3 Stars

هادی اگر تویی که کسی گم نمی شود

ارسال شده در تاریخ : 07 امرداد 1399 | شماره ثبت : H9411764

سی بیت غزل مثنوی تقدیم به
غریب سامرا امام هادی(ع)


ای آنکه هستی ام شده ای از قدیم ها
ای عاشقِ تو حضرتِ عبدالعظیم ها

با گَرد و خاکِ صحنِ تو ادغام شد گِلَم
ویران شده چُنان حرمَت بارها دلم

تاریکیِ جهانِ مرا نورِ مُطلقی
ای جان فدایِ رویِ تو یا ایها النقی

در گوشه گوشه ی همه عالَم نوشته اند
بنگَر که در متونِ کُهن هم نوشته اند :

ازبس که سبکِ بَخشش و لطفَش جوادی است
گاهی توکلِ مُتوکِل به هادی است

بی شک همیشه بخششِ تو عاری از چِراست
ثروت همیشه نزدِ گدایانِ سامراست

ای خاکِ پات سُرمه ی چشمِ امیرها
سَر می نهند پای قدومِ تو شیرها

بعد از تو بس که دل به تو حسِ نیاز کرد
(( صوفی نهاد دام و سَرِ حُقه باز کرد ))

یک عده با تو گرچه کمی هم قبیله اند
در پُشتِ دین و اسمِ شما غرقِ حیله اند

بیزارم از تمامیِ ارباب های شهر
دلخسته ام ز جعفرِ کذاب های شهر

با سیبِ سرخِ حیله همه ناتوان شدیم
ننگا به ما که آدمکِ این و آن شدیم

از بس که خیری از همه عالم ندیده است
این جامعه به جامعه خواندن رسیده است

آقا ؛ پدر بزرگِ گُلِ آخرین تویی
یعنی برای خواندنِ او بهترین تویی

تا از قفس تمامِ جهان را رها کنی
باید خودت برای ظهورش دعا کنی

با یک دعای خود غم ما را مَحار کن
با یک دعای خود دلِ ما را بهار کن

بی تو بهار قسمتِ مردم نمی شود
هادی اگر تویی که کسی گُم نمی شود

هادی شدی که بر همگان سَر شویم ما
هادی شدی که از همه برتر شویم ما

هادی شدی که جَلدِ غمِ سامرا شویم
هادی شدی شما که کبوتر شویم ما

گمراه شد هرآنکه از این طایفه جداست
هادی شدی که پیروِ حیدر شویم ما

هادی شدی که که فاتحِ دلها شوی و بعد
از عاشقانِ فاتحِ خیبر شویم ما

هرکس غلامِ خانِ شما شد امیر شد
هادی شدی که خود همه دلبر شویم ما

هادی شدی که در همه ی کوچه های شهر
از بانیانِ روضه ی مادر شویم ما

زخمِ زبان زدن به تو جور است دائماً
وقتی که هم علی شده ای هم ابالحسن

آه ای امامِ شاعرِ ما شاعران سلام
ای چارمینِ علی! گُلِ حیدر نشان سلام

ای نامِ دلبرانه ی تو ذکرِ نابِ ما
یک قطره از غدیریه ات شد شرابِ ما

گفتم شراب و ذهنِ من انگار پَر کشید
هی جرعه جرعه روضه ی سَر بسته سَرکشید

دنیای شعر وشاعری ام بی شراب باد
بَزمِ شرابِ دفترِ شعرم خراب باد

شعرم به سَر رسید و به پای تو اشک ریخت
وقتِ گریز شد به کجا میتوان گریخت؟

دندان گرفته ام به جگر! روضه خوان بَس است
تنها برای کشتنِ ما خیزران بس است

ای کشته ی حسادت دنیا حسین جان
ای تشنه ی مُقطَع الاعضا حسین جان...


محسن کاویانی

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 6 | مجموع امتیاز : 3 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 490 نفر 1150 بار خواندند
امیر عاجلو (07 /05/ 1399)   | پرنیا آرام (07 /05/ 1399)   | محمد مولوی (07 /05/ 1399)   | کرم عرب عامری (07 /05/ 1399)   | علی معصومی (07 /05/ 1399)   | شهرام بذلی (08 /05/ 1399)   | جابر ترمک (08 /05/ 1399)   | رضا زمانیان قوژدی (08 /05/ 1399)   | ولی اله بایبوردی (08 /05/ 1399)   | اکرم بهرامچی (08 /06/ 1399)   |

رای برای این شعر
امیر عاجلو (07 /05/ 1399)  پرنیا آرام (07 /05/ 1399)  کرم عرب عامری (07 /05/ 1399)  علی معصومی (07 /05/ 1399)  جابر ترمک (08 /05/ 1399)  اکرم بهرامچی (08 /06/ 1399)  
تعداد آرا :6


نظر 1

شاعر نظر دهی برای این شعر را غیر فعال کرده است.

سریال خاتون قسمت6
سریال خاتون قسمت 6
تبلیغات فرهنگی
تو را به هیچ زبانی
بازدید ویژه
ورود به بخش اعضا

تولد اعضا