرف پیمبـر را ستایش واجبـس بر ما ، خدای بنده پرور را اگر توحید می دانی، و گر پابست توحیدی بخوان آیات قرآن را...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« پند نیکان » هر که از کار فرو بسته، گِره وا می کرد دیگران را به حقیقت ،که چه بینا می کرد نغمه ی2 صوت حقیقت ، به جهان بود مدام هر حقیقت طلبی ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دست تو » هر که در کار خودش،بهره زِ کارش زِ تو کرد هنر دست خود انگاشت4و فخرش زِ تو کرد هر که در کار فرومانده ، به ذلّت5 بـنشست کار باطل زِ خودش بُد، گِله از دس...

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان خدایا کن پذیرش ختم قرآن تویی دانا سمیع ای خالق جان به هر حرفی ز قرآن کن عطایی که روزی ده تویی روزی رسانی به هر جزوی ز قرآن که تلاوت جزایی می دهی ما را حلاوت...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

بکش از سینه ات با عشق، آهی آفتابی تر بجوی از وادیِ ایمَن، پناهی آفتابی تر هنوزت پا رمق دارد اگر، یاری بجوی از عشق بپیما با خیالی تخت، راهی آفتابی تر چه طرفی بسته است از دیدگان خویشتن، غافل ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

دل متَهم و شاکی، قاتلی وُ مَقتول دلدار! پرده نشین قاضی سُکنا دردل

ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

ما در دل شب خلوت دل را بنگاریم ما مرغ سماییم به خلوت به شکاریم ما عاشق ماهیم و طلوع مه خورشید ما عاشق زاریم شب و روز به کاریم با ما نشود ساکن دل هر که خطا کرد ما در خط یاریم که پیوسته به داریم م...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا