تولد اعضا
سعید فلاحی

♡ نه تو فراموش می شوی و نه من این کوچه ها، درختان گنجشک ها مغازه ها تمام پیاده‌رو های این شهر تو را به یادم می آورند ♡ حسودی ام می شود به گنجشک ها همین که هر روز سفره ی مهربانی ات را ب...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

جنگلیست در پیش رو گسترده سپید و سیاه ، گرم یا سرد چون نهالی در آن می رویم زیر آسمان تاریکش با درخشش مهتاب در شب بر خاک سردش ، ره می پویم می کوبد طوفان در به رویم می نشینم خسته و با نسیم ...

ادامه شعر
شقایق رضازاده

بروید همه جا بگویید شاعر این شعرها کمی شیرین می زد که از ترشرویی ها قصه می بافت و تلخ زبانی ها را با آرایه در هم آمیخته بود. بروید بگویید شاعر این شعرها کمی که نه، زیاد شیرین می زد که ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

♡ تو قانون شعر خوب میدانی اما افسوس دیوان چشمانت قانون ندارد. ♡ اگر چشمانت قانون ندارد خانه ات آباد، بیا خنده لبانت را برایم قانون کن. ♡ دلِ سنگِ تو روح شیشه ای من بند نمی شود سنگ روی ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

- تو را میخواهم و نسیم ملایم نفس هایت که در شرجی دوستت دارم هایم خیس خیس است. - خوشبختی همان لحظه ای است که تو کنارم هستی. - آرامشی دارد ساحل آغوش تو وقتی دریای زندگی طوفانی است. ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

♡ پنهان می کنم جای خالی ات را لابه لای خاطراتمان مثل کودکی که ترسش را زیر پتو خواب می کند. ♡ دیشب باران‌‌‌‌‌‌ نبودنت را به گریه نشسته بود. ♡ شعرهایم خیلی ساده اند آنقدر که کودکانه ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

ای معنی آب و آیینه مادر یاس های کبود سخت است باور کنم کُشتن قرآنِ طاها به ضربه ای ممکن باشد... کبودی پهلویت در صورت یاس ماند تا گواهی شود از ظلمی که در کوچه های مدینه دیدی... داغ تبِ تند م...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

زندگی را میتوان فشرد ، در سفر در طعم گرم قرص نان ، در خاک در عطر یک دشت آکنده از باران زندگی را میتوان فریفت ، در نُت در نغمۀ ساحرانۀ سه تار ، در دل در اشک سرد کودکانِ کار زندگی را میتوا...

ادامه شعر
حمید خداویسی

شکست اشک کلبه ی جانم چه ویران به تنهایی نشسته ابری لحظه ها ، سقف تاریک ست روشنایی در بس اندوه .. رعد چشمان منتظرم .... در شب تاب بی تفاوتی بردار تکرار ، بی حرکت مانده است فرصتی نیست ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

۱. باران که آمد روسری آبی ات را سر کن برای عاشقانه هایی که تو بهانه اش هستی راستش... هنوز هم به خیالی که من در قلب توام خوشبختم. ۲. فصلش که برسد من با دستان تو گل می کنم. ۳. مرا م...

ادامه شعر
سعید فلاحی

♡ به شعر چشم هایت زنده ام کن تاتار چشم تو به تیر مژگانش سالهاست کشته است مرا. ♡ مشهور به کفرم و شرک و الحاد حالی که مومن به توام، و خال سیاهت. ♡ به فروردین بگو بهار خواهد آمد و من در ار...

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

برنمی آیم رستم دستان هم که باشم نمیتوانم ازپس دلم بربیایم فاضله هاشمی"غزل"

ادامه شعر
سعید فلاحی

♡ به پا میخیزم برای کاشتن گلی بر پای لب های تو ♡ خیلی بی طاقتم دست هایت را بده حوصله ام سرحال آید تا طاقتم طاق نشده. ♡ در برابر تو اقرار می کنم زمین می‏ خورد زندگی ام بدون تو. ♡ در...

ادامه شعر
سعید فلاحی

1 ¤ از غمت! به لُکنت افتادم همچون شعرهای بی وزن و قافیه ام... 2 ¤ وقتی واژه ها قهر می کنند و شعری برای سرودن دردهایمان نیست بن بست شاعری آنجاست!. 3 ¤ انارِ رسیده بر بلندای شاخه ا...

ادامه شعر
حمید خداویسی

بگذارید .... گل بخوریم ....گل ما نیز دروازبان ...خوبی هستیم ! گل غصه ، گل تحقیر ... گل باورهای پیدا .... گل اشک های پنهان ... . . یک دنیا ... گل های سیاه گل رسوایی .... تب تلخ ...جدایی ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

لبخندت می‌کشد بره های خیالم تا چراگاه حضورت و تو گرگ میشوی و به دندان میکشی لب هایم را. سعید فلاحی

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

من تورایکجوری دوست دارم که شبیه هیچکدام ازدوست داشتن هایم نیست آخرمن توراجوردیگردوست دارم فاضله هاشمی"غزل"

ادامه شعر
سعید فلاحی

دوست داشتنت پر شده در شهر گنجشککان و درخت نسیم سحری برگ های خزان ستاره ها ابرها بره ها همه به دوست داشتنت سرگرم اند و لبخندت را محتاج... سعید فلاحی...

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

آنچه درحساب چهارمیشود ممکن است درعشق صفرهم نشود فاضله هاشمی"غزل"

ادامه شعر
سعید فلاحی

وطن... بی وطن می مانم بی آغوشت بهار را ترجمان فصل های تن توست و من هنوز زمستانی سردم در سرمای نبودت! کاش پرنده ای میشدم و به وطن تن تو کوچ میکردم یا که درختان اردیبهشت لااقل مرا به فرزندخ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا