دوبیتی ۰۵

ارسال شده در تاریخ : 25 شهریور 1398 | شماره ثبت : H948019

- سال تنهایی:
نیمه شب با سایه ی تنهای خود
ولگرد کوچه های خاموشی ام
چون دود در دل شب های سیاه و سرد
رو به عدم و سال ها تنهایی ام.


- پایان:
افیون مرگ در تن و جانم دویده است
شاید که کار من به پایان رسیده است
طوفان درد شاخه ی عمرم شکسته چند
تمام برگ و برم را به جبر چیده است.


- خجالت:
این چه عشق است و چه مهر است و صفا
که مرا پای فرو کرده است به گِل
این چه حُسن است و چه احسان و صفا
که مرا کرده خجل، کرده خجل.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 15 نفر 18 بار خواندند
سعید فلاحی (26 /06/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (26 /06/ 1398)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس