آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :
3 Stars
مینا یارعلی زاده

تنور مادر بزرگ

ارسال شده در تاریخ : 15 بهمن 1399 | شماره ثبت : H9414794

«تنور مادر بزرگ»

قیامت می کند با گندم و آتش
از بوی تازه ی نان، سرمست
عشق را همراه با لبخندی ملیح
گوشه ی سفره می نشانَد

در تنور روزگاران چه دیده است؟!
که این چنین آرام گونه و ملیح لبخند میزند
پینه های هر دو دستش
این چروک های رفته تا مرز چانه اش
و خطوط منحنی پیشانی
در کل کتاب مقدسی است

اعجازش نان است، مادر بزرگ
عطر بی مانند نان، پیچیده در جان هوا
بی گمان رایحه ی پختن نان
بهشت را روی زمین می کشاند
آدم هم اگر نباشیم
مست می شود مشام جان

همیشه بوی بهشت می دهد،
حتی با سر انگشتان سوخته اش
گویی رسولی ست
نان و نمک به دست
آب و آتش و خاک و باد را
باهم آشتی داده ست…

#مینا_یارعلیزاده

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 4 | مجموع امتیاز : 4 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 462 نفر 1079 بار خواندند
امیر عاجلو (15 /11/ 1399)   | محمد مولوی (15 /11/ 1399)   | رضا کاظمی اردبیلی (16 /11/ 1399)   | حسن مصطفایی دهنوی (16 /11/ 1399)   | کاویان هایل مقدم (16 /11/ 1399)   | محمد رضا درویش زاده (16 /11/ 1399)   | کرم عرب عامری (16 /11/ 1399)   | رویا امامی (16 /11/ 1399)   | محمود گندم کار (17 /11/ 1399)   | مجید ساری (17 /11/ 1399)   | مرتضی برخورداری (18 /11/ 1399)   | مینا یارعلی زاده (23 /11/ 1399)   | محمدعلی سلیمانی مقدم (07 /12/ 1399)   | کرامت یزدانی(اشک) (10 /12/ 1399)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :6


نقد 1

  • محمود گندم کار   23 بهمن 1399 02:11

    سلام.تبسیار عالی بود .این شعر زیگورات هم تقدیم به شما که اهل شوشترید..شعر را باتصویرزیگورات در سایت شعر ایران بخوانید
    زیگورات
    جای پای کودکی گستاخ و  بازیگوش
    مانده بر نقش سفالین آجری درشوش
    گامهای کوچک آن کودک دوران
    در درون دشت  حاصلخیز خوزستان
    از هزاران سال و ماه و روز جاویدان
    در چغازنبیل شوشا معبد ویران
    چون شد آن دوران ؟ بگو  ای کودک دیروز
    جای پایت چون فسیل لشکری  پیروز
    تاکجا رفتی در این صحرای بی پایان
    سرنوشتت راچه شدای کودک انسان
    رد پاهایت شده گم در فراموشی
    یا که در سرداب سرد مرگ و خاموشی
    قصه ای می خوانمت از خواب دلتنگی
    در پسین روزگار ساکت و سنگی
    گوش کن تا خاطراتت را ز سر گیرم
    باخیالم تا کنارت بال و پر گیرم
    در شکوه و شوکت تاریخی این خاک
    سر کشیده معبدی از خاک تا افلاک
    برفراز پلکان بام زیگورات
    آنک امشب مانده ام از روزگاران مات
    شوش واین دروازه های قلعه ی زرمیخ
    شوش وآن  اسطوره های کهنه ی تاریخ
    پادشاه شهر شوشا شاه اونتاشگال
     مردمان سرزمینش ساده و خوشحال
    چون بنا گردید زیگورات غول آسا
    تا شود برمردمانش زندگی زیبا
    تاخدای شهر  دور اونتاشی ی عیلام
    را نمایند شکر در هر بامداد وشام
    آن خدای آسمان  شوش اینشوشناک
     اورمزد باستان در سرزمینی  پاک
    دشمن جنگاورش آشور بداقبال
    پنجه ی تیغ سپاهش آهنین چنگال
    عاقبت آشور بنی پال  دل اهریمن
    کرد آهنگ سقوط شوش و این میهن
    دشت شد زیر سپاه شوم وهم انگیز
    کاخها و شهرها از دشمنان لبریز
    ماند تنها یادشان بر  پهنه ی این دشت
    آه از خاموشی ی دوران بی برگشت

    از مجموعه شعر دفتر اساطیر
    سروده شده در 18بهمن 99

    پی نوشت sadمنسوب به دوازده قرن پیش از میلاد)
    مجموعه‌ مذهبی دوراونتاش پیرامون ۱۲۵۰ پ. م (۱۲۴۰–۱۲۷۵ پ. م)،
     در دوران شاه ایلامی اونتاش ناپیریشا،
    در ستایش «اینشوشیناک» ایزد نگهبان شوش ساخته شد.
    این بنا در اصل از ابنیهٔ سومری بوده که برای عبادت خدایان به شکل مرتفع ساخته
    می‌شده و در ممالک بین‌النهرین به وفور دیده می‌شود.
    از این ابنیه به جا مانده همچون زیگورات اور، زیگورات اتمنانکی،
     زیگورات انلیل، زیگورات لارسا، زیگورات دور شاروکین در عراق نیز می‌توان نام برد.
    معبد چغازنبیل و دوراونتاش مانند بسیاری از شهرهای دیگر ایلام،
     در جریان جنگ‌های ایلام و آشور، در یورش سال ۶۴۵ ق. م سپاه آشور
     به سرکردگی «آشوربانی‌پال» ویران شدند
    کتیبه آفرینش
    در بخش تاریخی موزه ایران باستان کتیبه ای به چشم می خورد که به دستور شاه آن زمان ایلام
    و برای نگهبانی بر دروازه های وروردی زیگورات چغازنبیل قرار داده شده است.
     این کتیبه به شکل گاوی نر به ارتفاع 106 و بدن 108 سانتی متر است
    و جنس آن گل پخته ی لعابدار بر پشت گاو کتیبه ای به خط عیلامی نوشته شده :
    من اونتاش گال ، آجرهای طلایی را حکاکی کردم. در اینجا این نیایشگاه را (که شاهان قدیم نکردند آنچه را من کردم )
     برای خدایان گال و اینشوشیناک ساختم . باشد که این کارهای من هدیه‌ای باشد برای خدایان و این را از من بپذیرند
     و سایه محافظت کننده خود را برسر این مکان مقدس همچون یک نگهبان قرار دهند.
     همچنین من این هدیه را ساختم تا زندگی طولانی به دست آورم، همواره سالم باشم و سپس این بنا را به تبارم واگذارکنم.
     باشد این خدا، این هدیه را همچون یک اقتدار معنوی بپذیرد
    در سطح آجرفرش بیرونی چغازنبیل بیش از چهار جای پای کودک و حیوان وجود دارد که
    به گفته کارشناسان این قدیمی ترین رد پای انسان در جهان است که تاکنون یافت شده است.
    همچنین جای پای حیواناتی مانند گربه روی این خشت ها وجود دارد که
    باستان شناسان علت آن را خشک کردن خشت ها در کنار دریا و در معرض نور خورشید
    که محل عبور حیوانات بوده و باعث خشک شدن جای پایشان روی آنها شده است، می دانند.

نظر 7

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

سریال خاتون قسمت6
سریال خاتون قسمت 6
تبلیغات فرهنگی
تو را به هیچ زبانی
بازدید ویژه
ورود به بخش اعضا

تولد اعضا