سجاد صادقی

به دوست قدیمی ام شهید ابوالفضل موسوی : اگرچه لاله ی قرمز درون باغ زیاد است دلم گرفته برایت که حجم داغ زیاد است کبوترانه تو رفتی که باز برگردی ببخش که در آسمان کلاغ زیاد است قبل پر زدنت کس...

ادامه شعر
سعید فلاحی

ای معنی آب و آیینه مادر یاس های کبود سخت است باور کنم کُشتن قرآنِ طاها به ضربه ای ممکن باشد... کبودی پهلویت در صورت یاس ماند تا گواهی شود از ظلمی که در کوچه های مدینه دیدی... داغ تبِ تند م...

ادامه شعر
محمد خسروی فرد

آنکس که درنده خوست پنهان نشود آنکس که تو را ندیده انسان نشود در مکتب تو هزار و یک آیین است این خلق تو از ج...

ادامه شعر
سعید اعظامی

گفتم من از عشق پنهانش چه گویم ز جهان گفتا من آن زمان به ظهورش می اندیشم گفتم آن غایب اندیشه زنظرها نگران است گفتش من آن فاضل ،فکر جهانش می کنیم سعیداعظامی...

ادامه شعر
علی معصومی

باید برای اینهمه خوبی دعا کنم دستی بسوی قبلگه کبریا کنم اول به نام حضرت دادار آسمان عرض ارادتی به صفای شما کنم دوم بخاطر دل شوریدگان عشق لختی هجای زمزمه هل اَتی کنم آهی به رسم بندگی از دل برآورم...

ادامه شعر
سعید فلاحی

سه گانی هایی برای پیامبر(ص) 1. او که هست مقتدای من سرور و سرآمد است ختم المرسلین محمد است. 2. بر ماه جمال محمد رو دارم در روز سخت رسوایی ها با نام محمد آبرو دارم. 3. آسمان و زمین را...

ادامه شعر
مرتضی فصیحی

دست ازل سررسید خانه مارابسوخت لحظه رفتن هم چشم به یاران ندوخت گرچه آندم بگفت یاورویارم تویی روز ازل گر برسد چاره کارم تویی راز دلم جابمانددردل نالان من کوکجارفته اند یاورویاران من آنکه ازاو داش...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دربار حق » من آن آزرده دل هستم،که نتوان از تو باشم دور به درگاه تو می نالم ،همین باشد مرا منظور سلیمان گر چه سلطانس ،ندارد از کرامت دور چو باران ملخ آید به دربار...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« اسرار بزرگ » پرتو بحر زمین ، آن همه بر دست من است آشکار است ونهان،هستی اش از هست من است دایره دور زمین ، را کس دیگر نـکشید نقش این دایره ، نقاشی...

ادامه شعر
سید محمد حسین شرافت مولا

بسمه تعالی طرح عاشورایی به حضرت سیدالشهدا (ع) خونت را , در خواب ِ هر شب , باید فکر کرد رنگ خدا دارد سید محمد حسین شرافت...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« اعلا ملک حق » در اعلا ملک حق،گر ما توان رفت نـمی شاید به فکر ناتوان رفت در اعلا ملک حق ، با آن رفعت5 زِ فکر کوته ما ،کی توان رفت در اعلا ملک حق ، ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

این سیطره ای فِنا مرا زار بساخت یا صانع کوزه نارو دَم فاش بساخت در وسعت چون ساخته اش مرگ تنید در تار تنیده اش بسی راز بساخت ...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

منتظران را خبر کنید وین خموشی حذر کنید آوای خوش ، دلدار رسد گوی، زهستی نظرکنید روحم زنیستی به انتها باید ز بوی تن سفر کنید عبداللهی فر(یاس)...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

دوختم چشم را برآسمان شاید که بیابم از تو ردی چون همیشه ، بود خالی جایت از عمق وجود ، کشیدم آه سردی نشسته بود بر رخساره ام غبار می کشیدم نفس اما سخت کی تو میگشتی خدای من ؟ کی بلند می شدی از ر...

ادامه شعر
همایون فتاح

بجامی کز تو نوشیدم بمستی کشیدم بال وپر درکوی مستان یکی جام دگر چون برفزودی زسرمستی شدم چون بت پرستان

ادامه شعر
علی میرزایی

امید شفا نیست تا در دل ما درد فراوان و دوا نیست با درد بسازیم که امید شفا نیست هر روز بلا پشت بلایی دگر آید دردا که دگر دفع بلا کار دعا نیست دنیا شده نا امن و جوامع شده فاسد در چشم حریصان اثر از...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

نیم تو نیم درخت عطش نیم من نیم هواو هوس عاقبت کیست چُنین است شرح! شرح فراغ است،که یا غیر درد سوز چه سازی است ،که نی باز گفت گفت و شِنودار نمودو بِمُرد حال چه کس بود چُنین فاش شد شاد نبوده است ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« ملک خدا » ای آنکه تو در ملک خدا ، بی خبر هستی اندر خبر آمد ، که تو دیوانه و مستی هر چیز که داری، همه را بر تو خدا داد شاید که در این مُلک خدا ، خود ن...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

در کوچه به غَمزه ای شُدم غَرقِ جنون در میکده می زدم هزاران می خون می در بَرَم وُ ساقی خون خوار به بَرم مَنهم به کَما کان بزدم جرعه ای خون چون خون نشست بر لبم یا اسَفا خونابه چَکید از لبم بر دل و ...

ادامه شعر
علی میرزایی

طوفان هستی پا به جایی می برد ما را در این ره سر به جایی عقل آخر بین به جایی عشق افسون گر به جایی چون حبابی روی موجم تا در این طوفان هستی ساحلم جایی برد امواج هم خود سر به جایی چون غباری در بیابا...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا