تولد اعضا
علی میرزایی

مرا دنیاست زندانی مرا دنیاست زندانی به دستم دستبند این جا نمی دانم چه چیزی کرده ما را پایبند این جا نبستم دل به دنیایی که شد ماتم سرای ما ندیدم در جهان نقشی که باشد دل پسند این جا مرا طبع بلندی ب...

ادامه شعر
علی میرزایی

یاس سفید ای ماه من تو شمع شب آرای کیستی آب حیات و باده ی مینای کیستی در ماتمت چو لاله گریبان دریده ام یاس سفید من تو دل آرای کیستی نبود امید صبح به شام فراق من صبح امید شام به فردای کی...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

چون کودکان به بازی ,اندیشه برونم سنگی فتاده با دست ,در برکه درونم اغوش می گشاید,برخورد سنگ وبرکه چون حلقه های موی سیمین رخان به گونه در یاد برکه جوید, از عشق بیکرانه ای قطره های غلطان! داری ز ا...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« آستان عشق » عشقم بر آن طریقه ی رندی، اشاره نیست جز بر طریق راستی ام ، آشکاره نیست ای همرهان ، به همره عشقم قدم زنید تا بـنگرید ، مثل همینم دوب...

ادامه شعر
علی میرزایی

ابراهیم دل در جهانی دیگرم وقتی درآغوش تو ام چون مقیم کوثرم وقتی در آغوش تو ام گر زلیخایی کنی من را به چاه عشق خود یوسف پیغمبرم وقتی در آغوش تو ام بوده ام سرباز صفر پادگان عشق تو واقعاً سرلشکرم و...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

اسمان موی سیه را باز کرد
شب شد و راز دلم اغاز کرد
می رود اندیشه ام برسوی او
چشم زند باران اشک بر کوی او
در من اینسان عشق آوا میکند
لحظه های رفته ام را چون هویدا میکند ...

ادامه شعر
سجاد صادقی

سر مکتب چه خوانده ای پاییز؟ روی حرفت نمانده ای پاییز در درونم چه دیده ای که مرا از خودت رهانده ای پاییز ؟ تو که یک عمر در پی خویش عاشقان را دوانده ای پاییز و خودت را درون سینه شان بیشتر از این ...

ادامه شعر
علی میرزایی

چشم سیر غم در دلم همیشه اگر ماندگار بود شادی به دل نساخت و ناسازگار بود کوتاه بود دست من از دامنت ولی چشمم به راه مانده و در انتظار بود اما سه چار سال جوانی به قریه ای یک رادیو و والرو،سگ در کن...

ادامه شعر
هادی نژادهاشمی

نوع نگاه من به تو اصلن هوس نبود محرم تر از تو با دل من هیچ کس نبود . آیــــــا برای روشنی مُــدعای من افتادنم به سجده برای تو بس نبود ؟؟ . تا پرسه های چشم تو در اشکهای من این مرد جز براب...

ادامه شعر
علی میرزایی

در شاهوار اگر گذشت جوانی به دل شرار که دارم هزارداغ ِ نهانی ز روزگار که دارم جوانی ارکه به آیین،ندیده ام چه غم ای دل به سینه حسرت روی تو گل عذار که دارم اگر چه این فلک ِ پیر، پیر کرد و ...

ادامه شعر
علی میرزایی

تا چشم چشم توست تا چشم چشم توست و تا دل مرا دل است جز آه صبح و ناله ی شامم چه حاصل است روزم چو چشم توست شبم زان سیاه تر تکرار صبح وشام مرا دور باطل است زان دم که بذر عشق ِتو را کاشتم به دل یاس ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

38- کجایی پژمان! یک مُشت برفِ ارزشمند ، _ طلوع کردن ندارد وَباهم قُرونی را می پیمودیم بر ضربتی از اشارتِ انگشتانت حتی . . . 22.بهمن .1395 ...

ادامه شعر
علی میرزایی

کبوتران غریبیم کبوتران غریبیم راهمان که یکی است امید خانه نداریم چاهمان که یکی است اگر که شوق پریدن به سوی من داری سر ِ قرار بیا وعده گاهمان که یکی است بیا که هر دو ی ِ ما درد مشترک داریم برای ...

ادامه شعر
علی میرزایی

حسرت به راه عشق تو عمری به سر دویدم و رفتم ز باغ عشق و محبت گلی نچیدم و رفتم خبر نداشتم از عمر بی دوام گل افسوس قدم به باغ نهادم دمی چمیدم و رفتم چه الفتی که زیار و دیار در دل من بود چه حسرتی که...

ادامه شعر
سلیمان حسنی

کاش‌یک‌روزی‌دلم شـیداشَوَد عشقِ‌ناب‌وبی‌غشی‌پیـداشَوَد کاشـــکی ٬آیــد نــــوای دلکـــشی روزِ شـــــادی در دلــم برپا شود این‌کـــویرِ تشنه از بارانِ عشق آب گیــرد تا چنـــان دریــــا شود ...

ادامه شعر
محمد جوکار

تو فریباتر از آنی ، که پس از غارت دل نبض یک شعر ، گلاویز نگاهت نشود به گمان ، پلک ببندی و بخندی و کسی عاشق دلبری گاه به گاهت نشود ؟ یا که در کنج خیالش ، بنشینی هر شب بیقرار تو و آن خنده ...

ادامه شعر
علی میرزایی

محراب ابروها به سرو قامتت دل بستم و محراب ابروها که شد قسمت مرا آخر طناب دار گیسوها شراب تلخ نا کامی به جامم ریختی اما شراب و شهد کندوی دهانت سهم پرروها نمانده جای امنی در جهان از دست نا اهلان ...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

غزل های مرا باور کنی یا نکنی ملالی نیست قلمم می رقصد شعر تازه ی را به نقشِ دفتر کاهی من می کشد دفتر کاهی من یادگاریست. از نگفته های دلم گره به اندیشه ی من خورده است یاس ...

ادامه شعر
علی میرزایی

ندارم انتظار وصل تو اگر اشکی که پشت پلک ها سد کرده ام از غم عنان از من بگیرد سیل اشکم می برد عالم ندارم انتظار وصل تو با درد می سازم که درد کهنه را کمتر مداوا می کند مرهم مرا ازآتش سوزان عشقت...

ادامه شعر
زهرا میرزایی

1. تا تو هستی ، مرا به آینه چه کار ؟ 2. مرا آهسته صدا کن و در گوشم زمزمه کن طنین عشق را... #زهرا میرزایی(ارنواز)

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا